برای مادرم : نامه شاهرخ زمانی‌ از زندان گوهر دشت به مناسبت درگذشت مادرش

10931438_10153587485014778_2676127812879636356_nنَمی‌رند و نَمی‌رند، آنان که ره خلق بگیرند…
من چشم در خانواده‌ای باز کرده و بزرگ شده‌ام که سوسیالیزم به عنوان آرمان رهایی بشریت از ستم و بهره‌کشی و طبقه‌ی کارگر به عنوان تنها نیرو و مرکز ثقل این تغییر انقلابی، مقدس شمرده ‌می‌شد و با تمام وجود در خدمت آن قرار گرفتیم. بدین جهت، پاسداران نظام سرمایه‌داری، چه با شکل تاج و چه در پوشش عمامه، لحظه‌ای آزار و اذیت و زندان و شکنجه‌ی ما و تمامی مبارزین راه آزادی بشریت برای جلوگیری از فعالیت انقلابی آگاه‌گرانه دست برنداشتند.
منزل ما در تبریز، محل رفت‌و‌آمد بزرگانی چون بهروز دهقانی، صمد بهرنگی، غلامحسین ساعدی، چنگیز احمدی، عبدالله افسری و دیگر انقلابیون بود. مادرم در چنین فضایی تمامی محبت و تلاش‌های قهرمانانه‌ی خود را فداکارانه صرف کمک به خانواده و سرپا نگه داشتن آن و ادامه‌ی مسیر انقلابی کرده بود. طعم تلخ بی‌پناهی در نبود سرپرستان خانواده، عمو و پدرمان در دوران حکومت ستم‌شاهی از سال ۱۳۵۰ در رابطه با چریک‌های فدایی خلق ایران شروع شده و سپس در سال ۱۳۵۷ که آن‌ها با قیام عمومی از زندان آزاد شدند، خانه‌ی ما به مرکز فعالیت‌های انقلابی تبدیل شد. ادامهٔ مطلب »

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی کُرد ارومیه پایان یافت

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 

اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی کُرد محبوس در زندان مرکزی ارومیه، پس از ٣٣ روز مقاومت این زندانیان، با انتشار اطلاعیه‌ای از سوی آنها خاتمه یافت.

بنا به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، ۲٨ زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان مرکزی ارومیه (دریا)، در اعتراض به عدم اجرای اصل تفکیک جرایم و در راستای بند مستقل سیاسی و بازگرداندن زندانیان سیاسی پراکنده در سایر بندها و همچنین خروج زندانیان با جرایم خطرناک و جرایم مربوط به مواد مخدر از بند زندانیان سیاسی، توقف رفتارهای غیر انسانی و تحقیرآمیز در قبال زندانیان و اعضای خانواده آنها، از روز پنج‌شنبه ۲۹ آبان‌ماه، تا پایان روز دوشنبه اول دی‌ماه ۱۳۹۳، دست به اعتصاب غذا زدند. اکنون پس از ٣٣ روز مقاومت و اعتراض قانونی، ۲٨ زندانی سیاسی کُرد طی اطلاعیه‌ای به اعتصاب غذای خود پایان دادند.
زندانیان معترض در این اطلاعیه نتایج اعتصاب غذای خود را پیروزمندانه و آن را موفقیت‌آمیز عنوان کرده‌اند.
نسخه کامل اطلاعیه زندانیان سیاسی کُرد در اختیار «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» قرار گرفته و در پی آمده است.

«اطلاعیه» ادامهٔ مطلب »

شهریور ! شهریور خونین نزدیک است ! حکومت اسلامی حاکم بر ایران همان داعش است و لاغیر !

65390_103644696466316_569911975_n (1)ما معمولا تلاش می کنیم تا تصاویر خشونت بار قتل ، اعدام و کشتارهای جهان سرمایه داری کنونی ، که از سال های گذشته و این روزها به صورت تصویری و ویدئوئی در رسانه ها جمله شبکه های مجازی ،ازجمله انتشار می یابند ، را بازتاب ندهیم . در عین حال از آن دسته از گروه هائی هم  نیستیم که به تئوری اعمال » روش های عاری از خشونت » و » مسالمت آمیز » برای تغییرات بنیادی دلخوش کرده باشیم . این یک توهم است که نیروی انقلاب حتما باید از تاکتیک مسلحانه و اعمال روش قهرآمیز برای پیروزی انقلاب پرهیز کند . این یک خیالبافی ست که این تاکتیک را کلا از انواع روش های مبارزاتی مان به کناری بگذاریم . در اینجا می خواهیم در مورد ویدئوی مربوط به اعدام های صحرائی و به آب انداختن بسیاری از آن 1500 عراقی اسیری سخن بگویم که احتمالا شما هم دیده اید . اعدامهائی اینچنین ، که ویدئو آن را برخلاف میل مان به اشتراک می گذاریم ، به دست موجوداتی به نام داعش ، تازه نیستند . اینکه داعش آن را با سبعیت هر چه تمامتر به نمایش می گذارد ، تنها تاکید مجددی است بر اینکه اسلام سیاسی همین است و اصل و فرعی  هم ندارد . اینکه همه نظام های ایدئولوژیک ، دشمنان اندیشه و دشمنان سازش ناپذیر مخالفین خود هستند و قاطعیت  برخورد شان با » دشمنان » از کانال طناب دار و تیرباران می گذرد . به باور ما داعش نمونه بی همتائی ست که به همراه ایدئولوژی فاشیسم ، افتخار آن را تا به ابد خواهد داشت که بما بگوید تجسم آشکار بربریت بوده ، هست و خواهد بود . اما ، تجسم نهان چنین بربریتی  چه  کسانی هستند ؟ یک : حکومت اسلامی ، همان حاکمان مسلط بر کشورمان  و دو : کشورهای » معظم » سرمایه داری و یا همان جهان سلطه  که » دموکراسی » را » با دخالت های بشردوستانه » شان را صادر می کنند .

با همین مقدمه طولانی می خواهیم نقبی بزنیم به کشتار بزرگ سال 67 ! ادامهٔ مطلب »

تکذیبیه امضای رضا شهابی زیر بیانیه پایان به کشتار مردم فلسطین!

RSH-739x1024در تاریخ 3/5/93 بیانیه ای در سایت ها انتشار یافت تحت نام به کشتار مردم فلسطین بی درنگ پایان دهید. هر چند من با هر گونه جنگ طلبی دولت ها مخالف هستم و می دانم که تنها مردم بی دفاع قربانی این جنگ ها هستند اما از سوی دیگر این دولت سراپا جنایت کار اسرائیل است که سالهاست مردم بی دفاع فلسطین و غزه را قتل عام می کند. اگر به تاریخ نگاهی هر چند اجمالی داشته باشیم خواهیم دید که قبل از اینکه گروه حماس فعالیت خود را شروع کند (این به معنای تائید گروه حماس نیست) مردم فلسطین زیر شدید ترین حملات هوایی و زمینی ارتش اسرائیل بودند و سالهاست سرکوب مردم فلسطین به دست ارتش اسرائیل و به حمایت دولتهای امپریالیستی در جریان است. اگر امروز بان کی مون اعلام می کند که به خاطر این جنگ متوقف نمی شود «چون گروه حماس آن را قبول نمی کند» یعنی به نظامیان اسرائیل مجوز می دهد تا بیشتر به قتل عام مردم بی دفاع فلسطین و نوار غزه بپردازند. همانگونه که همه عزیزان و کارگران می دانند من در بیمارستان بستری هستم و پزشکان منتظرند تا از نظر جسمی بهبود یابم و آن زمان به مدوای من اقدام کنند. امروز 4/5/93 مطلع شدم که امضای من در پای این بیانیه آمده بدون اینکه کسی یا کسانی با من هماهنگی لازم را بعمل آورند. به این ترتیب اعلام می دارم که امضای فوق مربوط به من نیست و از بانیان این بیانیه می خواهم که هر چه سریعتر اسم اینجانب را از زیر این بیانیه بردارند. از همه عزیزان درخواست می کنم که از این به بعد بدون هماهنگی با شخص خودم و یا کمیته دفاع از رضا شهابی اقدام به امضاء یا انتشار هیچ نوشته، نامه یا بیانیه ای به نام من نکنند چرا که به هیچ وجه مورد تایید من نبوده و نخواهد بود. 4/5/93 بیمارستان امام خمینی تهران ساعت 3 بعدازظهر رضاشهابی ذکریا انتشار از کمیته دفاع از رضا شهابی

رضا شهابی در پنجاهمین روز، اعتصاب غذایش را شکست

RSH-739x1024در ۵۰ امین روز اعتصاب غذای رضا شهابی در روز یکشنبه ۲۹ تیر ماه آقای خدابخشی نماینده ی دادستان تهران با مراجعه به بیمارستان بر بالین رضا حاضر شد و با توجه به وخامت وضع جسمی رضا از جمله خونریزی شدید معده، لاغری، بی حسی و مشکلات عدیده ی جسمی در حضور رضا و همسرش اعلام نمود که با مرخصی پزشکی رضا موافقت می کند و از رضا نیز درخواست نمود که اعتصاب غذای خودش را متوقف نماید.

رضا شهابی با توجه به اظهارات نماینده ی دادستان مبنی بر آغاز روند صدور مرخصی پزشکی از ابتدای ساعات اداری پیش رو، که در واقع اجرایی شدن خواسته های وی می باشد اعلام نمود نظر به درخواست اکید دوستان، فعالین کارگری، تشکل ها و نهادهای داخلی و خارجی و نیز درخواست همسر و اعضای خانواده اش در ۵۰ امین روز اعتصاب (از ساعت ۷ عصر یکشنبه ۲۹ تیرماه ۹۳) دست از اعتصاب غذا بر می دارد؛ اما چنانچه کوچکترین ممانعت یا تغییری در روند اجرایی شدن خواسته هایش ایجاد گردد مجدداً اعتصاب غذای خود را از سر خواهد گرفت و تن به عمل جراحی نیز نخواهد داد.

در صورت صدور مرخصی پزشکی، رضا شهابی با عمل جراحی که باید هر چه سریعتر انجام گیرد موافقت خواهد نمود. پزشکان معالج با توجه به اوضاع جسمی رضا انجام عمل جراحی و نیز مرخصی پزشکی بعد از عمل را برای سلامتی رضا و خروج وی از این بجران و وخامت جسمی ضروری اعلام کرده اند.

کمیته دفاع از رضا شهابی
۲۹ تیرماه ۱۳۹۳

رضا شهابی عزیز ! به اعتصاب غذایت پایان بده !

RSH-739x1024       اعتصاب غذای رضا شهابی، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد ، دارد  وارد ششمین هفته خود می شود . اعتراض این کارگر آگاه زندانی ، اعتراضی ست به فشارها و شرایط غیرانسانی حاکم بر زندان های حکومت ددمنش اسلامی  . آخرین نمونه اش تبعیدش بود از زندان اوین به جهنم گوهردشت . شهابی برای چهارمین بار از زمان زندانی شدنش ، اینبار نیز ارزشمند ترین داشته اش ، یعنی تن نحیفش ، را  به وسط گذاشته است . اعتصابی که اکنون میرود تا وی را با خطراتی جدی ، از جمله مرگ در زندان ، روبرو گرداند .

طبقه کارگر و همه انسان های مترقی ایران و جهان پیام برحق بودن تام و تمام شهابی و شهابی ها را که همانا مقاومت دربرابر زر و زور بوده و می باشد را دریافت کرده و با او همبسته اند . ولی همین ها از سوی دیگر و به حق نمی خواهند که جنبش طبقه کارگر از وجود این گوهر های کمیاب بی نصیب شود .
رضای گرامی ! به اعتصابت پایان بده ! به دشمنان طبقاتی ات این فرصت را نده که به آرزوی دیرینه شان، که همانا سربه نیست شدنت هست ، برسند.

در محکومیت دستگری فعالان کارگری

1010369_703790259666990_3619688380276555021_nسایت خبری جنبش خرداد : اول ماه مه ، روز جهانی کارگر ، با دستگیری گسترده فعالان کارگری همراه بود . این دستگیری ها زمانی صورت گرفت که حسن روحانی ، این «روباه بنفش» ، در سخنرانی حکومتی خود به مناسبت این روز ، داشت می گفت که : «کارگران باید بتوانند از طریق تشکل‌ها و جمعیت‌های آزادشان صدای خود را به گوش مسئولان و وزارت کار راحت و شفاف برسانند.»
جواب این سخنان دروغ نماینده حکومت را اما ابراهیم مددی ، که خودش جزء دستگیر شدگان است ، چه خوب داد . او توانست قبل از انتقال به زندان جهنمی اوین بگوید «حکومتی که کارگران را به‌خاطر توزیع گل و شیرینی در روز کارگر دستگیر کند و کتک بزند، نمی‌تواند ادعای دموکراسی داشته باشد.»
حکومت ِ سرکوب ، زندان و اعدام اسلامی ، که دولت روحانی نیز از همان آغاز جزء لاینفک آن بوده و هست ، اما ، بزودی پاسخ جنایت های روزمره خود را دریافت خواهد کرد . پاسخی که قطعا از طریق ادامه روش مورد پسند طرفداران » مبارزه مدنی و غیر خشونت آمیز » ، که چیزی جز نفی انقلاب مردم نیست ، به پیش برده نخواهد شد . از سوی دیگر باید 
دستگیری های امروز فعالان کارگری ، پیام خود را بخوبی به چپ رفرمیست ایران ، که خود را دلخوش به دولت روحانی  و ائتلاف رفسنجانی کرده  و در انتظار » باز شدن فضای  تنفسی » له له می زند ، رسانده باشد . چنین چپی،  » چپی » که از بد حادثه نام   «کارگر» را نیز با خود حمل می کند ، بهتر است گور خود از همین حالا برای خودش بکند ، چرا که در رویاروئی های بزرگ پیش رو ، با خفت و خواری بیشتری به گورستان تاریخ خواهد پیوست .

زنده باد مبارزات حق طلبانه طبقه کارگر و سایر نیروهای کار و زحمت ایران ! 

نابود باد حکومت ضدکارگر حاکم بر ایران ! 

گزارشی از وقایع روز جهانی کارگر در تهران

 بیانیه مشترک تعدادی از فعالین کارگری در ایران بمناسبت اول ماه مهدر روز جهانی کارگر، روزی که حسن روحانی در مراسم دولتی آن از آزادی تشکل‌یابی کارگران سخن گفت، ۲۳ تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و چندین فعال اتحادیه آزاد کارگران ایران بازداشت شدند.

رادیو زمانه ـ به‌گزارش زمانه، جمعی از فعالان کارگری و اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در پایانه آزادی شهر تهران بازداشت شدند.آن‌ها تصمیم داشتند در ساعت ۱۲الی ۱۴روز پنج‌شنبه ۱۱ اردیبهشت، برای بزرگداشت روز جهانی کارگر در پایانه اتوبوسرانی میدان آزادی اقدام به توزیع گل و شیرینی در بین شهروندان کنند که با انبوهی از نیروهای پلیس، نیروهای لباس شخصی و پلیس ضد شورش روبه‌رو شدند.

ادامهٔ مطلب »

درباره‌ی مبارزه‌ی طبقاتی کارگرانِ ایران نوشته‌ی: رضا شهابی

400604_528194620560818_1723893140_nگروه پروسه توضیح ناشر
این نوشته را رضا شهابی از اعضای سندیکای اتوبوس‌رانی تهران و حومه قبل از بازگشت به زندان اوین منتشر کرده است. ما به سفارش تعدادی از فعالین کارگری که قصد انتشار گسترده‌ی این متن را داشتند، این مقاله‌ی رضا شهابی را برای انتشار در دو سایز A4 و A5 آماده کردیم و برای استفاده‌ی همگانی هم اکنون از طریق سایت خودمان آن را ارائه می‌کنیم.
همان‌طور که خود نویسنده در متن اشاره کرده است هر نویسنده و یا فعال کارگری ممکن است در دوره‌ای بر خلاف منافع هم‌سرنوشتان خود حرکت کند و این خطر با توجه به حوادث اخیر درون جنبش کارگری نگرانی‌های جدی‌ای ایجاد کرده است ولی این مانع آن نمی‌شود که پیشاپیش آثار کارگران آگاه و مبارزی که اکنون در جدال و مبارزه حضور مستقیم دارند را نادیده گرفت. رضا شهابی اکنون و در این متن به گمان ما چهارچوبی صحیح را ترسیم کرده است که می‌تواند پایه‌ی حرکتی سراسری و گسترده در شرایط کنونی پراکندگی در سطح جنبش کارگری ایران قرار گیرد. بی‌تردید انتقاداتی شاید از سوی ما متوجه مراودات و مواضع ایشان هم باشد اما به طور کلی انتشار این متن را در سطحی گسترده و در آستانه‌ی فرا رسیدن روز جهانی کارگر مفید و موثر می‌دانیم.
لازم به تذکر است که این نوشته را ما از سایت سندیکای اتوبوسرانی(http://www.syndicavahed.asia/) اخذ کرده‌ایم.

(در پخش و انتشار این جزوه، کارگران مبارز را یاری دهید)
لینک دانلود سایز A4 :
http://newprocess2010.files.wordpress.com/2013/04/shahabi-a4.pdf

 —

دل نوشته ها و دفاعیات ریحانه جباری قسمت دوم و سوم

reihaneh-26تختی چند طبقه در سالن دو زندان شهرری جا گرفته است. هیچ دلبستگی به جهان ندارم و تنها آرزویم این است که پدر و مادرم فراموشم کنند. جهان و همه زیبایی و زشتیش برای کسانی که مشتاق آنند. هیچگاه دلم نخواسته خودکشی کنم. چه قبل از زندان و چه پس از آن . تا آخرین روز هم زندگی خواهم کرد . اما وابسته به آن نیستم . مثل لباسی که تن میکنی ولی غصه نمیخوری اگر آن را عوض کنی . یا حتی دور بیندازی . زندگی هم برای من همین است. لباسی که از تن در میاورم و لباس دیگر می پوشم .لباس، پوشاننده بدن، نقابی که زشتی یا زیبایی تن را می پوشاند و جهان و زندگی نیز لباسی است رنگارنگ. اکنون پچ پچ زندانیانی که آرام از خواب بیدار می شوند نشان از پایان یک شب دیگر دارد و دوباره زندگی به جریان می افتد . من شبی دیگر را بیدار بودم برای بالا آوردن آنچه دیدم. ادامهٔ مطلب »

چهار زندانی کرد در یک‌ قدمی چوبه دار

298559_aHIPz099رادیو آلمان: چهار زندانی سیاسی کرد در آستانه مرگ قرار دارند. حکم اعدام آن‌ها از سوی دیوان‌عالی کشور تایید و روز دوم اردیبهشت از سوی دایره اجرای احکام زندان ارومیه به آن‌ها ابلاغ شده است.تایید و ابلاغ حکم چهار زندانی سیاسی کرد به اسامی محمد عبداللهی، مصطفی سلیمی، علی و حبیب افشاری در دیوانعالی کشور، نگرانی سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق‌ بشر را برانگیخته است.»سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان» خبر داده که حکم اعدام علی و حبیب (زرگار) افشاری روز سه‌شنبه دوم اردیبهشت به صورت رسمی به این دو ابلاغ شده است. حکم محاربه این دو که قبلا از سوی دادگاه مهاباد صادر شده بود، پس از اعتراض و تجدیدنظر خواهی، دوباره از سوی شعبه ۳۱ دیوانعالی کشور تایید شده است.سازمان یاد شده در هفته گذشته هم از قطعی شدن حکم اعدام دو زندانی سیاسی کرد خبر داده بود که مصطفی سلیمی (ایلوبی) و محمد عبداللهی نام دارند.این چهار نفر متهم به ارتباط و همکاری با احزاب کرد شده‌اند. سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان می‌گوید مصطفی سلیمی (ایلوبی) از ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ به مدت ده روز در اعتراض به تایید حکم اعدام خود، اعتصاب غذا کرده بود که پس از پایان آن از سلول انفرادی به بندعمومی زندان ارومیه منتقل شده است.به گفته این سازمان، ادامهٔ مطلب »

نامه نسرین ستوده به زندانیان بند ۳۵۰ : شجاعت‌تان را تحسین می‌کنیم

جرس: نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل دادگستری، در نامه‌ای به زندانیان بند ۳۵۰ اوین، ضمن اظهار تاسف از حادثه‌ی پنج‌شنبه خواهان رسیدگی دقیق و روشن شدن ابعاد فاجعه و شناسایی عاملان و آمران آن شد.

به گزارش جرس، وی در نامه‌ی خود با تاکید بر این که «مجازات چنین عمل وحشیانه‌ای توسط ماموران دولتی حبس است» آورده است: هر چند در میان زندانیان بند ۳۵۰ یکی از شایسته‌ترین و شجاع‌ترین وکلای ایران، حضور دارد که قطعا راهنمایی‌های لازم را خواهد کرد، معهذا بسیاری از اعضا ی جامعهٔ وکالت با افتخارآمادهٔ پذیرش وکالت زندانیانی هستند که مورد ضرب وشتم قرار گرفته‌اند و در راه انجام وظیفه از تهدید به بازداشت و لغو پروانه بیمی به دل راه نمی‌دهند.

متن کامل نامه نسرین ستوده که در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:

پسران، برادران و بزرگ مردان بند ۳۵۰ ادامهٔ مطلب »

از تونل باتوم تا سالن ملاقات؛ جایی که از آثار ظلم پرده برداری شد


کلمه – گروه خبر: بالاخره روز ملاقات زندانیان بند ۳۵۰ رسید. ملاقاتی که از پنجشنبه همه خانواده‌های زندانیان اوین در انتظارش بودند و برای دیدن سلامت عزیزان دربندشان لحظه‌شماری می‌کردند. شاید بسیاری از آنان دوست داشتند ادعاهای رییس سازمان زندان‌ها و وزیر دادگستری درست باشد اما امروز با چشم‌ دروغ‌گویی اسماعیلی را از پشت کابین‌های ملاقات دیدند.

جو به شدت ملتهب و متشنج از همان بدو ورود و در خیابان منتهی به زندان دیده می‌شود. بیرون زندان پر از گارد و ون پلیس بود و همه خانواده‌ها با تعجب به آنان نگاه می‌کردند. وارد سالن می‌شوند و از حال خانواده‌هایی که پیش از آنها به ملاقات رفته‌اند، متوجه اوضاع می‌شوند. مادر اکبر امینی از حال رفته و آمبولانس برای بردنش آمده است. او پسرش را با سر و گردن شکسته ملاقات کرده و چند باری در حین ملاقات از حال رفته است. هر گروه از ملاقات‌کننده‌ها که از سالن ملاقات کابینی بیرون می‌آیند، شروع به شعار دادن می‌کنند. شعار “مرگ بر دیکتاتور” و “الله اکبر” همه فضای سالن ملاقات را فراگرفته است، هیچ کس انتظار این حجم از خشونت و درگیری را نداشته و همه با عصبانیت سالن ملاقات را ترک می‌کنند. ادامهٔ مطلب »

روایت تکان‌دهنده خانواده‌های زندانیان ۳۵۰ از ملاقات با آنها : گزارش بی بی سی

140419164729_prisoners_family_512x288_bbc_nocreditبرخی خانواده‌های زندانیان بند ۳۵۰ اوین امروز با این زندانیان ملاقات کرده‌اند. از هر خانواده یک نفر و برای زمان محدودی حدود ۵ دقیقه فرصت ملاقات داشته‌ است.زندانیان در این ملاقات اخبار مربوط به حمله روز پنج‌شنبه را تایید کرده‌اند. برخی از آنان اعلام کرده‌اند که در اعتصاب غذا به سر می‌برند. اعضای خانواده آنها مشاهده کرده‌اند که برخی از این زندانیان دچار کبودی و تورم بوده‌اند.این در حالی است که غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان‌ها در ایران، امروز ضمن تکذیب مجدد درگیری گفت: “ایراد ضربی حتی در حد تلنگر رخ نداده است.” آقای اسماعیلی گفت: “خانواده زندانیان پس از دیدار با زندانی خود متوجه خلاف واقع بودن این اخبار شبکه های مخالف نظام شدند

‘اسیر جنگی’

ادامهٔ مطلب »

آژانس کُردپا: یک زندانی کُرد در شهر بوکان، «به طرز مشکوکی» در زندان جان خود را از دست داد.

به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، یکی از زندانیان زندان مرکزی بوکان به نام سامان دادرس فرزند محمد به دلایل نامعلومی جان خود را از دست داد.این زندانی کُرد، متأهل و ساکن شهر بوکان است که روز چهارشنبه بیست وسوم بهمن‌ماه، جسد وی پس از سه روز نگهداری در پزشکی قانونی این شهر به خانواده‌ی وی تحویل داده شد و به خاک سپرده شد.منابع محلی گفتند:»این زندانی کُرد به مدت ١٢ سال در زندان بوده که پس از ٥ سال نگهداری در زندان شهر بوکان، روز دوشنبه هفته گذشته به «طرز مشکوکی» جان خود را از دست داد».پزشکی قانونی شهر بوکان به بهانه اینکه تاکنون دلیل اصلی مرگ سامان دادرس معلوم نشده، از ارائه‌ی گزارش به خانواده‌ی وی خودداری می‌کند.

چرا دست از سر خانواده ها برنمی دارید؟محمد ملکی

DSC045471کیهان نوین : دکتر محمد ملکی اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب نسبت به احضار تلفنی بازجویش واکنش شدیدی نشان داد:چند روزی است که بعلت سرما و برف و تشدید بیماری در منزل استراحت می کنم. امروز ساعت ۶ عصر بود که پسرم، ابوذر، تماس گرفت و گفت آقای بازجو تلفن کرده و گفته من و شما به اداره اطلاعات برویم. به پسرم گفتم اگر شماره تلفن بازجو را داری با او تماس بگیر و بگو من در شرایطی نیستم که بتوانم به دیدار ایشان بروم. از این گذشته من به هیچ وجه با احضار تلفنی جایی نمیروم. اگر با من کاری دارند با نامه احضارم کنند.

من نمیفهمم اصلا چه دلیلی وجود دارد که با فرزند من که در این سالها هزاران گرفتاری برایش درست کرده اند تماس می گیرند و او را تحت فشار می گذارند. مدرک لیسانش ابوذر را سالهاست به دلیل فرزند محمد ملکی بودن مصادره کرده اید ادامهٔ مطلب »

بیانیه کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی در محکومیت اعدام دو فعال فرهنگی عرب

نگاره: ‏بیانیه کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی در محکومیت اعدام دو فعال فرهنگی عرب http://kampain.info/mer.php?id=796 همچنان که در خبرها آمده بود حکومت جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به استفاده از سلاح ارعاب و اعدام روی آورده و دو زندانی سیاسی عرب را اعدام کرد. آخرین اخبار مربوط به "هاشم شعبانی‌نژاد" و "هادی راشدی" دو فعال فرهنگی شهر رامشیر ذکر شده بود که احکام اعدام آن‌ها توسط شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور تایید شده و توسط اداره اطلاعات اهواز به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند. مامورین وزارت اطلاعات طی روز جاری به خانواده این دو زندانی سیاسی اعلام نمودند که آنها چهار روز پیش ایشان اعدام شده‌اند. بنا به گفته فعالان منطقه، مقام‌های امنیتی اهواز به خانواده زندانیان گفته‌اند: "آنها اعدام و دفن شده‌اند". قرار است محل دفن این افراد، بعدا به خانواده‌های آنها اعلام شود. "هاشم شعبانی‌نژاد" پس از اعتراضات سال ۱۳۸۵ در اهواز در سال ۱۳۸۶ بازداشت و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. این زندانی سیاسی که از فعالان فرهنگی عرب اهوازی و از فعالان دانشگاه بود، در آخرین نامه خود که به زبان عربی منتشر شده، گفته بود با اسم مستعار برای حمایت از اقلیت عرب ساکن ایران فعالیت می‌کرده است. وی همچنین به فعالیت‌های خود در دانشگاه و سپس انتشار دیدگاه‌هایش در اینترنت اشاره کرد. "هادی راشدی" هم پس از اعتراضات سال ۱۳۸۵ در اهواز در سال ۱۳۸۶ بازداشت و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. نامبرده نیز از فعالان مدنی عرب بود و در زمینه حمایت برای اقلیت عرب فعالیت داشت. در دو سال گذشته‌ حداقل دو بار احكام اعدام فعالان سیاسی و فرهنگی عرب اهوازى در مکان‌هایی نامعلوم و بدون اطلاع وکلا و خانواده‌های قربانبان اجرا شده‌ است. "عبدالرحمن حیدریان"٬ "عباس حیدریان"، "طاها حیدریان"، "على شریفى" از اهالى منطقه ملاشیه اهواز در 18 ژوئن 2012 از زندان كارون منتقل و در مكانی نامعلوم اعدام شدند. با گذشت بیش از 18 ماه از اعدام آنها هنوز محل دفن پیکرها به هیچ‌یک از خانواده‌ها اطلاع داده نشده است. از طرفی دیگر اجراى حكم اعدام در حق چهار فعال عرب اهل شادگان (فلاحیه) به نام‌های "غازى عباسى"، "عبدالرضا امیر خنافره"، "عبدالامیر مجدمى"، "جاسم مقدم" در تاريخ 2 دسامبر 2013 طى تماسى تلفنى از سوى اداره اطلاعات اهواز به خانواده‌ها ابلاغ شد ولى اين خانواده‌ها تاكنون از زمان و مكان اجراى حكم اعدام و محل دفن اجساد فرزندانشان بى خبر هستند. بی‌گمان اعدام فعالان سیاسی و مدنی در "واپسین شعاع آفتاب شبانگاهی" نشان‌دهنده‌ی وجود اراده‌ای "دون کیشوت‌وار"، در مقابله با جنایاتی از روی عمد از جانب حکومت است. امید که با تلاش آزاد اندیشان شاهد تکرار اجرای احکام ناعادلانه‌ی جوانان ایران نباشیم. بدین‌وسیله تمامی انسان‌های آزادیخواه و دموکرات را فرامی‌خوانیم که از حق این دو فعال عرب ایرانی دفاع کنند. سکوت در برابر این اقدامات غیرانسانی، از سوی هیچ وجدان بیداری نباید پذیرفته شود و از تمامی مردم ايران و به‌خصوص مردم مبارز اهواز می‌‌خواهيم که با اعتراض خود به اين جنايت بزرگ، اعدام فعالان سياسی را محكوم كرده و به حکومت جمهوری اسلامی اعلام نمايند كه فرزندان آنها در زندان‌ها تنها نخواهند بود. ازهمە نهادهای بین‌المللی، مدافعین حقوق بشری و جامعه‌ جهانی می‌خواهیم کە برای وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به توقف اعدام‌های مخفیانه فعالان عرب اهوازی از هیچ اقدامی فروگذاری نکنند. ما همچنین از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد درخواست می‌کنیم تا با صدور قطعنامەای به اعدام‌های دسته‌جمعی و مخفیانه گروه‌های اتنیكی و اقلیت‌های مذهبی كه‌ در چند ماه‌‌ اخیر در ایران شدت گرفته‌ است، واکنش لازم نشان دهد. در پایان با اندوهی وصف‌ناپذیر به خانواده‌ها، بازماندگان و نزدیکان جان‌باختگان راه آزادی، مرگ این عزیزان را تسلیت می‌گوییم. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی (زیرمجموعه سازمان حقوق بشر کردستان) چهارشنبه 29 ژانويه 2014 - 9 بهمن‌ماه 1392‏همچنان که در خبرها آمده بود حکومت جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به استفاده از سلاح ارعاب و اعدام روی آورده و دو زندانی سیاسی عرب را اعدام کرد.آخرین اخبار مربوط به «هاشم شعبانی‌نژاد» و «هادی راشدی» دو فعال فرهنگی شهر رامشیر ذکر شده بود که احکام اعدام آن‌ها توسط شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور تایید شده و توسط اداره اطلاعات اهواز به مکانی نامعلوم منتقل شده‌اند.مامورین وزارت اطلاعات طی روز جاری به خانواده این دو زندانی سیاسی اعلام نمودند که آنها چهار روز پیش ایشان اعدام شده‌اند.بنا به گفته فعالان منطقه، مقام‌های امنیتی اهواز به خانواده زندانیان گفته‌اند: «آنها اعدام و دفن شده‌اند». قرار است محل دفن این افراد، بعدا به خانواده‌های آنها اعلام شود.
«هاشم شعبانی‌نژاد» پس از اعتراضات سال ۱۳۸۵ در اهواز در سال ۱۳۸۶ بازداشت و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. این زندانی سیاسی که از فعالان فرهنگی عرب اهوازی و از فعالان دانشگاه بود، در آخرین نامه خود که به زبان عربی منتشر شده، گفته بود با اسم مستعار برای حمایت از اقلیت عرب ساکن ایران فعالیت می‌کرده است. وی همچنین به فعالیت‌های خود در دانشگاه و سپس انتشار دیدگاه‌هایش در اینترنت اشاره کرد. ادامهٔ مطلب »

براساس اعلام اطلاعات «اعدام دو زندانی عرب در اهواز»

edam

خبر / رادیو کوچه : اداره اطلاعات اهواز در تماسی تلفنی با خانواده‌های «هادی راشدی» و «هاشم شعبانی»، اعلام کرده است که این دو زندانی عرب اعدام شده‌اند و بعدن محل دفن آن‌ها را به خانواده‌هایشان اعلام خواهند کرد.

بنابه گزارش «هرانا»، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، «هاشم شعبانی‌نژاد» و «هادی راشدی» دو فعال فرهنگی شهر رامشیر که احکام اعدام آن‌ها توسط شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور تایید شده بود، از روز شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۲،  توسط اداره اطلاعات اهواز به مکانی نامعلوم انتقال داده شدند.براساس گزارش همین خبرگزاری مامورین وزارت اطلاعات چهارشنبه نهم بهمن ماه به خانواده این دو زندانی اعلام کرده‌اند که آن‌ها سه یا چهار روز پیش اعدام شده‌اند و بعدن محل دفنشان را به شما اطلاع می‌دهیم. «هاشم شعبانی‌نژاد»، شاعر، وبلاگ‌نویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز و «هادی راشدی»، دبیر شیمی و فوق‌لیسانس شیمی کاربردی بود. ادامهٔ مطلب »

فریاد رفیق علیرضا تشیّد :بشکن تنم زیر شکنجه، محال است زیر درد / رازی تو بشنوی زِ من و همرهان من!

بشکن تنم زیر شکنجه، محال است زیر درد / رازی تو بشنوی زِ من و همرهان من!

بشکن تنم زیر شکنجه، محال است زیر درد / رازی تو بشنوی زِ من و همرهان من!

از متن : ….. من مثلا علیرضا تشیّد رو باز مطرح كردم، گفتم علیرضا تشیّد در زندان صد و پنجاه تا رو كمونیست كرده! برج چهار پروندش رفته، حكم اعدامش تأیید شده، شما تا حالا نمیذارین اعدام بشه! دنبال كار او هستین اینو هم از مرگ نجاتش بدین! و اینا قابل تحمل نیس برا ما ! …..  متن کامل سخنان لاجوردی، در ۲۹ دی ماه ۱۳۶۳

علیرضا در خانواده ای پولدار و نسبتاً مرفه در تهران زاده شده بود. دورۀ متوسطه را در دبیرستان علوی گذراند و در رشتۀ الکترونیک در دانشگاه صنعتی آریامهر، تحصیلاتش را ادامه داد. از سال 47 در زمرۀ مسئولان اصلی مجاهدین بود. به سال 50، در عملیات قطع برق دکل اصلی مربوط به جشن های 2500 ساله دستگیر شد. در کامیون ارتشی که او و هم رزمانش را به » بازداشتگاه» می بردند، به قصد خلع سلاح افسری که همراهشان بود، به او حمله کرد و بلافاصله در اثر اصابت گلوله های مسلسل سبک افسر مزبور و همکاران مزدورش زخمی شد. همانجا اعصاب دست چپش فلج شد و تا مدت ها هر صدای حتّی خردی در اطرافش، به رعشه اش می انداخت. با همان تن زخمی به جای بیمارستان مستقیم به شکنجه گاهش بردند و در دم به کُندۀ قصابی اش بستند. روزهای سختی بود. نیمی از سازمان مجاهدین ضربه خورده بود و اگر علی لب می گشود، نیم دیگر، آماج ضربات دشمن می شد. همه می دانستند اطلاعات تشکیلاتی علی آن قدر هست که نمایش گوشه ای از این راز می تواند به ضربه های اساسی منجر شود. هم رفقایش این را می دانستند و هم دشمن. موقعیت او و مقاومت حیرت انگیز او، بی اختیار، فریادهای مولانا را در سر ، طنین انداز می کرد: (بیشتر…)

یادداشت فیس بوکی رضا صادق زاده ،برادر زیبا صادق زاده،همسر زندانی سیاسی پیمان عارفی

993825_10201393112610735_1290618907_nناهید رحمانی و زیبا صادق زاده ، مادر و همسر پیمان (امیر رضا) عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه بازگشت از ملاقات این زندانی سیاسی در یک تصادف رانندگی درگذشتند.

متن کامل نوشته فیس بوکی رضا صادق زاده ، برادر زیبا(همسر زندانی سیاسی پیمان عارفی)

خدایا با گرفتن جان خواهرم مرا نابود کردی یا او را آزاد ؟

وقتی برای تحویل جسدش به اهواز رفتم در بیمارستان گلستان دنیا برایم تیره و تار شده بود. هیچوفت چهره او را به این زیبایی ندیده بودم نامش را خودش انتخاب کرده بود. با اسبی بالدار به سوی آزدای رها شد و ما را در غمی بزرگ فرو برد. امروز صبح که پیکرش را به غسالخانه بهشت زهرا تحویل دادم پایم به دوری از او از هم جدا نمی شد. چندین بار از بین راه بازگشتم گویی چیزهایی نهفته در وجودش داشت که می خواست به تنهاترین حامیش در این دنیای فانی بیان کند. چگونه می توانم این پیکر زیبا رابه خاک بسپارم. چگونه می توانم عزیزی را که عمری عذاب کشید و هرگز روزی خوش را به چشم نددید به تربت خاک بسپارم. در آخرین دیدار آغوشم گرفت و گفت دیگر قرص های اعصاب و آرامش بخشش را نمی خورد دوست دارد به زندگی بازگردد. یک موبایل آیفون 5 خریده بود کودکانه لذت می برد…. آی خدا چه کردی با ما. برای همسرش امیر رضا عارفی که همه چیزش بود آرزوی صبر دارم. دو داغ بزرگ را همزمان به دوش می کشد. آن هم در پشت میله های فولادی زندان مسجد سلیمان.
آرزو دارم در این واپسین لحظات برای دیدن چهره همسرش روز یکشنبه به بهشت زهرا بیاید و مرهمی بر درد بی درمان ما باشد

همسر و مادر پیمان (امیر رضا) عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه بازگشت از ملاقات این زندانی سیاسی در یک تصادف رانندگی درگذشتند

996772_10202493417158712_1973209650_nهمسر و مادر پیمان (امیر رضا) عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه بازگشت از ملاقات این زندانی سیاسی در یک تصادف رانندگی درگذشتند. پیمان عارفی که دو ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در سن ۲۱ سالگی و به همراه همسر خود به اتهام هواداری از انجمن پادشاهی بازداشت شد، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد و حکم وی در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال در تبعید تقلیل یافت. درحالی که وی دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شده بود، اما در دادگاههای نمایشی پس از انتخابات به عنوان یکی از بازداشت شدگان حوادث انتخابات محاکمه قرار گرفت و تحت فشار به دروغ اعتراف کرد که در زمان انتخابات در روند برگزاری انتخابات اخلال کرده است در حالی که او دو ماه پیش از انتخابات بازداشت شده بود، بازجوها پرونده او را با اعترافات ساختگی به ماجراهای انتخابات پیوند زدند .

اعدام چهار فعال عرب اهل شایگان !

2013-11-18_483_mozakerat-zarif (2)سایت خبری جنبش خرداد : سرانجام رژیم کشتار جمهوری اسلامی چهار فعال عرب اهل شادگان را که از مدتها قبل خطر اعدام شدنشان می رفت ،  اعدام کرد . این اعدامها هنوز از نتایج سحر ( توافق نامه ژنو ) هست . همان توافق نامه ای که برخی نیروهای اپوزیسیون زهواردررفته و چپ های فکسنی  داخل و خارج کشور را به برگزاری » جشن هسته ای » کشاند . حکومت اسلامی با این اعدامها پیام داده است که » زهی خیال باطل » . پیام داده است که خیال نکنید که خوردن جام زهر هسته ای در عرصه بین المللی ، به این معناست که در عرصه داخلی هم عقب نشینی می کنیم . حکومت اسلامی به نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون متوهمی که » یک ظریف و … چند حریف « تیتر می زنند ، پیام داده است که  » آب شدن یخ مناسبات با بسیاری از کشورهای غربی ،» قرار نیست که » فضای تنفسی برای مردم ایران را افزایش دهد.» قرار نیست که  » فرصت مناسبی » باشد که دست ما را  به احتمال زیاد برای سرکوب های گسترده بسته ترکند.

این پیام ها گوارای وجود آن بخش از اپوزیسیون دست شسته از آرمانهای طبقه کارگر ایران و شهدای جنبش مردمی باد . ادامهٔ مطلب »

ویدئو کلیپ مراسم یادمان کشتارهای سال سیاه 67 در کلن آلمان !

کلن 31 آگوست 2013 ،سالگرد کشتار هزاران در بند سیاسی در سال 1367 به دستور خمینی وتوسط امثال پور محمدی. با شرکت طیف وسیعی از عزیزان ،هم میهنان مدافع حقوق بشر : مادران پارک لاله دورتموند،جوانان ملی مصدقی و..» سایر عزیزان،دوستان منفرد وتشکلهای گوناگون آزادیخواه.
آهنگ متن : ترانه «سورگون » ، «تبعید»

خاوران، دشت عاشقان سلام!

1238993_530760393664095_1493881636_nپیام «مادر لطفی» در بیست و پنجمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی • «مادر لطفی» – مادر انوشیروان لطفی – سمبل «مادران خاوران» است. در این سال ها بسیاری از «مادران» همراه و هم قسم با او سر بر خاک نهاده اند، او به نام خود و همه ی آن ها، همچنان بر دادخواهی پافشاری می کند. این پیام او به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد اعدام های دسته جمعی تابستان سال ۱۳۶۷ است .

اخبار روز: خانم فروغ تاجبخش (مادر لطفی) روزگار خود را از سال ۱٣۴۹ در برابر زندان ها و از سال ۱٣۶۷ در گورستان ها گذرانده است. فرزند او انوشیروان لطفی از اعضای ارشد فدائیان خلق که در زمان شاه با حمله ی مسلحانه دستگیر و به حبس ابد دستگیر شد، در خرداد ماه سال ۱٣۶۷ در جمهوری اسلامی در روزهای آغازین کشتارهای دسته جمعی زندانیان سیاسی اعدام گردید. «مادر لطفی» از آن زمان بی وقفه برای دادخواهی کوشیده است و به سمبل «مادران خاوران» تبدیل شده است. در این سال ها بسیاری از «مادران» همراه و هم قسم با او سر بر خاک نهاده اند، اما او همچنان به ادامهٔ مطلب »

پنج شهریور 1358سالروز اعدام های جنایتکارانه در کردستان قهرمان !

1174879_460213157420045_1396819570_nمتنی که می خوانید ، نوشته گلاویژه رستمی است .

به آقای خلیل بهرامی خبر داده شده بود که یک قاضی(صادق خلخالی) – که از دوستانش بود-، خیال دارد کوردها را در سالن انتظار فرودگاه سنندج محاکمه کند.در فرودگاه، وقتی که 10 مرد دستنبد به دست روی نیمکت چوبی در برابر صادق خلخالی نشستند، آقای رزمی آماده، بیرون دادگاه صحرایی ایستاده بود. نفر یازدهم مجروح بود و کنار در روی برانکاردی قرار داشت.آقای بهرامی در یادآوری خاطراتش میگوید، قاضی خلخالی عمامه اش را برداشت. کفشهایش را درآورد. پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید. قاضی اتهامات انتسابی متهمان را [چنین] برشمرد: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل.بهرامی میگوید: «هیچ مدرکی ارائه نشد. همه اش حدس و گمان بود.» پس از نزدیک به 30 دقیقه، خلخالی یازده مرد را “مفسد فی الارض” اعلام کرد.
بهرامی همکارش، رزمی را فراخواند. “این شانس رزمی بود که آن روز با من آن جا بود.”هر دو میگویند، این جمع از کنار 30 کارگر فرودگاه گذشت. جلوی همه رزمی میرفت. هر دو میگویند، در عقب، علی کریمی بود، یکی از محافظان شخصی قاضی خلخالی، با کفشهای سفید، شلوار سفید، پیراهن سفید، عینک آفتابی و جلد تپانچه کمری. پس از تقریباً 100 متر، یک مأمور، محکومان به مرگ را روی یک زمین خاکی از حرکت بازداشت. همه اعدام کنندگان به جز یک نفر دور سرشان چفیه بستند. ادامهٔ مطلب »

در اعتراض به رفتار وحشیانه ی ماموران زندان: مادر حسین رونقی ملکی اعتصاب غذا کرد!

1150981_10200473110176418_1251971826_nبنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی به دلیل آنچه «بی‌عدالتی از سوی مسئولان قوه قضائیه» از سوی نزدیکان وی خوانده شده است؛ دست به اعتصاب غذا زد.مادر این زندانی سیاسی اظهار داشت: «تا دستیابی حسین به مرخصی درمانی و شکستن اعتصابش، وی نیز در همراهی با فرزندش به این اعتصاب ادامه خواهد داد.»وضعیت جسمانی حسین رونقی بعد از روزها اعتصاب غذا نگران کننده گزارش شده است.
حسین رونقی، وبلاگ نویس زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین از تاریخ ۱۸ مرداد ماه در اعتراض به عدم اعطای مرخصی درمانی برای طی مراحل درمان بیماری کلیه خود، دست به اعتصاب غذا زده است، در وضعیت نگران کننده‌ای بسر می‌برد.حسین رونقی ملکی که از آذرماه سال ۱۳۸۸ در زندان به سر می‌برد، از سوی شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به تحمل ۱۵ سال حبس تعزبری محکوم است.

نامه سرگشاده ۶۸ تن از زندانیان سیاسی سابق و فعالان تبعیدی جنبش سبز در محکومیت سخنان حسن روحانی

343034_105رئیس جمهوری حسن روحانی به هنگام معرفی کابینهٔ خود در مجلس شورای اسلامی با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری۴ سال پیش که اعتراضات گسترده مردم ایران را به دنبال داشت اذعان نمود ، چند سال پیش حوادث تلخی‌ روی داد ، عده‌‌ای اردوکشی خیابانی کردند و عده‌‌ای کهریزک درست کردند ، این اظهارات رئیس جمهوری در صورتی‌ است که علی‌ خامنه‌ای رهبری جمهوری اسلامی در چندین روز قبل و همچنین در سال ۸۸، اعتراضات خیابانی در ایران را به عنوان اردکشی خیابانی یاد کرده بود! جناب رییس جمهور حسن روحانی باید پاسخ دهد! آیا ندا آقا سلطان که گلوله قلب او را شکافت اردوکش و اوباش خیابانی بود؟»
نویسندگان بیانیه سپس نوشته‌اند: «آیا این همه جانباخته و قربانی تجاوز و این همه ایرانیانی که بعد از حوادث ۱۳۸۸ از ترس جان خویش به خارج گریختند که مبادا دستگیر و در زندان حکومت اسلامی مورد تجاوز واقع شوند [جزیی از]اردوکش خیابانی بودند؟»
امضا کنندگان سپس گفته‌های روحانی در گذشته را یادآوری کرده‌اند:‌«آقای روحانی این اولین بار نیست که به ملت ایران ، ادامهٔ مطلب »

گزارشی از مراسم چهلمین روز قتل افشین اسانلو در زندان +عکس

فعالان در تبعید: امروز دوشنبه 7 مرداد 1392 در چهلمین روز از قتل کارگر دربند ؛ افشین اسانلو ، دوستان وخانواده ورفقا وبستگان این عزیز جان باختنه دور هم جمع شدند ویاد وخاطره این عزیز از دست رفته را در بهشت زهرا قطعه 310 گرامی داشتند.در ابتدای مراسم دوستان ورفقای این عزیز از دست رفته به ایراد سخنرانی پرداختند ویاد و خاطره این کارگر جانباخته را گرامی داشتند.در ادامه این مراسم مادر داغدیده افشین اسانلو از فعالیتهای افشین برای حضار صحبت کرد واز اذیت وآزار های که در این چند سال به خاطر فرزندان زندانی اش کشیده بود، حکایت کرد.فاطمه گلگری در قسمتی از صحبتهایش گفت: من مادر افشین ومنصور اسانلو هستم فرزندم افشین در این راه جان باخت ودیگر فرزندم به خاطر اذیت و آزار ، به اجبار از از کشور خارج شد .من تا لحظه اخر پیگیر شکایتم بوده  وحاکمان را مسئول جان فرزندم افشین می دانم .پایان مراسم  صرف شام وافطاری در تالار بود که در پایان با پخش کلیپی از عکس های افشین از وی یاد شد. ادامهٔ مطلب »

جهان شاهد اعدام جگرگوشه های ما نباشد استمداد مادران جوانان محکوم به اعدام اهل شادگان از زنان و مردان جهان

اخبار روز: مادران چهار جوان محکوم به اعدام شادگانی، در نامه ی مشترکی خطاب به مردم جهان از آن ها خواسته اند هر آن چه از دستشان می آید انجام دهند تا حکومت ایران فرزندان آن ها را اعدام نکند.  متن کامل این نامه که در اختیار ”کمپین صلح فعالان در تبعید” قرار گرفته، به شرح زیر است:

پس از چهار سال گریه و انتظار و با چشمان خشکیده از اشک خبر تائید اعدام فرزندان جوانمان به نامهای غازی عباسی فرزند احمد متولد ١٣٦١، عبد الرضا امیر خنافره فرزند یونس متولد ١٣٦٦، عبد الامیر مجدمی فرزند هوشنگ متولد ١٣٥٩ و جاسم مقدم پیام فرزند سعید متولد ١٣٦٤ که به اتهام محاربه و فساد فی الأرض محکوم به اعدام شده اند، را هفته گذشته شنیدیم.
فرزندانی که جگر گوشه های ما و پدرانشان هستند و از لحظه دستگیری تا روز محاکمه صوری خصوصا ماه های وجود آنها و بی خبری ما که در اداره اطلاعات اهواز و زیر شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی سپری شده و آنان را مجبور به قبول نکرده هائی کردند که قبلا از جانب مأمورین مهندسی و به زبانی غیر از زبان مادری نوشته شده بود. ادامهٔ مطلب »

یكی دیگر از مادران خاوران درخشید و رفت: مادر، مهین رودگریان

Roygarian-Valioallah-2درست 30 سال پیش، نخستین فرزندش ولی الله رودگریان در جریان موج وسیع اعدام های جمهوری اسلامی به شهادت رسید. پیکارگری دلبسته کمونیسم که در وصیت نامه اش نوشته بود:
«پدر، مادر، اعضای خانواده گرامیم. با سلام های خالصانه و گرم،
در آخرین لحظات زندگیم که راهش را خودم انتخاب کرده بودم هیچگونه ناراحتی نداشته و به شرافتم سوگند که دوستتان داشته و از شما می خواهم که در اندوه از دست دادن من اشکی نریخته و صبروشکیبایی را پیشه سازید. خدمت تمامی اقوام، دوستان و آشنایان دور و نزدیک سلام و مراتب احترام مرا برسانید. خدمت خانواده مینو [ستوده پیما] همسرم هم سلام برسانید. در خاتمه بار دیگر از همه شما می خواهم که ناراحت نبوده و در غم و شادی های همدیگر شریک واقعی باشید.
فرزند کوچک شما ولی الله رودگریان 10/2/1362» ادامهٔ مطلب »

نامه دوازده تن از زندانيان سياسى زندان رجايى شهر در رابطه با مرگ افشين اسانلو و وضعيت زندان رجايى شهر

صحبت از از مرگ يك انسان نيست, اينجا انسانيت و كرامت انسان را سلاخى ميكنند . مرگ افشين اسانلو همه ما را در بغض و ماتم فرو برد,

صحبت از از مرگ يك انسان نيست, اينجا انسانيت و كرامت انسان را سلاخى ميكنند . مرگ افشين اسانلو همه ما را در بغض و ماتم فرو برد,

ما امضا كنندگان اين نامه, استبداد حاكم در ايران را مسئول مرگ افشين اسانلو ميدانيم و از نهادها و  مجامع  جهانى حقوق بشر  خصوصا شوراى حقوق بشر  سازمان ملل و كميسيون حقوق بشر اتحاديه  اروپا تقاضا داريم اقدامات فورى , درخور و موثرى در اين رابطه اعمال نمايند

صحبت از  از مرگ يك انسان نيست, اينجا انسانيت و كرامت انسان را سلاخى ميكنند .  مرگ افشين اسانلو  همه ما را در بغض و ماتم فرو برد, مرگ اين فعال كارگرى كه تنها گناهش پيگيري مطالبات و حقوق صنفى تصريح شده  در قانون اساسى, قانون جهانى كار و منشور ملل متحد بود بار ديگر اين واقعيت تلخ را بر همگان اشكار كرد كه رژيم حاكم بر ايران هيچ احترامى براى ميثاقهاى داخلى و بين المللى مرتبط با مسائل  حقوق بشرى قائل نبوده و نيست  و همچنان  با گستاگى و دهن كجى نسبت به افكار عمومى بر رويه هاي   غير قانونى و غير انسانى خود اصرار ميورزد.

 رژيم  جمهورى اسلامى دائما درر سانه هاى خود از زندان گوانتانامو و نقض حقوق بشر در آن سخن ميراند در حالى كه زندانهاى اين رژيم, بخصوص در شهرستانها  وضعيتى به مراتب بدتر از گوانتانامو دارد. تماميت خواهان حاكم بر ايران ظلمى  مضاعف را بر زندانيان  سياسي – عقيدتى تحميل ميكنند.  زندانيان سياسى علاوه بر تحمل احكام ظالمانه دادگاهاى غير قانونى از ابتداى ترين حقوق انسانى و شهروندى خود محروم ميباشند كه اين امر فشارهاى  روحى و روانى  فزاينده اى به آنان  وارد مينمايند و موجب بروز بيماريهاى متعدد جسمى و  رو حى و در مواردى  مانند نمونه اخير منجر به مرگ ميگردد. ادامهٔ مطلب »

دومجلس کوچک، دو شرم بزرگ (محمد نوری زاد)

timthumb

مجلس نخست:
امروز ساعت پنج و نیم عصر رفتم منزل مرحوم “افشین اسانلو” در مجیدیه ی جنوبی. سرخیابان، حجله ای روشن کرده بودند. با عکسی که نه به مرحوم اسانلو تعلق داشت و نه اسمش اسانلو بود. احتمالاً عکس و مشخصات یکی دیگر را برای رد گم کردن کلیشه کرده بودند. برای چه؟ برای این که اینجا ایران است. جایی که فرزند ما اگر به هزار دلیل در زندان از پا درآمد و با هزار ارفاق اگر جنازه اش را تحویلمان دادند، تأکیدمان می کنند: نه مجلسی نه شیونی نه مصاحبه ای نه مطلبی!

در اطراف منزل دو کپه از مأموران اطلاعات را دیدم. که ایستاده بودند و رفت و آمد مراجعین را زیر نظر داشتند. برای یکی از کپه هایشان دست تکان دادم و داخل منزل محقری شدم که زنان و مردان در فضایی کوچک، درهم فشرده شده بودند. دو تن از برادران مرحوم به استقبالم آمدند. مرا به دیدن مادر سیاهپوششان بردند. عجبا که مادر مرا شناخت. با سوز و لبخندی مادرانه به من روکرد و گفت: از دیشب من چشم به راه شمایم. آقای نوری زاد، می بینی چه راحت ما را سیاهپوش می کنند؟ ادامهٔ مطلب »

لحظه های آخر – مستند جنایات جمهوری اسلامی در زندانها

اعتراض سیصد و هشتاد و پنج نفر از فعالان به محکومیت سنگین سعید مدنی

سیصد و هشتاد و پنج نفر از فعالان مدنی و سیاسی، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و پژوهشگران با صدور بیانیه ای، از محکومیت سنگین سعید مدنی توسط دستگاه قضایی انتقاد کردند. هفته گذشته، سعید مدنی فعال ملی ـ مذهبی و پژوهشگر مسایل اجتماعی با صدور حکمی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست پیرعباسی، به تحمل ۶ سال حبس در زندان بندرعباس و ۱۰ سال تبعید به این شهر محکوم شد.در این بیانیه آمده است: با آن‌که کنش سیاسی مردم در هفته های اخیر، پیامی روشن را به انحصارطلبان داد و آن ها را به دست برداشتن از حبس و حصر و تحدید آزادی‌های بشری فرا می‌خواند، بخش امنیتی دستگاه قضایی ایران بار دیگر نشان داد، منافع قدرتمندان را نسبت به خواست و اراده عمومی، صداقت و دفاع از حقوق انسانی ترجیح می‌دهد. دادگاه انقلاب در حکمی کم سابقه، سعید مدنی، جامعه شناس، فعال اجتماعی و استاد دانشگاه را به ۶ سال حبس و ۱۰ سال تبعید به بندرعباس محکوم کرده است.نویسندگان بیانیه در ادامه ضمن اعتراض به صدور این حکم، خواهان آزادی این استاد دانشگاه و فعال اجتماعی و بازگشت وی به جمع مردم امیدوار، دانشجویان و جامعه علمیِ متعهد، ابراز امیدواری کردند تا در رویه جاری تجدید نظر شود.

متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار ندای سبز آزادی قرار گرفته به شرح ذیل است: ادامهٔ مطلب »

یادداشت منصوره ی بهکیش در مورد مرگ افشین اسانلو

زندان گوهردشت را هیچ گاه از خاطر نمی برم. زندانی که دو برادرم و هزاران زندانی سیاسی دیگر را که حکم زندان داشتند، به صورت گروهی کشتند و در خاوران و دیگر گورستان های بی نام و نشان دفن شان کردند و تا به امروز هیچ مقام مسوولی پاسخی به ما خانواده ها نداده است که «چرا و چگونه آنها را کشتند؟».حاکمان گمان می کنند توانسته اند این زندانیان را به گور بسپارند و دفن شان کنند، غافل از آنکه آنها دفن نشده اند و هم چنان با ما زنده اند تا روز دادخواهی شهادت دهیم که چه بر سرمان آورده اند. شاید بدین وسیله بتوانیم جلوی تکرار جنایت های بعدی را بگیریم و هشدار دهیم روز پاسخ گویی در همین دنیاست، ما را به آن دنیا حواله ندهید. تا به امروز نیز قتل ها و مرگ های مشکوک بسیاری داشته ایم و افشین آخرین نخواهد بود، مگر اینکه ما هشیار باشیم و اجازه ندهیم که در سکوت، هر بلایی دلشان خواست بر سرمان بیاورند، همان کاری که در دهه شصت با ما کردند و هم چنان ادامه دارد.افشین اسانلو نیز در همان زندان و با مرگی مشکوک می میرد. به چه دلیل؟ نامعلوم.او راننده بین شهری بود و دو فرزند دارد و طبق اظهار خانواده اش خیلی هم مانند برادرش منصور به سیاست کاری نداشت. او را در بهمن ۱٣٨٨ در محل کارش بازداشت می کنند و مدت طولانی او را زیر بازجویی و شکنجه می گیرند. به چه دلیل؟ نامعلوم.او را به پنج سال زندان محکوم می کنند. به چه دلیل؟ نامعلوم.پس از مدتی او را به سالن ۱۲ بند ۴ زندان فوق امنیتی گوهردشت تبعید می کنند، به چه دلیل؟ نامعلوم.مدتی وضعیت روحی اش به هم می ریزد ولی با ورزش تلاش می کند سلامتی اش را باز یابد و هفته قبل از مرگ اش در ملاقات حضوری، شانه های محکم و سینه ستبرش، خیال مادر را راحت می کند و با این امید به خانه می رود که این دوری به زودی پایان می پذیرد و آزاد می شود، غافل از آنکه چند روز بعد جنازه اش را تحویل خانواده خواهند داد.بر فرض که مسوولان زندان درست بگویند و افشین سکته کرده باشد، هر انسانی، حتی یک انسان سالم هم امکان دارد در تبعیدگاه زندان گوهردشت سکته کند، به چه دلیل به او رسیدگی نکردند تا جان اش را نجات دهند؟ نامعلوم . به چه دلیل وقتی سکته کرد خانواده اش را در جریان نگذاشتند؟ نامعلوم . به چه دلیل مرده اش را به بیمارستان رساندند؟ نامعلوم . به چه دلیل وقتی مرد به خانواده اش اطلاع ندادند؟ نامعلوم. به چه دلیل اجازه دفن آزادنه به آنها ندادند؟ نامعلوم . و به چه دلیل اجاره برگزاری مراسم آزادانه به آنها نمی دهند و مسجد را لغو می کنند؟ نامعلوم . تمامی این ابهام ها و محدودیت ها و تحمل درد جانکاه نازنین پسرشان یک طرف ، حالا خانواده مانده است چگونه می تواند با آپارتمانی کوچک در شرق تهران و مهمان هایی بسیار که از نقاط مختلف برای همدردی می آیند ، مراسمی در خور برگزار کند . مادر می گفت: «باشد مراسم را چهارشنبه عصر پنجم تیر در همین خانه برگزار می کنیم ، مهم نیست ، مهمان ها می دانند خانه ما کوچک است ، فوق اش در راهرو و کوچه می ایستند».

یادش گرامی باد ! منصوره بهکیش

چهارم تیرماه

www.mpliran.org

عکس : قطعه۳۱۰،ردیف۱۶،شماره ۱۸ . مزار افشین اسانلو . یادش گرامی باد !

تصویر روز : ژیلا بنی یعقوب و نسرین ستوده بعد از آزادی در کنار دوستان و خانواده

زندگی ، مبارزه و وضعیت افشین اسانلو ، از زبان برادرش منصور اسانلو ! صوت

اعلام مراتب تسلیت به خانواده اسانلو ، رهبران و جامعه کارگری ایران

179745_490725774330580_276194456_nافشین اسانلو را کشتند ! این را باید باصدای بلند اعلام کرد و خسته هم نشد ! 
خبر مرگ غریبانه افشین اسانلو ، برادر منصور اسانلو ، زندانی سیاسی و فعال کارگری، در بیمارستان رجایی شهر کرج بر اثر حمله قلبی ، خبری تکاندهنده و تاسف بار برای جامعه کارگری ، همه مردمان مترقی ، آزادیخواه و عدالت طلب بود . افشین در زندانی مرد ، که اسفناک و مخوف بودن آن ورد زبان عام و خاص بود . این اولین بار نیست که جوانان ما ، زنان و مردان ما ، زندانیان سیاسی ایران در زندانهای رژیم اسلامی بدلایل بیماری های مزمن ، ولی قابل علاج در بیرون و نیز شرایط روحی و روانی وخیم ناشی از شرایط زندان ، مرگ بسراغشان می آید . مرگی اینچنین معلوم است که اجتناب پذیر بوده و می باشد . بنابراین دقیقا و به همین اعتبار باید انگشت اشاره را مستقیما بسوی حکومت اسلامی نشانه گرفت و فریاد برآورد : مسئولیت همه این مرگها مستقیما برعهده همین حکومت اسلامی اصلاح ناپذیر است .
مرگ افشین اسانلو همچنین بار دیگر نشان می دهد که تا به چه میزان فراگیر کردن شعار » آزادی زندانیان سیاسی ، » همه زندانیان سیاسی ، در شرایط کنونی مهم است . محوری که باید در الویت اصلی اقدامات توده ای در روزها و ماههای آتی قرار گیرد .اگر قرار است پای » تدبیر » ی در میان باشد ، اگر قرار است دروازه های » امید » را بگشائیم ، اگر قرار است » گازانبرها » را فلج کنیم  و نیز اگر قرارهای دیگری هم داریم ، یادمان باشد که  در قدم اول باید جوانهایمان ، خواهران ،برادران مان ، مادران و پدرانمان را از چنگال جانیان حاکم بیرون بکشیم .

این » تدبیر » ها و تحقق بخشیدن به » امید » ها ، تنها کار اکثریت توده های کار و زحمت  و همه آنانی است که به آزادی و عدالت اجتماعی اعتقاد دارند و لاغیر.
بدینوسیله مراتب تسلیت عمیق خود را به خانواده اسانلو ، بویژه منصور اسانلو ، جامعه کارگری آگاه  و مبارز و همه نیروهای مترقی و آزادیخواه و عدالت طلب ایران اعلام می داریم .

باتسلیت به خانواده ی اسانلو ! حشمت الله طبرزدی

Downloadبا کمال تاسف و تاثر بسیار ،اگاهی یافتم دوست عزیز و همبندی ام ،افشین اسانلو به دلیل سکته قلبی در سالن 12 زندانیان سیاسی بند 4 زندان رجایی شهر، درگذشت.
انگار دیروز بود که افشین را از زندان اوین به رجایی شهر تبعید کردند.او چند ماه پس از این که منصور به مرخصی رفت به این زندان انتقال یافت. سرنوشت چنین رقم خورد که او در همان سلولی ساکن شود که مدتی پیش از ان ،منصور رادپور در همان سلول مظلومانه جان داده بود.در همان جا با افشین سخن گفته و تاکید کردم که رادپور در همین جا جان داد و زندان رجایی شهر جایی است که اگر به ورزش و مطالعه و خودسازی انقلابی رو نیاوری مجبور هستی به انزوا و در نتیجه سرخوردگی ناشی از فشار های گوناگون به خواب و قرص و بالمال بیماری گرفتار و پس از مدتی به جای خودت جسدت را از این جا بیرون ببرند.از برادرش منصور برای او گفتم که تا چه اندازه قوی و سرحال بود و با ورزش و مطالعه نه تنها خود را سرپا نگاه داشته بود که دیگران را نیز به وجد می اورد. ادامهٔ مطلب »

افشين اسانلو زندانی سياسی و فعال کارگری درگذشت

Downloadخبرگزاری هرانا – افشين اسانلو که روز پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ماه به بيمارستان منتقل شده بود، درگذشت. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، افشين اسانلو از هيئت موسس سنديکای رانندگان برون شهری (ميان شهری) روز پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ماه حدود ساعت ۱۷ دچار حمله قلبی شده بود، در بيمارستان درگذشت. وی پس از حمله قلبی به کمک ساير زندانيان سياسی به بهداری زندان رجايی شهر و سپس بيمارستانی خارج از زندان منتقل می‌گردد و در بيمارستان جان خود را از دست می‌دهد. فشين اسانلو برادر منصور اسانلو موسس سنديکای کارگران شرکت واحد است. وی از سوی قاضی صلواتی به ۵ سال حبس تعزيری به اتهام «اجتماع و تبانی» محکوم شد و دادگاه تجديد نظر استان تهران نيز اين حکم را تاييد کرد. اين زندانی سياسی سالن ۱۲ زندان رجايی شهرکرج ۴ ماه را دربند ٢٠٩ زندان اوين و يک ماه را نيز دربازداشتگاه اطلاعات کرج بود و فشارهای وارده در زندان موجب بروز مشکلات جسمی برای وی شد. تارنمای کلمه چندی پيش گزارش داده بود، ضربات متعدد کابل که در بازداشت‌گاه وزارت اطلاعات بر بدن افشين اسانلو وارد شده باعث پارگی در کف پا و ايجاد غده در کتف او شده است.

سه سال گذشت ! فرزاد کمانگر و یارانش چه کسانی بودند؟ فرات

یاد شهیدان مان گرامی باد ! فرزاد کمانگر ها ی مان روایت دیگری‌ از افسانه‌ی صمد بهرنگی بوده و خواهند بود . بامداد روز یک شنبه ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان بدون اطلاع وکلا و خانوادەهای خود در زندان اوین به دار آویخته شدند .

یاد شهیدان مان گرامی باد !
فرزاد کمانگر ها ی مان روایت دیگری‌ از افسانه‌ی صمد بهرنگی بوده و خواهند بود 
بامداد روز یک شنبه ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان بدون اطلاع وکلا و خانوادەهای خود در زندان اوین به دار آویخته شدند .

سه سال پیش در سپیده دم نوزدهم اردیبهشت ماه سال 89 جمهوری اسلامی ایران 5 آزادیخواه را در زندان اوین تهران به چوبه دار سپرد.

فرزاد کمانگر ، شیرین علم هولی ، علی حیدریان و فرهاد وکیلی چهار فرزند برومند خلق کرد همراه با مهدی اسلامیان جوانی از اهالی شیراز که همگی در این روز در قلب آزادیخواهان جهان جاودانه شدند.

فرزاد کمانگر متولد سال 1976 کامیاران پس از دریافت مدرک آموزگاری مقطع دبستان به مدت چهار سال مشغول تدریس به کودکان کامیارانی در روستاها بود . فرزاد پس از چهار سال تدریس به کودکان ،در دانشگاه پیام نور سنه موفق به کسب مدرک لیسانس در رشته روانشناسی شد و دوباره به کامیاران و میان دانش آموزانش بازگشت .

فرزاد کمانگر، دبیر هنرستان کار و دانش شهرستان کامیاران، عضو انجمن صنفی فرهنگیان و انجمن زیست محیطی ئاسک بود و با نام مستعار سیامند در ماهنامه فرهنگی آموزشی رویان قلم می‌زد.او همزمان گزارشگر افتخاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و فعال حقوق زنان بود.فرزاد در ماه ژوئیه سال 2006 در سفری به تهران برای پیگیری مسئله درمان بیماری برادرش توسط نیروهای امنیتی ایران بازداشت شد و ماهها تحت شدیدترین شکنجه های بازجویان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود .فرزاد به دلیل فعالیتهای انسانی و حقوق بشری خویش مورد نفرت حکومت ایران قرار داشت و به اتهام عضویت در پژاک در سال 2007 به اعدام محکوم شد.

ادامهٔ مطلب »

فریبرز رئیس دانا آزاد شد

imagesه گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، فریبرز رئیس دانا، استاد دانشگاه و عضو هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران، ساعتی‌ پیش پس از پایان دوره محکومیت زندان، از زندان اوین آزاد شداین اقتصاد‌دانان و تحلیلگر طیف چپ روز ۳۰ آذر ۱۳۸۹ در پی‌ انتقاد از طرح هدفمندکردن یارانه‌ها بازداشت و مدت یک ماه را بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین به سر برد. وی سرانجام در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران و به اتهام «توهین به ریاست جمهوری» و «عضویت در کانون نویسندگان ایران» به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد.آقای رئیس دانا روز دوشنبه اول خرداد ۱۳۹۱، جهت گذراندن دوره حبس یک ساله بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.

بیانیه‌ی ١٣ زندانی سیاسی در محکومیت مرگ مشکوک علیرضا کرمی‌خیرآبادی

این بار علیرضا کرمی خیرآبادی به دست سر دمداران و مأموران حکومت جمهوری اسلامی کشته شد.

این بار علیرضا کرمی خیرآبادی به دست سر دمداران و مأموران حکومت جمهوری اسلامی کشته شد.

آژانس کُردپا:جمعی از زندانیان سیاسی در ایران، بیانیه‌ای را در محکومیت مرگ مشکوک «علیرضا کرمی خیرآبادی» زندانی سیاسی منتشر کردند.در این بیانیه ضمن محکوم نمودن مرگ مشکوک علیرضا خیرآبادی به اسامی تعدادی از زندانیان محکوم به مرگ و حذف فیزیکی آنان اشاره و از تمامی نهادهای بین‌المللی و انسان‌های آگاه همچنین از دبیر کل سازمان ملل، کمیساریای عالی حقوق‌بشر و نماینده‌ی ویژه‌ی سازمان ملل آقای احمد شهید در خواست کرده‌اند، هیأت‌هایی را جهت بررسی و تحقیق در رابطه با مرگ تدریجی و مشکوک زندانیان سیاسی توسط حکومت اسلامی ایران تشکیل و نتایج را به افکار عمومی ارائه دهند.

نسخه‌ای از متن کامل این بیانیه که در اختیار آژانس خبررسانی قرار گرفته، عیناً در پی می‌آید. ادامهٔ مطلب »

متن کامل پیام ۲۱ مارس عبداله اوجالان

000000کوردانه:  متن کامل پیام ۲۱ مارس عبداله اوجالان رهبر پ کا کا : سلام به خلقهای خاورمیانه و آسیای میانه که با یک همبستگی در سطحی عالی نوروز را در کنار یکدیگر جشن می گیرند .

سلام به برادری خلقها که با هیجانی مضاعف با خواست دمکراسی و خوشبینی، نوروز عصر اخیر را با نوروزهای جدید در کنار یکدیگر جشن می گیرند.
سلام به رهروان راه مقدس، کسانی که راه دمکراسی، آزادی و همسانی را هدف خود قرار داده اند.
سلام به ملتی که در امتداد سلسله کوههای زاگرس و توروس در میان رودخانه های دجله و فرات واقع در جغرافیای مزوپوتامیا و آناتولی نقش مادری برای تمدن روستایی و شهری ایفا کرد و از کهنترین اجتماعات است، سلام به ملت کرد. ادامهٔ مطلب »

زندانی داریم… تا زندانی…! تراب حق‌شناس

samer-alisav.jpg

۸۰۰ زندانی سیاسی فلسطینی به حمایت از مبارز معروف سامر عیساوی در اعتصاب غذا به سر می‌برند. ولی چون مسئله به فلسطینی‌ها مربوط است برای رسانه‌های گروهی جهان انگار نه انگار. این نیروی اشغالگر اسرائیل است که بی‌هیچ اعتنایی به قانون بین المللی آن‌ها را به زندان انداخته و شکنجه می‌کند.

برخی از این زندانیان مانند سامر عیساوی ۲۰۸ روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برند. او یکی از ۱۴ زندانی ست که در سال گذشته به دنبال توافق بین فلسطین و اسرائیل برای مبادله زندانیان، آزاد شده بودند ولی اسرائیل آنان را مجددا ربوده و بی‌هیچ توضیحی آن‌ها را در زندان نگاه داشته است.

سامر عیساوی هفتم ژوئیه سال گذشته دستگیر شد. در زندان مسکوبیه در اورشلیم شکنجه شد و ۲۸ روز تحت بازجویی بود. در ۲۳ روز اول بازداشت نتوانست با وکیلش تماس بگیرد. آزادی او از زندان دائما بنا به فرمان نظامی به تعویق افتاده و دلیل آن را محرمانه اعلام کرده‌اند. ادامهٔ مطلب »

اعتصاب غذای ١٠ زندانی سیاسی در حمایت از حقوق کارگران ایران

ما زندانیان سیاسی امضا کنندە‌ی این بیانیە، در راستای همراهی با کارگران عزیز ایران زمین روز ٢٨ بهمن ١٣٩١ در اعتصاب غذایی سیاسی خواهیم بود
دوستان و هموطنان کارگر، درود و سلام گرم ما جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجائی‌شهر را پذیرا باشید. خبر طومار ٣٠ هزار نفری شما کارگران زحمتکش ایران‌زمین در استفادە از حقوق قانونی و مسلم در برگزاری مسالمت‌آمیز تظاهرات سراسری برای احقاق مطالبات صنفی و قانونی کارگران در شرایط کنونی کشور مایە‌ی مباهات و سرافرازی است. ادامهٔ مطلب »

خطاب به دوستان سندیکای کارگران شرکت واحد ! شاهرخ زمانی

خطاب به دوستان سندیکای کارگران شرکت واحد

با درود و سلامهای آتشین از زندان جهنمی جمهوری اسلامی 

همرزمان : طبقه جهانی کارگر طبق تجربه  200 سال تاریخ مبارزاتی در تمامی اشکال اقتصادی- سیاسی – فکری خود مقابل صفوف متحد و سازمان یافته نظام سرمایه داری تجلی یافته در دولت طبقاتی سرمایه داری به معنایی کلی  آن، چاره ای جز همبستگی ، تشکل و سازمان نداشته و ندارد.صد البته که خانواده 50 میلیونی طبقه کارگر ایران به عنوان گردانی از ارتش 5/2 میلیاردی کارگران جهان در مقابل چند تا شرکت فرا میلیتی  امپریالیستی از این قائده مستثنی نیست، حکومت جمهوری اسلامی به عنوان مباشر و شریک سرمایه داری جهانی است، که درجهت  بهره کشی و پیاده کردن سیاستهای دیکته شده آنها برعلیه کارگران  وزحمتکشان عمل می کند. ادامهٔ مطلب »

اشک ها و ( جای خالی ) لبخندها !

در اینجا مردی آرمیده است که مفهوم و معنای مقاومت و ایستادگی در برابر شکنجه و زندان را بما یاد داد و نه گفتن به ظلم و دفاع از آرمانهای انسانی سوسیالیسم دستاوردش بود . بدرود اکبر جان ، بدرود !

در اینجا مردی آرمیده است که مفهوم و معنای مقاومت و ایستادگی در برابر شکنجه و زندان را بما یاد داد و نه گفتن به ظلم و دفاع از آرمانهای انسانی سوسیالیسم دستاوردش بود . بدرود اکبر جان ، بدرود !

فیسبوک راه کارگر: علی اکبر شالگونی ، از تبار ایستادگی بر سر آرمان های والای انسانی و سوسیالیسم ، نمونه مقاومت زندان و جزئی از آخرین بازماندگان اعدام های سال سیاه 67، روز اول فوریه 2013 ، برابر با 13 بهمن 1391 در آرامگاه ابدی اش،گورستان » لویزین کیرشهوف » برلین ، در میان اشک و اندوه حاضران بخاک سپرده شد و آرام گرفت . یاد و خاطره اکبر ، اما ، همواره با ما خواهد بود .
آخرین وداع با رفیق علی اکبر شالگونی همراه بود با حضور گروه کثیری از آشنایان ، دوستان و رفقای وی و نیز تشکلها و نهادهای مستقل. در این وداع با شکوه ، همچنین ، جمع بسیاری از همه راه کارگری ها شرکت داشتند . گزارش مبسوط خاکسپاری و نیز مراسم یادبود وی به همراه گرامیداشت یاد و خاطره رفیق حسین ( صفا ) مرادی ، بزودی و به همراه فیلم و عکسهای بیشتری به اطلاع عموم خواهد رسید .

گواهی بر نادرستی گزارش نمایندگان مجلس از بند ۳۵۰ زندان اوین ! • فریبرز رئیس دانا

2012-12-14_330_fr“و خورشید از اعماق
کهکشان های خاکستر شده را روشن می کند”
فریبرز رییس دانا

در تاریخ دوم بهمن 1391 در ساعت ده و نیم صبح ، اینجا در داخل بند باخبر شدیم چند نفر از نمایندگان مجلس وعضوکمیسیون امنیت ملی، که مایل نیستم نامش شان را به خاطر بسپارم، به همراه یک خانم، یک عضو عالی رتبه ی زندان و یک عکاس یا فیلم بردار برای بازدید به داخل بند آمده اند. بود و نبودشان برای من هیچ تفاوتی نداشت زیرا می دانستم نه برای کشف حقایقی چون ونه برای کمک به اجرای عدالت که برای “مصلحت سیاسی” پا به اینجا گذاشته اند انتظار هم نداشتم که بخشی از واقعیت های مربوط به مسایل اینجا را – چه برسد به همه ی آنها را – به اطلاع افکار عمومی برسانند. چون می دانستم مصلح اندیشی آنان تا به کجاست.

نه آنها ونه من نیز هیچ رغبتی به ملاقات با یکدیگر نداشته ایم. همان گونه که من آنها را نمی شناختم، چه بسا آنها نیز چنین بودند. اما آنها چنان به گونه ای سراپا خلاف به افکارعمومی گزارش کرده اند که من ناگزیر شده ام این گونه به توضیح بپردازم: ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: