خاوران و بحران پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری حکومت !منصوره بهکیش

اخبار روز:

از آن تابستان شوم که ارتباط عزیزان‌مان را با ما خانواده‌ها قطع کردند و زندانیان سیاسی ایستاده بر عقاید را با شقاوت بسیار، گروه گروه بی‌خبر کشتند و در کانتینرها ریختند و در کانال‌هایی در خاوران مدفون کردند، بیست و هفت سال می‌گذرد، ولی آن داغ و دادخواهی برای ما و این ننگ و بیدادگری برای دست اندرکاران دیروز و امروز جمهوری اسلامی هم چنان تازه است. پس از این همه سال، نه تنها هیچ مقام مسئولی به این جنایت و دیگر جنایت‌های سی و هفت سال حکومت اسلامی برای حذف دگراندیشان پاسخی در خور و رسمی نداده است، بلکه با بی‌شرمی تمام، هم چنان خانواده‌ها را برای ساده‌ترین خواست خود مورد اذیت و آزار و توهین قرار می‌دهند و کسی پاسخ‌گو نیست. ادامهٔ مطلب »

مایکل البرت: برای قضاوت در مورد سیریزا عجله نکنیم

EU_Monster_Greaper_Todesengel_Austeritaetspolitik_Austeritaet_Spardiktat_EURO_EZB_IWF_Troika_Syriza_Kapitalismus_Eurozone_Schaeuble_Alexis_Tsipras_Mario_Draghi_Christine_Lagarde_EU-Diktaturیک روز از سیریزا ستایش می‌شود و روز دیگر مورد سرزنش قرار می‌گیرد. احتمالاً زمانی بیش‌تر ـ و اطلاعاتی افزون‌تر ـ لازم است تا درباره‌ی آن‌چه که اتفاق اقتاد، و این که چه‌گونه باید به آن واکنش نشان دهیم قضاوت کنیم.

سیریزا برای یک همه‌پرسی به مردم یونان مراجعه کرده است. این نشانه‌ی پرقدرتی از یک رفتار دموکراتیک بود. خود این کار ستودنی است و در سرتاسر طیف چپ این کار را ستوده‌اند حالا بماند که کاملاً در نقطه‌ی مقابل، تزارهای مالی متعدد این ایده را که مردم عادی درباره‌ی زندگی خود تصمیم بگیرند نکوهیده‌اند. با اندکی تعجب و با وجود یورش شدید رسانه‌ها موضعی که سیپراس ترجیح می‌داد به پیروزی بزرگی رسید. سپس حتی شگفت‌انگیزتر آن که یک روز بعد سیپراس طرح اندک متفاوتی را به سروران اروپایی ارایه کرد که احتمالاً نشانه‌ی آخرین تلاش‌اش برای اجتناب از خروج از یورو بود. به نظر بسیاری از ناظران او مردم یونان را فروخته است. ادامهٔ مطلب »

اعلامیه کمیته مرکزی سازمان راه کارگر در محکومیت جنایت هولناک پاریس

تنها صدای سوم میتواند اسلامیستها و امپریالیستها را از تروریسم وتوحش بیشتر بازدارد !

 صبح چهارشنبه هفت ژانویه  دو یا سه فرد نقاب پوش مسلح  به دفتر مجله طنز و کاریکاتور » شارلی هبدو » در پاریس حمله میکنند و 12 نفر از جمله سردبیر این مجله ، تعدادی از کاریکاتوریستهای زبده مجله و نیز دو افسر پلیس را کشته و حدود ده نفر را نیز مجروح میکنند که حال چند تن از مجروحین به شدت وخیم گزارش شده است . این مجله در سال 2011 نیز بدنبال انتشار کاریکاتوری از محمد پیامبر مسلمانان هدف تهدید و پرتاب کوکتل مولوتوف قرار گرفته بود به همین خاطر همواره یکی دو پلیس از ساختمان این مجله حفاظت میکردند . مهاجمان در پایان عملیات جنایتبار خویش با سردادن شعار الله اکبر و اینکه انتقام پیامبر را گرفته اند از محل می گریزند . بسیار مشخص است که آنها کاملا حرفه ای و آموزش دیده بودند . در ماههای اخیر سرویس های امنیتی کشورهای اروپایی بویژه فرانسه نگرانی خود را از حضور صدها شهروند مسلمان یا مسلمان شده این کشورها در مناطق تحت نفوذ داعش و احتمال بازگشت و عملیات تروریستی آنها در خاک کشورهای اروپایی را مطرح کرده بودند . ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران به مناسبت حمله تروریستی به دفتر مجله «شارلیابدو» در پاریس

ساعت ۱۱ و نیم روز چهارشنبه ۷ ژانویه برابر با ۱۷هم دیماه، تروریست های اسلامی در یک حمله جنایتکارانه به دفتر مجله طنز پرداز «شارلیابدو» درمرکز پاریس ۱۲ نفر را به قتل رساندند. بنا به گزارش ها مهاجمان نقابدار بدون اینکه با مانعی روبرو شوند به طبقه دوم ساختمان که محل برگزاری جلسه شورای سردبیری مجله بوده وارد می شوند و با فریاد الله و اکبر حاضران را به گلوله می بندند. درجریان این یورش جنایتکارانه «ستفان شاربونیه» سردبیراین نشریه، سه کاریکاتوریست و طنزپردازسرشناس فرانسوی و شش تن دیگراز کارکنان وهمکاران این نشریه جان خود را از دست داده و ده تن نیز زخمی شدند که حال ۵ تن ازآنان وخیم گزارش شده است. در جریان این حمله دو تن از افراد پلیس نیز کشته شده اند. مهاجمان بعد از این جنایت موفق به فرار می شوند. ادامهٔ مطلب »

در ستایش یک انقلابی اخلاق‌گرا، و یک مارکسیست انساندوست !ناصر رحمانی نژاد

hisabigluخبر ناگهانی، تکان دهنده، و باور‌نکردنی بود. اکنون دیگر همۀ آزادیخواهان این خبر گرانبار و دردناک را شنیده اند.
خبر از دست رفتن رفیق یگانه و یکرنگ آزادیخواهان، هوشنگ عیسی بیگلو، را می گویم. وکیل برجسته‌ای که در هر گام خود، در هر کلام خود، و در هر لحظۀ زندگی خود نماد راستین عدالت بود.
هوشنگ عیسی بیگلو در آخرین روز سال میلادی ۲۰۱۴، پس از انجام آخرین وظیفۀ خود، روبیدن برف های خانه، و بی آنکه باری بر دوش کسی بگذارد، به ناگهان، با این جهان وداع گفت، و خانواده، دوستان و دوستدارانش را در حیرت اندوه زایی فرو برد. ادامهٔ مطلب »

ویدئو کلیپی با یاد و خاطره ‘ قدر اورتاکایا ‘ !

شهید ‘ قدر اورتاکایا ‘ که برای شرکت در مقاومت کوبانی و کمک به غیرنظامیان بهمراه گروهی از دوستان خود وارد مرز کوبانی شده بود با گلوله های نظامیان دولت شبه فاشیست ترکیه به شهادت رسید . رفقای قدر که توانستند از مرز عبور کرده و به ک.بانی برسند ، می گویند نظامیان بدون هشدار قبلی آنها را به گلوله بسته اند .

شانزده سال گذشت ! مینا اسدی

منبع سایت گزارشگران : من در گیرودار اسید پاشی ها و جوان کشی ها و تکه پاره شدن دختران جوان و پر از زندگی و آرزو ،فاجعه ی دردناک مرگ 63 نوجوان را در گوتنبرگ سوئد از یاد بردم وفاجعه ی دیگری را پی گرفتم.من مادر و پدر و خانواده ی این عزیزان نبودم.از این از دست رفتگان فقط گیلزاد نوجوان و زیبارا دیده بودم،در خانه شان که سلامی گفت و دوید که به تمرین قوتبال برسد .در خاکسپاری درد آور جوانان شرکت داشتم . هنوز و همیشه چهره ی مادران داغدار را در گورستان گوتنبرگ فراموش نمی کنم…چهره ی رفعت ،مادر گیلزاد تصویری ست که من در کوله پشتی سالیانم بر شانه های خسته ام تا همیشه می کشم

امروز که دانستم فاجعه ی دیگری می تواند مرا از فکر آن روز دردبار غافل کند به معنای این ضرب المثل که:»مادر را دل می سوزد دایه را دامن»پی می برم.و قلبم به خاطر همه ی مادران جوان از دست داده ، آتش می گیرد. نوشته ی پارسال را دوباره می گذارم با پوزش از همه ی مادران.با پوزش از رفعت عزیز و شکیبایی اش.

ادامهٔ مطلب »

‫#‏کوبانی‬ تو بمان تا امید بماند !

کوبانی و راهش بیش از هر زمان دیگر دارد می گوید که شعار " بربریت یا سوسیالیسم " چقدر درست بوده است .

کوبانی و راهش بیش از هر زمان دیگر دارد می گوید که شعار » بربریت یا سوسیالیسم » چقدر درست بوده است .

کوبانی این سنگر مقاومت در برابر بربریت ، هنوز ایستاده است . 29 روز گذشت . این تنها آن بیست و نه روزی است که به صدر اخبار جهان ارتقاء یافته ، و گرنه این ایستادگی تاریخش به خیلی پیش تر از این برمی گردد . به دو سال قبل .

حالا اگر هر روز به تاریخ این مقاومت و گسترش آن از تهران تا سنندج ، از مشهد تا افغستان ، از ترکیه تا آلمان ، از آلمان تا کانادا و در جای جای این جهان پهناور افزوده شود ، که دارد می شود ، نشاندهنده فقط عجز ، زبونی و ناتوانی » دولت اسلامی ( داعش ) » نیست ، بلکه شکست تاکتیک و استراتژی غرب و متحدینش هم هست .همان ها که با پیشقراول کردن داعش ، این همه ِ دستاوردشان ، همه هدفشان این بود تا مدل » دموکراسی مشارکتی » حاکم بر غرب کردستان سوریه ( روژئاوا ) را برای مسدود کردن راه گسترش و فراگیری اش در کل منطقه خاورمیانه در هم بشکنند

همان ها که با پیشقراول کردن داعش ، این همه ِ دستاوردشان ، همه هدفشان این بود تا مدل » دموکراسی مشارکتی » حاکم بر غرب کردستان سوریه ( روژئاوا ) را برای مسدود کردن راه گسترش و فراگیری اش در کل منطقه خاورمیانه در هم بشکنند .
اینها واقعیت کوبانی است . وگرنه خم شدن بروی اینکه مردم و » یگان های مدافع خلق ( ی پ گ و ی پ ژ ) ) » فقط در برابر هیولائی ایستاده است که دولت شبه فاشیست ترکیه نیز مستقیم و غیر مستقم از آن حمایت می کند ، آگاهانه و یا ناآگاهانه ، دیدن نیمه پر لیوان است . این را که دیگر خیلی ها و حتی » رضا شاه نیم پهلوی » هم می گوید . اینها را حتی همان ها که پتیشن جور می کنند و دخیل به سردسته » تروریست ها ی جهان » یعنی آمریکا برای » دخالت بشردوستانه » در کوبانی می بندند هم می گویند .
ما ، ما کمونیست ها ، اگر فراتر از اینها نرویم و حقیقت کوبانی را فریاد نزنیم که دیگر کمونیست ، آزادی و برابری خواه نیستیم . ادامهٔ مطلب »

بیانه جمعی در بزرگداشت سیمین بهبهانی ! سیمین عضو کانون نویسندگان ایران بو

این بیانیه جمعی را درج می کنیم تا به همه آنانی که مراسم فرمایشی -حکومتی خاکسپاری سیمین بهبهانی را "باشکوه " و بخشا " باشکوه و با عظمت " خوانده بودند ، بگوئیم که جمع امضاء کننده زیر بر این اعتقادند که آنچه که در این مراسم ابتدا به ساکن دزدیده شد ، " عضویت " سیمین غزل ایران در کانون نویسندگان ایران بوده است . حالا کسانی که این مراسم را " باشکوه " ارزیابی کرده اند ، باید بگردند و امضاء جمع کنند که نه ! سیمین عضو کانون نبوده است . بگردید ! تا ابدالدهر به دور خودتان بگردید. تنها چیزی که عایدتان می شود اینست : " تا سیه روی شود ، هرکه در اوغش باشد ."

سایت خبری جنبش خرداد : این بیانیه جمعی را درج می کنیم تا به همه آنانی که مراسم فرمایشی -حکومتی خاکسپاری سیمین بهبهانی را «باشکوه » و بخشا » باشکوه و با عظمت » خوانده بودند ، بگوئیم که جمع امضاء کننده زیر بر این اعتقادند که آنچه که در این مراسم ابتدا به ساکن دزدیده شد ، » عضویت » سیمین غزل ایران در کانون نویسندگان ایران بوده است . امضاء کنندگان زیر عمیقا بر این اعتقادند که بهبهانی عضو کانون بوده است و مو هم لای درزش نمی رود .حالا کسانی که این مراسم را » باشکوه » ارزیابی کرده اند ، باید بگردند و امضاء جمع کنند که نه ! سیمین عضو کانون نبوده است و نمی شود او را » مصادره کرد » . بگردید ! تا ابدالدهر به دور خودتان بگردید. تنها چیزی که عایدتان می شود اینست : » تا سیه روی شود ، هرکه در اوغش باشد .»

سیمین بهبهانی دیگر در میان ما نیست. به جاودانگی پیوست. جاودان بود، جاودانه شد.
سیمین، در زندگی، جامعه، فرهنگ و ادب، سنت شکنی سنت گذاربود از دوده ی زنانی که در راستای آرمانهای انقلاب مشروطیت، سنتهای سرکوبگر و نابرابری خواه و زن ستیز حاکم و رایج را برنتافتند و منادی برابری شهروندان شدند: دولت آبادی ها، سَیّاح ها، تربیت ها، منوچهریان ها؛ و باز هم دیگران و دیگرانی: از پروین تا فرخ رو، از قمر تا فروغ، از «گلنار» تا دلکش و از فخرآفاق تا آن سیمین دیگر!
سیمین سربلندی زن بود. زن ماند و با سرفرازی چنین ماند. سیمین رد و نفی تبعیض جنسیتی بود و بطلان ضعیفه کیشی و قیم کرداری دوران و زمان.
در طول قرن ها و قرن ها، در گستره ی ادب پارسی، زنان را نوشتن، سرودن و سرائیدن روا نبود. ورود بیشابیش زنان به عرصه ی هنر و ادب هم یکی از دستاوردهای دیگر جنبش آزادیخواهی و تجددطلبی در ایران سال های آغازین قرن بیستم است که انحصار مردانه را درهم می شکند و ادب فارسی را با کلام و سخن زنان، جلال و غنای بیشتری می بخشد. سیمین از بزرگان و بزرگترین های شعر معاصر فارسی بود. ادامهٔ مطلب »

شهریور ! شهریور خونین نزدیک است ! حکومت اسلامی حاکم بر ایران همان داعش است و لاغیر !

65390_103644696466316_569911975_n (1)ما معمولا تلاش می کنیم تا تصاویر خشونت بار قتل ، اعدام و کشتارهای جهان سرمایه داری کنونی ، که از سال های گذشته و این روزها به صورت تصویری و ویدئوئی در رسانه ها جمله شبکه های مجازی ،ازجمله انتشار می یابند ، را بازتاب ندهیم . در عین حال از آن دسته از گروه هائی هم  نیستیم که به تئوری اعمال » روش های عاری از خشونت » و » مسالمت آمیز » برای تغییرات بنیادی دلخوش کرده باشیم . این یک توهم است که نیروی انقلاب حتما باید از تاکتیک مسلحانه و اعمال روش قهرآمیز برای پیروزی انقلاب پرهیز کند . این یک خیالبافی ست که این تاکتیک را کلا از انواع روش های مبارزاتی مان به کناری بگذاریم . در اینجا می خواهیم در مورد ویدئوی مربوط به اعدام های صحرائی و به آب انداختن بسیاری از آن 1500 عراقی اسیری سخن بگویم که احتمالا شما هم دیده اید . اعدامهائی اینچنین ، که ویدئو آن را برخلاف میل مان به اشتراک می گذاریم ، به دست موجوداتی به نام داعش ، تازه نیستند . اینکه داعش آن را با سبعیت هر چه تمامتر به نمایش می گذارد ، تنها تاکید مجددی است بر اینکه اسلام سیاسی همین است و اصل و فرعی  هم ندارد . اینکه همه نظام های ایدئولوژیک ، دشمنان اندیشه و دشمنان سازش ناپذیر مخالفین خود هستند و قاطعیت  برخورد شان با » دشمنان » از کانال طناب دار و تیرباران می گذرد . به باور ما داعش نمونه بی همتائی ست که به همراه ایدئولوژی فاشیسم ، افتخار آن را تا به ابد خواهد داشت که بما بگوید تجسم آشکار بربریت بوده ، هست و خواهد بود . اما ، تجسم نهان چنین بربریتی  چه  کسانی هستند ؟ یک : حکومت اسلامی ، همان حاکمان مسلط بر کشورمان  و دو : کشورهای » معظم » سرمایه داری و یا همان جهان سلطه  که » دموکراسی » را » با دخالت های بشردوستانه » شان را صادر می کنند .

با همین مقدمه طولانی می خواهیم نقبی بزنیم به کشتار بزرگ سال 67 ! ادامهٔ مطلب »

در غم نبود ِ رفقای کارگرِ جانباخته ِ معدنچی در ترکیه و تسلیت به بازماندگان این تازه ترین قربانیان سرمایه !

 بخاطر معدنچیان کشته شده گریه می کنیم

بخاطر معدنچیان کشته شده گریه می کنیم

سایت خبری جنبش خرداد : در غم نبود ِ رفقای کارگر جانباخته معدنچی در ترکیه . تسلیت به بازماندگان حادثه ! در سوگ آن نزدیک به 300 کارگر معدن تولید زغال سنگ استان مانیسای ترکیه ، که در قربانگاه سرمایه داری جانباختند . اردوغان نخست وزیر ترکیه در دیداری که از محل این حادثه دلخراش با وقاحت هر چه تمامتر گفت : این نوع از حوادث در معادن حوادثی طبیعی ست و مرگ  این کارگران هم سرنوشت آنها بوده است . همین مدافع وقیح نئولیبرالیسم در حادثه مشابه دیگری در چند سال قبل هم  همین اراجیف را گفته بود .
      » این حوادث طبیعی » در حالی سالیانه جان هزارها معدنچی در جهان را می گیرد که در تمامی این معادن ، صاحبان سرمایه بخاطر زالو صفتی شان و سود بیشتر ، از اختصاص مبالغی برای تامین ایمنی کار ، سرباز می زنند . در همین ترکیه از سال 2002 تا کنون حدود 1000 کارگر معدنچی جانشان را از دست داده اند . گفتنی ست که ماه پیش از حادثه بخشی از اپوزیسیون ترکیه از حزب حاکم به رهبری رجب طیب اردوغان درخواست کرده بودند تا اجازه بازرسی از این معدن برای اطمینان از ایمنی کار را بدهد . درخواستی که هیچگاه اجابت نشد . از سوی دیگر خبر می رسد که 240000 هزار کارگر عضو اتحادیه کارگری معدن ، امروز بنج شنبه را اعلام اعتصاب کرده اند . ما ضمن اعلام عمیق ترین مراتب تالم و تاثر ، تسلیت بیدریغ خود به خانوده های بازماندگان اعلام و همبستگی خود را با آن اعلام می داریم . 

نابود باد حاکمیت سرمایه

پیروز باد مبارزات کارگری در سرتاسر جهان

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در ارتباط با مرگ بیش از 200 تن از معدنچیان ترکیه

بنا به گزارش خبرگزاری های جهان بامداد چهار شنبه 14 هم ماه می برابر با 24 اردیبهشت در اثر انفجار در یکی از معادن زغال سنگ ترکیه بیش از 200 تن از کارگران جان خود را از دست داده و ده ها نفر نیز زخمی شده اند. این معدن که به یکی از شرکت های بزرگ خصوصی تعلق دارد در شهر سوما واقع در استان مانیسا و در غرب این کشور قرار گرفته است و یکی از بزرگترین معادن زیرزمینی تولید زغال سنگ در ترکیه محسوب می‌شود.

بنا به این گزارش ها در زمان وقوع انفجار 787 نفر در این معدن کار می کردند که تاکنون 363 نفر از آنان نجات پیدا کرده اند اما هنوز در حدود 200 تن دیگر از معدن کاران در عمق 1500 تا 2 هزار متری معدن گرفتار هستند. این انفجار در عمق 1600 متری از سطح زمین رخ داده و قطع برق موجب شده که امدادگران نتوانند از واگن های مخصوص تعبیه شده در معدن برای نفوذ به اعماق زمین و یاری رساندن به معدنچیان بهره بگیرند. در این حادثه بیش از 80 تن از کارگران زخمی شده اند که وضعیت تعدادی از آنان وخیم گزارش شده است. علت مرگ تعداد زیادی از کارگران مسمومیت ناشی از استنشاق مونواکسید کربن بوده است و کارگران گرفتار شده در معدن با خطر کمبود اکسیژن روبرو هستند. ادامهٔ مطلب »

دلنوشته‌ای کوتاه برای یل خودویرانگر «تار» ایران

 «هرگز کسی این‌گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم.»


«هرگز کسی این‌گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم.» الف . بامداد

محمدرضا لطفی (۱۳۲۵ – ۱۳۹۳)
محمدرضا لطفی
(۱۳۲۵ – ۱۳۹۳)
زخمه‌های بی‌مانند و آبشار کلمات جاری در نوای ساز «محمدرضا لطفی» چنان جاودانه بوده است که خامه‌ی قلم را میانه‌ی آن نیست به وصف شکوهش کمر کلام گیرد. با این‌همه، چند سالی بود که لطفی تمام شده بود. سال‌های کم لطفی «لطفی» به چهره‌ها و چکیده‌های موسیقی این سرزمین را (بی ‌آن‌که هم‌نشینی‌اش با اربابان قدرت را فرا یاد آریم) بیش از همه سال‌های بی‌لطفی «لطفی» به خویش می‌توان دانست. شوربختی را که دست ما از قامت مرگ و طغیان روزگار بر روزهای لطفی کوتاه بود که این سال‌های تنک‌مایگی را بر گرده‌ی عمر تیزپایش هموار نخواهیم؛ چه اراده‌ی طبیعت و قطعیت مرگ قدرت‌مندتر از خواست‌های انسان است.
سوگ نوای جاودانه‌ی ردیف‌دان بزرگ، نوازنده‌ی پرشور و هنرمند کم‌مانند از آن روی دردناک است که سال‌های واپسین عمر پایان گرفته‌اش شبیه‌ترین صورت به آن شعر تلخ ِ بامداد شاعر بود که سرود: «هرگز کسی این‌گونه فجیع به کشتن خود برنخاست
که من به زندگی نشستم.»

یادش گرامی و نواهای ماندگارش جاودانه باد

ــــــــ
یاسر عزیزی
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

بهاران خجسته باد! شاد باش نوروزی کانون نویسندگان ایران

56492864782382552502خوش وقت ایم که در آستانه ی پیر شدن سال و فرا رسیدن بهار ۱٣۹٣، به شما آزادگان و ارج-گذاران آیین نوروزی شادباش بگوییم و سالی پیروز برای همه ی مردم آرزو کنیم، باشد که نو شدن طبیعت نوید نو شدن جامعه باشد. همچنان که خاطره ها و تجربه های تلخ وشیرین مشترک مان را در سال گذشته با خود داریم، لحظه ای هم از آرزوی جمعی برای آزادی اندیشه و بیان و نیک بختی و برخورداری همگانی از زندگی شرافت مندانه و انسانی غافل نمی مانیم. هنوز بر سر این پیمان ایم که قلم های ما هم برای فردای تابناک به گردش درآید و هم برای آشکار ساختن رنج هایی که سزاوار بشریت مدرن و ترقی خواه و متمدن نیست.

کانون نویسندگان ایران
۲٨ اسفند ۱٣۹۲

بهار ما آمد . نوروز ما آمد.

نوروز بر همه مردمان ایران و کاربران وفادار سایت خبری جنبش خرداد مبارک باد !

نوروز بر همه مردمان ایران و کاربران وفادار سایت خبری جنبش خرداد مبارک باد !

سایت خبری جنبش خرداد : آمد . زمستان را شکست . پشت سرش نهاد و پیروزمندانه ، چون هر سال ، دارد هی گل و گیاه و شکوفه و شادی به ارمغان می آورد .
این ما که در بالا آوردیم معنای خاصی دارد و زیرش را بارها و بارها علامت تاکید می گذاریم . چرا که این بهار ِ ِ ما مردم است . نوروز ِ ِما مردم است . اگر معنایش جشن و شادی ست ، آنهم متعلق به ماست و نه متعلق به حکومت اسلامی ، با همه باندها و جناح هایش . خوب است که در این مورد آنقدر خسّت بخرج دهیم که ذره ای از جشن و شادی هایمان به کیسه آنها ریخته نشود . آنها آنقدر بخیل و حسودند ، آنقدر خسیس اند که هر سال برای جشن نوروزمان ، اگر تقارنی را هم پیدا نکنند ، تقارن اختراح می کنند . تقارن با فلان . تقارن با بهمان .
ما تقارنی جز اینکه » زمستان شکست و رفت » نمی بینیم .
پس نوروزمان پیروز، بهاران ما خجسته و روسیاهی آنها همواره و پیوسته باد !

در پاسداری از یک جشن ممنوع !

تقارن چهارشنبه سوری با " ایام مقدس " حکومت به نام فاطمیه ، هم نمی تواند ، همچون گذشته ، خللی در عزم مردمان ایران برای شادزیستن ایجاد کند

تقارن چهارشنبه سوری با » ایام فاطمیه ِ» حکومت ِ آخوندها ، سردارها ، سرهنگ ها و » حقوق دان » های قلابی ، همچون گذشته نمی تواند خللی در عزم مردمان ایران برای شادزیستن ایجاد کند!

انجام پرشکوه جشنی ممنوع یه نام چهار شنبه سوری ، یک نافرمانی مدنی عمومی ست . شبی که ، همچون سالیان قبل ، جدالی قدیمی و سی و پنج ساله مابین روشنائی و تاریکی در خواهد گرفت.

در جدال امسال مردم ایران با حکومت سیاه اسلامی ، بی شک باز این مردمان ایرانندکه پیر و جوان و هلهله کنان و شاد زی بار دیگر در مصاف نابرابر خود با منادیان جهل و سیاهی پیروز میدان خواهند بود .

این جشن ممنوع بر شما مبارک باد !

رزم و بزم چهارشنبه سوری و ولایتِ عزا ! بهنام چنگائی

unnamedما مردم جهانِ کارمزدی، زحمتکشی و تنگدستی در هر گوشه از جهان که باشیم، همگی دیریست که به شکلی از اشکال اسیر فرقه های بیدادگر هستیم؛ اسیر گروه های بدخیم دینی، مالیِ و نظامی و خردگریز! و به ناگزیر سده هاست که ما شدیدا دچار رنج ها، ناکامی ها، بی سرانجامی ها و ویرانگری جانکاه گشته ایم. ما دچاریم؛ دچار در برزخ مشتی ریاکار دینی مذهبی، دچار در فصل زورمداری کور اسلحه داران، دچار در حاکمیت مطلق دیوانگان سیرِ سرمست سرمایه داری، دچار در زنجیر غارتگران داخلی و جهانی و دچار در میانه ی عصر درغگوئی های چشم در چشم، پلشت و اهریمنی و شگفتا در روز روشن و آنهم با نام و یاد خدا! دریغا که: پیوسته سرمایه داران و دینمداران همچنان بر انسان زمینگیرشده حکم می رانند.

 قرن ها، هستی فکری، مالی و جانی میلیاردها از ما در سراسر گیتی توسط این جریان های قدر فراملی ـ پولی ـ بانکی، باند های خونخوار نظامی ـ امنیتی و مافیاهای انگل دینی ـ مذهبی و وابسته به ساختارهای ضدمردمی، به تاراج رفته و هرکدام آنان به سهم خود تاب و نای ما را بریده، محصول کار ما را دزدیده و اکثریت قریب به اتفاق نوع بشر را تا هم اکنون اسیر جنگ و چنگ بهره کشی، فقر و محرومیت های مزمن و فساد همه جانبه و سیستماتیک ساخته و خود به آسودگی سرمایه های چپاولکرده اش را بیش از پیش انباشته است. ادامهٔ مطلب »

آفتاب همیشه در خاطرم پرسه می‌زند! پرویز قلیچ خانی و خدا حافظی مجله آرش

Arash110-doubleسایت خبری جنبش خرداد:  مجله » آرش » خداحافظی می کند . حیف  شد . پرویز خان دستت درد نکند . خسته نباشی . برایت آرزوی سلامتی و موفقیت می کنیم . هنر ، ادبیات و سیاست در تبعید مدیون تلاش هایت بوده و خواهد بود . زنده باشی !

دوستان دیروزت  و دشمنان امروزت ، منظور برخی از به اصطلاح سازمان های  » چپ » ، از توقف » آرش » دارد قند در دل های شان آب می شود .

آفتاب همیشه در خاطرم پرسه می‌زند! پرویز قلیچ خانی

بیست و سه سال پیش، در بهمن ماه ۱۳۶۹(فوریه ۱۹۹۱)، نشریه‌ی آرش با صفحات اندک، در پاریس منتشر شد. از ابتدای تولدِ آرش، با این هدف دست به انتشارش زدم ، تا جنس دیگری از صداهای تبعید باشد؛ منعکس‌کننده ی نظرات، دردها، تحلیل‌ها و عکس‌العمل‌ها در مورد تغییراتِ درون ایران. می‌خواستم نگاه به ایران و تغییرات جاری در وطنم، در این نشریه بازتاب داشته باشد؛ بی‌آن که ادعای رهبری نظرات و تغییرات واقع در ایران را داشته باشیم. میخواستم تا حد امکان پلی باشیم بین روشنفکران داخل و خارج. در ضمن، از آنجا که سال‌هاست با هیچ حزب و گروهی همکاری تشکیلاتی نداشته و ندارم، همواره کوششم بر این بود که این نشریه استقلال فکری خود را حفظ کند.
به دلیل موقعیت اجتماعیِ ویژه‌ای که داشتم، یعنی سابقه‌ی ورزشی‌ام، این امکان برایم بود که از همکاری و همفکری بسیاری از نویسندگانِِ و پژوهشگران با گرایشهای فکری مختلف، برخوردار باشم. به جرئت می‌توانم بگویم عامل اصلی ادامه‌ی نشریه‌ی آرش، بهره‌مندی از این موقعیت ویژه بوده است.
و اما، ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه انجمن قلم ایران (در تبعید): منصور کوشان، شاعر و نویسنده درگذشت!

منصور کوشان، شاعر، نویسنده، پژوهشگر، روزنامه نگار ایرانی و عضو انجمن قلم ایران در تبعید، صبح امروز – یک شنبه 16 فوريه 2014 – 27 بهمن 1392) -، در سن ۶۵ سالگی در بیمارستانی در شهر استاوانگر نروژ درگذشت. یادش گرامی باد!
منصور، پنجم دی ماه سال ۱۳۲۷ در اصفهان چشم به جهان گشود. از نه ماه پیش در پی ابتلا به بیماری سرطان معده، در بستر بیماری به سرمی برد.
منصور کوشان، از چهره های سرشناس و فعال کانون نویسندگان ایران بود. وی در ایران، سردبیری و انتشار مجله هایی چون دنیای سخن، تکاپو و آدینه را به عهده داشت. منصور در خارج کشور نیز سردبیر نشریه جنگ زمان بود که در نروژ منتشر می شد. ادامهٔ مطلب »

منصور خان کوشان ، شاعر و نویسنده تبعیدی و مسافر » اتوبوس مرگ » حکومت اسلامی از میان ما رفت !

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من ازاو جانی ستانم جاودان اوزمن دلقی ستاند رنگ رنگ  مولوی

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او جانی ستانم جاودان
اوزمن دلقی ستاند رنگ رنگ
مولوی

سایت خبری جنبش خرداد : منصور کوشان ، شاعر آزاده، روزنامه نگار ، نویسنده ، نمایشنامه و رمان نویس ، محقق و یکی از مفاخر بزرگ کشورمان که سردبیری چند مجله از جمله دنیای سخن، تکاپو و آدینه را در ایران بر عهده داشت و همچنین در جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران نیز فعالیت می کرد، صبج روز یکشنبه ، در سن ۶۵ سالگی در بیمارستانی در شهر استاوانگر نروژ درگذشت.
اما قبل از این و در سال 1375 او و بیست و یک نویسنده دیگر را حکومت اسلامی می خواست در طی سفری مخوف به ارمنستان در یک اتوبوس مرگ بکشد و از شرشان راحت شود . این توطئه اما خنثی شده بود . کوشان و تنی چند که از مرگ رسته بودند، پس از مدتها و گذراندن روزهای سخت و دهشتناک در فضای شدیدا امنیتی و سرکوب نویسندگان و روشنفکران و در زمانه وقوع قتلهای زنجیره ای ، درحالیکه همچنان در میان » لیست مرگ » قرار داشت ، ناخواسته به تبعید پرتاب شد .
مرگ منصور ضایعه بزرگی برای اردوی آزادی و برابری است . بدینوسیله مرگ نابهنگام او  را به خانواده و بازماندگانش ، کانون نویسندگان ایران ، کانون نویسندگان ایران در تبعید، انجمن قلم و همچنین به همه نیروهای اردوی آزادی و برابری  ایران تسلیت می گوئیم .

مستند «تازه نفس ها » ساخته کیانوش عیاری در سال58 را یکبار دیگر ببینیم و اندیشه کنیم!

سایت خبری جنبش خرداد : » تازه‌نفس‌ها»  نام مستندی است که کیانوش عیاری در تابستان سال ۱۳۵۸ در حال و هوای پس از انقلاب ساخته است . عیاری در این فیلم با دوربینش لحظه هائی را پس از انقلاب شکست خورده مردم ایران در سال 57 به تصویر می کشد که در تاریخ ماندگار خواهند بود . در این مستند مردمی را می بینیم که به تازگی انقلاب کرده‌اند و نوز سرمست از بهار کوتاه آزادی هستند . دوربین عیاری ما را به روبروی دانشگاه تهران می برد . بساط های گوناگون کتاب فروشی ها ، نوای  ترانه سرودهای انقلابی ، بحث های خیابانی ، فروش نشریات سازمانهای مختلف توسط دختران و پسران جوان و  … که همه اش خاطره اند و نوستالژی . سی و پنج سال پس از قیام شکوهمند بهمن علیه دیکتاتوری پهلوی ، که توسط فرزندان نامشروح همان رژیم به شکست کشیده شد . ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

گرامی باد یاد و خاطره قیام بهمن 57 مردم ایران !
انقلاب بهمن 57 شکست نمی خورد ، اگر تجربیات امروز را داشت . با اینحال ما اجازه نداریم از کرده خود پشیمان باشیم . حتی اگر روزی هزار بار از سوی طرفداران سلطنت شماتت شویم . حتی اگر آنها بهر وسیله ای تلاش کنند تا نسلهای بعدی انقلاب را با مغز شوئی مفتحضانه ، به خیال خودشان خام کنند که » شاه بهتر از خمینی بوده و انقلاب کار اشتباهی بوده است » ، حتی اگر آنها همین حالا ماجرای » سبد کالای» حقارت آمیز حکومت اسلامی را مستمسکی برای بیهوده بودن انقلاب بهمن بدانند و در بوق و کرنا هایشان بدمند ، ما ، یعنی از همان نسل انقلاب باید به فرزندان مان همه حقایق را بگوئیم . باید آنها بدانند که شاه سنگ را بسته و سگ را ول کرده بوده است . آنها باید بدانند که حکومت اسلامی ، فرزند خلف ، ولی نامشروع همین حکومت پهلوی ها بوده و خواهد بود . ما باید به نسلهای بعد از انقلاب ، یعنی جوانان امروز بگوئیم : انقلاب در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری اجتناب ناپذیر می باشد . بختکی به نام حکومت اسلامی تنها از طریق یک انقلاب شکوهمند دیگر از سر آنان برداشته خواهد شد . تنها از این طریق است که مردم ایران رنگ آزادی و برابری را می ببیند ولاغیر.

گرامی باد چهل و سومین سالروز حماسه پرشکوه سیاهکل

یاد رفقای جانباخته: علی‌اکبر صفایی فراهانی٬ احمد فرهودی٬ محمدعلی محدث قندچی٬ ناصر سيف دليل صفایی٬ هادی بنده خدا لنگرودی٬ شعاع‌الدین مشیدی٬ اسکندر رحیمی٬ غفور حسن‌پور اصیل٬ محمدهادی فاضلی٬ عباس دانش بهزادی٬ هوشنگ نیری٬ جليل انفرادی ،اسماعیل معینی عراقی و تمامی جانباختگان راه سوسیالیسم گرامی باد!

سرود پیشمرگه: پیرۆزبێت 26ی ڕێبەندان ڕۆژی کۆمەڵە

افتخار آنها ! افتخار اینها ! افتخار ماها !

سایت خبری جنبش خرداد : گرامی باد یاد و خاطره قیام بهمن 57 مردم ایران !
انقلاب بهمن 57 شکست نمی خورد ، اگر تجربیات امروز را داشت . با اینحال ما اجازه نداریم از کرده خود پشیمان باشیم . حتی اگر روزی هزار بار از سوی طرفداران سلطنت شماتت شویم . حتی اگر آنها بهر وسیله ای تلاش کنند تا نسلهای بعدی انقلاب را با مغز شوئی مفتحضانه ، به خیال خودشان خام کنند که » شاه بهتر از خمینی بوده  و انقلاب کار اشتباهی بوده است » ، حتی اگر آنها همین حالا ماجرای » سبد کالای» حقارت آمیز حکومت اسلامی را مستمسکی  برای بیهوده بودن انقلاب بهمن بدانند و در بوق و کرنا هایشان بدمند ، ما ، یعنی از همان نسل انقلاب باید به فرزندان مان همه حقایق را بگوئیم . باید آنها بدانند که شاه سنگ را بسته  و سگ را ول کرده بوده است . آنها باید بدانند که حکومت اسلامی ، فرزند خلف ، ولی نامشروع همین حکومت پهلوی ها بوده و خواهد بود . ما باید به نسلهای بعد از انقلاب ، یعنی جوانان امروز بگوئیم : انقلاب در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری اجتناب ناپذیر می باشد . بختکی به نام حکومت اسلامی تنها از طریق یک انقلاب شکوهمند دیگر از سر آنان برداشته خواهد شد . تنها از این طریق است که  مردم ایران رنگ آزادی و برابری را می ببیند ولاغیر. 

نگاره: ‏انقلاب بهمن 57 شکست نمی خورد ، اگر تجربیات امروز را داشت . ما اجازه نداریم از کرده خود پشیمان باشیم . حتی اگر روزی هزار بار از سوی طرفداران سلطنت شماتت شویم . حتی اگر بهر وسیله ای تلاش کنند تا نسلهای بعدی انقلاب را با مغز شوئی متقاعد کنند که شاه بهتر از خمینی بوده است و انقلاب کار اشتباهی بوده ، ما ، از همان نسل انقلاب باید به فرزندان مان همه حقایق را بگوئیم . باید آنها بدانند که شاه سنگ را بسته بوده است و سگ را ول کرده بوده است . حکومت اسلامی ،  فرزند خلف ولی نامشروع  حکومت پهلوی ها بود و خواهد بود .‏نگاره: ‏انقلاب بهمن 57 شکست نمی خورد ، اگر تجربیات امروز را داشت . ما اجازه نداریم از کرده خود پشیمان باشیم . حتی اگر روزی هزار بار از سوی طرفداران سلطنت شماتت شویم . حتی اگر بهر وسیله ای تلاش کنند تا نسلهای بعدی انقلاب را با مغز شوئی متقاعد کنند که شاه بهتر از خمینی بوده است و انقلاب کار اشتباهی بوده ، ما ، از همان نسل انقلاب باید به فرزندان مان همه حقایق را بگوئیم . باید آنها بدانند که شاه سنگ را بسته بوده است و سگ را ول کرده بوده است . حکومت اسلامی ، فرزند خلف ولی نامشروع حکومت پهلوی ها بود و خواهد بود .‏نگاره: ‏انقلاب بهمن 57 شکست نمی خورد ، اگر تجربیات امروز را داشت . ما اجازه نداریم از کرده خود پشیمان باشیم . حتی اگر روزی هزار بار از سوی طرفداران سلطنت شماتت شویم . حتی اگر بهر وسیله ای تلاش کنند تا نسلهای بعدی انقلاب را با مغز شوئی متقاعد کنند که شاه بهتر از خمینی بوده است و انقلاب کار اشتباهی بوده ، ما ، از همان نسل انقلاب باید به فرزندان مان همه حقایق را بگوئیم . باید آنها بدانند که شاه سنگ را بسته بوده است و سگ را ول کرده بوده است . حکومت اسلامی ، فرزند خلف ولی نامشروع حکومت پهلوی ها بود و خواهد بود .‏

در سوگ پیت سیگر (Pete Seeger) «همبستگی برای همیشه!» ناصر اصغری

آدمهایی که زندگی و مرگشان احترام دنیایی را بر می انگیزند، بسیار نادرند. پیت سیگر از این معدود انسانها بود. نام پیت همراه است با صدای اعتراض کارگران و همه کسانی که حقوقشان ضایع شده است! او با موسیقی اش واقعیات ساده و در عین حال تلخ جامعه سرمایه داری را به میان میلیونها کارگر و زحمتکش و بقول خودش در ٣٥ کشور جهان برد. پیت در هر اعتراضی در آمریکا که به سیستم سرمایه داری می شد دیده می شد. هر خواننده ای مثل بروس سپرینگستین و وودی گاتری که به زورگوئی طبقه حاکمه آمریکا اعتراض داشت، در کنار پیت سیگر کنسرت اجرا می کرد. او دو سه سال قبل از مرگش، در سال ٢٠١١ در جنبش اشغال در نیویورک نیز شرکت کرد. حتی کسانی چون بیل کلینتون و باراک اوباما هم از استقامت او در اعتراض با احترام یاد کرده اند!
پیت سیگر خواننده‌ای کمونیست بود که سالها عضو حزب کمونیست آمریکا بود. او فعالیتهای سیاسی خود را با سازمان جوانان این حزب شروع کرد و سپس به عضویت خود حزب در آمد. در دوره سیاه مکارتیسم، پیت همراه با بخش وسیعی از فعالین سیاسی دیگر در لیست سیاه دولت آمریکا قرار گرفت و مورد اذیت و آزار دم و دستگاه سرکوب پلیس سیاسی آمریکا قرار گرفت و به ١٠ سال حبس محکوم شد. ادامهٔ مطلب »

فریاد رفیق علیرضا تشیّد :بشکن تنم زیر شکنجه، محال است زیر درد / رازی تو بشنوی زِ من و همرهان من!

بشکن تنم زیر شکنجه، محال است زیر درد / رازی تو بشنوی زِ من و همرهان من!

بشکن تنم زیر شکنجه، محال است زیر درد / رازی تو بشنوی زِ من و همرهان من!

از متن : ….. من مثلا علیرضا تشیّد رو باز مطرح كردم، گفتم علیرضا تشیّد در زندان صد و پنجاه تا رو كمونیست كرده! برج چهار پروندش رفته، حكم اعدامش تأیید شده، شما تا حالا نمیذارین اعدام بشه! دنبال كار او هستین اینو هم از مرگ نجاتش بدین! و اینا قابل تحمل نیس برا ما ! …..  متن کامل سخنان لاجوردی، در ۲۹ دی ماه ۱۳۶۳

علیرضا در خانواده ای پولدار و نسبتاً مرفه در تهران زاده شده بود. دورۀ متوسطه را در دبیرستان علوی گذراند و در رشتۀ الکترونیک در دانشگاه صنعتی آریامهر، تحصیلاتش را ادامه داد. از سال 47 در زمرۀ مسئولان اصلی مجاهدین بود. به سال 50، در عملیات قطع برق دکل اصلی مربوط به جشن های 2500 ساله دستگیر شد. در کامیون ارتشی که او و هم رزمانش را به » بازداشتگاه» می بردند، به قصد خلع سلاح افسری که همراهشان بود، به او حمله کرد و بلافاصله در اثر اصابت گلوله های مسلسل سبک افسر مزبور و همکاران مزدورش زخمی شد. همانجا اعصاب دست چپش فلج شد و تا مدت ها هر صدای حتّی خردی در اطرافش، به رعشه اش می انداخت. با همان تن زخمی به جای بیمارستان مستقیم به شکنجه گاهش بردند و در دم به کُندۀ قصابی اش بستند. روزهای سختی بود. نیمی از سازمان مجاهدین ضربه خورده بود و اگر علی لب می گشود، نیم دیگر، آماج ضربات دشمن می شد. همه می دانستند اطلاعات تشکیلاتی علی آن قدر هست که نمایش گوشه ای از این راز می تواند به ضربه های اساسی منجر شود. هم رفقایش این را می دانستند و هم دشمن. موقعیت او و مقاومت حیرت انگیز او، بی اختیار، فریادهای مولانا را در سر ، طنین انداز می کرد: (بیشتر…)

گرامی باد 5 بهمن 1360 سی و دومین سالگرد قیام مسلحانه سربداران آمل

1000274_618159834922766_1648668243_nکافه دگراندیشان و خردگرایان شکاک : با آغاز ماه بهمن، مثل سال های گذشته، جمهوری اسلامی کارزار تبليغی گسترده ای را حول موضوع انقلاب بهمن 57 و وقايع متعاقب آن به راه انداخته است. يکی از مسائل مربوط به آن مقطع تاريخي، حرکت مسلحانه ای است که به ابتکار اتحاديه کمونيست های ايران و تحت نام «سربداران» از شهريور ماه 1360 در جنگل های اطراف آمل سازمان يافت و هدف از آن برانگيختن و گسترش يک قيام سراسری برای سرنگونی رژيم مرتجع اسلامی بود. سربداران حدود 120 نفر از کمونيست های انقلابی را شامل می شد که عمدتا از رهبران و اعضاء و هواداران اتحاديه کمونيست ها بودند و در صفوف شان چند زن کمونيست هم حضور داشتند. ادامهٔ مطلب »

ویدئو کلیپ : آخرین وداع با رضا مرزبان ـ پاریس گورستان پر لاشز ! تلویزیون برابری

آقای روحانی صدای » تدبیر و امید «تان را بهتر شنیدیم ! تسلیت به خانواده های درد و رنج !

ا

ا

سایت خبری جنبش خرداد : صدا و پیام ِ » تدبیر و امید ِ» دولت و کلید دار بیت رهبری را شنیدید ؟ این صدا ، با خرد شدن استخوان های آن دو کارگر زنی که بدلیل آتش سوزی در یک واحد تولیدی پوشاک در خیابان جمهوری تهران از طبقه پنجم به پایین سقوط کردند و جان خود را از دست دادند ، بیش از بیش شنیده شد . ما کمونیست ها ، همان کسانی که بقول محمود علوی ، وزیر اطلاعات حکومت ، باقی مانده های رسوبات اندیشه سوسیالیستی هستیم و از سرمایه داری نفرت داریم ، حالا دیگر باید بدون واهمه و ترس از پروژه چپ زدائی » شان ، راسخ تر و استوارتر گام به جلو بگذاریم . باید در مسیری گام برداریم که نه تنها جلوی اقدامات هارترین دولت نئولیبرال و طرفدار اقتصاد بازار آزاد حاکم بر ایران در دفاع و تامین امنیت کلان سرمایه داران زالو صفت را بگیریم ، بلکه با اعتراض های گسترده و هدفمند در دفاع از حقوق کارگران و مزد و حقوق بگیران ، نگذاریم بیشتر از پیش صدای شکسته و خرد شدن استخوان های جدید شنیده شود . تاثر و اندوه خود را نسبت به مرگ این خواهران کارگر خود ابراز می دارم . تسلیت به خانواده های این دو عزیز و جامعه کارگری ایران .

مراسم خاکسپاری زنده یاد رضا مرزبان

در رثای اختر نیکو کار ، یکی از مادران خاوان ! علی یوسفی

2014-01-06_456_madar-rakhshandehدر غربت که باشی ، هر خبر تاسف باری ، بخصوص درگذشت عزیزی در آنور آب ، قلبت را دو چندان بدرد می آورد . این درد به تصاعد بیشتر می شود ، هنگام که بدانی کسی که رخت بر بسته ، داغ ِ نبود چندین تن را همزمان در همه این سالیان بردوش کشیده است .
آری !
کسانی که اختر خانوم را از نزدیک دیده اند ، می دانند که او با وجود شهادت فرزندان دلبندش ، رحیم و جواد حسین پور رودسری و همچنین دامادش ، رفیق علی مهدیزاده که در دهه 60 توسط حاکمان اسلامی تیرباران شد ، چه روحیه سترگی داشته و هیچگاه امیدش به دادخواهی را از کف نداده است . او از تبار آنانی بود که هیچگاه آن چه که بر او رفت را نبخشید و فراموش هم نکرد . در نامه ای که از خود برای دخترانش به جا گذاشت ، خواست که آنها یاد عزیزانشان را زنده نگهدارند.
اختر خانوم ! مادر خوبم ! مادر خاوران !
چهره دوست داشتنی ات را دوبار دیدم . یکبار در خانه رحیم ، بین راه نارمک – تهرانپارس و دگر بار در فرانکفورت آلمان ، خانه دخترت رخشنده . هر دو بار با زنده یاد حسین پور ، همسر مهربانت بودی . هردو شوخ و سرزنده و در عین حال جدی بودید و من امید را در چشمان شما ، که موج می زد ، دیدم .
آنموقع ها هنوز نوه هایتان ، یعنی کرامت ، فرزند رفیق علی و گالیا و نیما ، فرزندان رفیق رحیم ، یک الف بچه بودند . حالا اما همه شان قد کشیده اند و نمی گذارند که امید شماها و امید ماها بخشکد. حتی اگر شما و من هم نباشیم ، دلمان باید خوش باشد که هستند کسانی که » صیقل دهند سلاح آبائی را برای روز انتقام ! »
مادر خوبم ! آسوده بخواب ! چرا که ما بسیاریم .

به یاد شهدای افتخار آفرین ، بویژه شهدای گمنام ، راه کارگری

یادتان همیشه با ماست رفقای شهید و گمنام

یادتان همیشه با ماست رفقای شهید و گمنام

سایت خبری جنبش خرداد : یازدهم دی ماه هر سال سالروز شهدای افتخار آفرین راه کارگری است . آنان که در برابر تندر ایستادند ، خانه را روشن کردند و استوار برخاک افتادند . راه کارگرهای بر خاک افتاده ، با پوست و خونشان ، سرسپرده کارگران ، زحمتکشان و لگدمال شدگان بودند . آنان با اعتقاد عمیق به سوسیالیسم و ضدیت شان با سلطه و نظم سرمایه و حکومت ارتجاعی برآمده از انقلاب بهمن ، که حافظ همان نظم سرمایه داری بودند ، در عرصه های مختلف به مبارزه پرداختند و بسیاری شان در تداوم همین مبارزه دستگیر شدند و در بیدادگاههای حکومت اسلامی محکوم به اعدام گردیدند و استوار ، همچون سرو ، به جوخه های اعدام رفتند و جاویدان شدند .

درست است که رفیق علیرضا شکوهی ، زندانی دو رژیم شاهنشاهی و ملاها ، سمبل شهدای تاریخ ساز بوده و خواهد بود ، درست است که در دفتر یاد بود جانباختگان راه کارگر ،  با عکس و زندگینامه های بسیاری از این شهدا روبرو می شویم ، ولی هستند بسیاری از آنها که نه عکسی دارند و نه زندگینامه ای  . اینان ، آری اینان ، همان کسانی هستند که از » بد ِ حادثه » در تمامی این سالیان تبعید کسی را نداشته اند تا برایشان مراسمی برگزار کنند . اینان همان هائی هستند که گمنام مانده اند . خیلی گمنام . برای این گمنامان کس و یا کسانی این زحمت را به خود نداده است که  مراسمی بگذارد ، درختی بکارد و یا سخنرانی های «هیجان انگیز» کند .

یادبود و گرامیداشت ویژه امسال ما ، یعنی یازدهم دی ماه ، شامل همه شهدای راه کارگری و بویژه  شامل همین شهدای گمنامی است که در این  دفتر  تنها یک ستاره  همراهی شان می کند .

بی زندگی نامه ها ، بی عکس ها و کسانی که مزدک وار مردند و ما بازماندگان حتی نامشان را هم نمی دانیم . 

این ترسی ندارد و نباید داشته باشد که با صدای بلند اقرار کنیم که در تمامی این سالیان حتی لیاقت این را هم نداشته ایم که بگردیم و اسم تان را پیدا کنیم . اقرار کنیم که در تمامی این سالیان تنها برایتان » اشک تمساح » ریخته ایم .
رفقای گمنام و شهید !  باور نکنید که خیلی ها همه ساله در روزِ بزرگ داشت تان به مادران، پدران، همسران، فرزندان و خانواده های تان سر تعظیم فرود می آورند !

 باور نکنید که به شما اطمینان می دهند که یاد تان و آرمان هایتان همواره با آنهاست ! نه ! باور نکنید ! آنها تغییر کرده اند . خیلی هاشان حالا دیگر  سر به آستان از ما بهتران دارند . حالا دیگر کمونیست ها حریف آنانند ، نه دشمنان کمونیست . باور کنید !

یادتان جاوید باد رفقا .

بهترین شاد باش ها بمناسبت سال نو میلادی !

1484420_681888235165264_382687989_nدوستان و رفقای عزیز ! بهترین شاد باش ها بمناسبت سال نو میلادی !
سال 2013 هم تا ساعاتی دیگر به پایان خود نزدیک می شود . سالی که پشت سر گذاشتیم ، سال پیروزی ها و در عین حال شکست های بسیاری بود . ما نیروهای آزادی و عدالت اجتماعی باید به خود ببالیم . باید با صدای بلند بگوئیم که : سالی که پشت سر گذاشتیم ، سالی بوده است توام با مبارزه و مقاومت های شگرف و درخشان در برابر سلطه سرمایه و نیروهای ارتجاع و تاریک اندیش ایران و جهان . سالی بوده است که تنور اعتراض در برابر نئولیبرالیسم و ریاضت اقتصادی دولتها ، از پرتغال ، ایتالیا ، آمریکا ، آلمان ، ترکیه و مصر گرفته ، تا ایران در بند و تحت حاکمیت حکومت اسلامی ، همچنان و همواره روشن بوده است .
اینکه در سال 2013 موفق نشدیم تا بر هیولای استثمار و دستان خونبارش غلبه کنیم و دنیای بهترمان را برقرار کنیم ، دلیل نمی شود که به درستی اهداف مان شک کنیم . دلیل نمی شود که دلسرد شویم . دلیل نمی شود که از مبارزه برای رفاه و برابری و عدالت اجتماعی دست بشوئیم .
اصلا همین امید داشتن به دنیای بهتر ، یعنی دنیای فارغ از استثمار و زورگوئی است که سبب می شود که بگوئیم : » آهای حرامزاده ها ! ما هنوز هستیم . داریم نفس می کشیم . داریم نیروهایمان را جمع می کنیم تا متحد و یکصدا به شما بگوئیم که هنوز آرمان ها و در یک کلام مفهومی که ما از انسانیت داریم ، نگندیده است .
ما بسیاریم !

یادداشت فیس بوکی رضا صادق زاده ،برادر زیبا صادق زاده،همسر زندانی سیاسی پیمان عارفی

993825_10201393112610735_1290618907_nناهید رحمانی و زیبا صادق زاده ، مادر و همسر پیمان (امیر رضا) عارفی زندانی تبعید شده به مسجد سلیمان، در راه بازگشت از ملاقات این زندانی سیاسی در یک تصادف رانندگی درگذشتند.

متن کامل نوشته فیس بوکی رضا صادق زاده ، برادر زیبا(همسر زندانی سیاسی پیمان عارفی)

خدایا با گرفتن جان خواهرم مرا نابود کردی یا او را آزاد ؟

وقتی برای تحویل جسدش به اهواز رفتم در بیمارستان گلستان دنیا برایم تیره و تار شده بود. هیچوفت چهره او را به این زیبایی ندیده بودم نامش را خودش انتخاب کرده بود. با اسبی بالدار به سوی آزدای رها شد و ما را در غمی بزرگ فرو برد. امروز صبح که پیکرش را به غسالخانه بهشت زهرا تحویل دادم پایم به دوری از او از هم جدا نمی شد. چندین بار از بین راه بازگشتم گویی چیزهایی نهفته در وجودش داشت که می خواست به تنهاترین حامیش در این دنیای فانی بیان کند. چگونه می توانم این پیکر زیبا رابه خاک بسپارم. چگونه می توانم عزیزی را که عمری عذاب کشید و هرگز روزی خوش را به چشم نددید به تربت خاک بسپارم. در آخرین دیدار آغوشم گرفت و گفت دیگر قرص های اعصاب و آرامش بخشش را نمی خورد دوست دارد به زندگی بازگردد. یک موبایل آیفون 5 خریده بود کودکانه لذت می برد…. آی خدا چه کردی با ما. برای همسرش امیر رضا عارفی که همه چیزش بود آرزوی صبر دارم. دو داغ بزرگ را همزمان به دوش می کشد. آن هم در پشت میله های فولادی زندان مسجد سلیمان.
آرزو دارم در این واپسین لحظات برای دیدن چهره همسرش روز یکشنبه به بهشت زهرا بیاید و مرهمی بر درد بی درمان ما باشد

از یادت نمی کاهم ! منیره برادران در رثای مهدی برادران خسروشاهی

مهدی برادران خسروشاهی ! اراده محکم در رویاروئی با دشوراری ها

مهدی برادران خسروشاهی ! اراده محکم در رویاروئی با دشواری ها

شاید شما هم او را بشناسید؟ برادرم، مهدی برادران خسروشاهی را می گویم. در تبریز متولد شد در محله مقصودیه. هم محله ایها و هم مدرسه ای ها باید مهدی، آن پسرک بازیگوش را یادشان باشد. شاید اگرعکسش را ببینید یادتان بیاید. در دبستان رشدیه و بعد در دبیرستان فردوسی درس خواند.
حتما از کتابفروشی شمس، کتاب هم قرض می کرده است. از سال ۴۳ به بعد رد او را در تهران بگیرید. دانشجوی پلی تکنیک شد در رشته برق. یادتان هست؟ اهل کشتی و کوهنوردی هم بود. یک بار هم از کوه پرت شد و زخمی به خانه آمد. اینکه همه خوشحال بودیم بلائی سرش نیامده، جای خود. ولی من بیشتر از بقیه خوشحال بودم چون چند روزی در خانه ماند و گذاشت که من، خواهر کوچکش، مراقبتش کنم. مهدی کارمند هم بود. کارمند شرکت تیدی که در چهار راه شاه بود. آن موقع هنوز «فروشگاه بزرگ» در آنجا دایر نشده بود. فروشگاه فردوسی هنوز بی رقیب بود. فکر کنم بطور نیمه وقت در بخش حسابداری آن شرکت کار می کرد. بعدها که فعالیتهای سیاسی اش بیشتر شده بود، همین نیم وقت را هم نیم تر کرد ولی در دل کارکنان آنقدر جا داشت، که کسی به روی خود نیاورد. روسا هم از آشنایان دور خانوادگی بودند. مهدی بود که کتاب خواندن را برایم اجباری کرد. این سختگیری محدود به خواندن نماند. مقرر کرده بود که بعد از خواندن هر کتاب نظرم را در باره اش بنویسم. یک جمله هم نمی توانستم بنویسم آن هم به زبان فارسی. آنقدر بهانه آوردم تا آخر سر رضایت داد که خلاصه کتاب و نظرم را بطور شفاهی بیان کنم. در مورد کتابهای صمد بهرنگی سختگیری اش بیشتر بود. برایم معلم زندگی و مبارزه بود. این آخرین جمله ای بود که به او گفتم. روزی که در آن پائیز ۶۰ به اوینمنتقل می شدیم. اینها را در «حقیقت ساده» نوشته ام. و آنجا نوشته ام که در آن شب ۱۵ آذر ۶۰ ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه در پشت بند ما که ۳۴۰ اوین بود، کوهی از آهن یکجا فروریخت. ادامهٔ مطلب »

اطلاعیه مراسم وداع با مادر صلاحی

Aziz-Madar

دیگر آن نازنین در برم نیست
سایه مهر او بر سرم نیست

مادر صلاحی را به خوابگاه ابدیش رهسپار می کنیم!
مراسم وداع با مادر صلاحی (صدیقه حائری) را روز ١٩ دسامبر ٢٠١٣ ساعت ٣ بعد از ظهر در خابگاه ابدیش در گورستان Silverdal استکهلم برگزار می کنیم.
بعد از پایان مراسم، از ساعت ٥ تا ٣٠/٧ بعد از ظهر در سالن اجتماعات شیستاترف گردهم خواهیم آمد و یاد مادر مبارز مان را گرامی خواهیم داشت. وسیله نقلیه برای انتقال همراهان از گورستان به محل گردهمائی تدارک دیده شده است.
زنده یاد مادرمان صدیقه حائری (صلاحی) روز ٣٠ نوامبر ٢٠١٣ برابر با ٩ آذر ١٣٩٢ در سن ٨٨ سالگی از میان ما رفت و ما را با کوله باری از خاطره تنها گذاشت.

خانواده صلاحی و حائری

آدرس محل خاکسپاری ادامهٔ مطلب »

چهل و سه سال بعد از آن روز سرد زمستانی هنوز این مخروبه نمادین است

1511373_10152104746552246_1276765199_nHazhir Pelaschiچهل و سه سال بعد از آن روز سرد زمستانی هنوز این مخروبه نمادین است. این مخروبه همان پاسگاهی است که با تصرف آن تلاش آگاهانه‌ی جمعی برای تغییر هر چیز و همه چیز مرئی و تاریخ به قبل و بعد از «نعره‌ی ببرهای عاشق دیلمان» تقسیم شد. آنان چنان خطی بر چهره‌ی تاریخ انداختند که هنوز هم بدون آنان نمی‌توان از رهایی حرف زد. آنان هنوز در قامت «چریک فدایی خلق» در هر رزمی برای رهایی، در هر تلاش جمعی و هر مداخله‌ی سیاسی رهایی‌بخشی ظهور می‌کنند. و مصادره نمی‌شوند. آنهایی که گمان می‌کنند با مصادره‌ی نام چریک فدایی خلق می‌توانند مازاد رهایی‌بخش جنبش فدایی را به چنگ آورند، از چاه آب به غربال می‌کشند. جنبش فدایی با عمل فدایی پیوند خورده و تمام مازاد رهایی‌بخش آن در همین عمل فدایی، در اراده‌ی معطوف به پیروزی نهفته است. نه چریک‌های هنوز چریک مانده‌ی غیر مسلح دور از ایران و نه آنها که گمان می‌کنند با گرفتن عکس یادگاری با ساواکی و جلاد و شکنجه‌گر سابق و مخلوع دارند سنت فدایی را به روز می‌کنند، ربطی به «چریک فدایی خلق» ندارند. سنت فدایی نه با حفاظت از باروهای نوستالوژیک زنده می‌ماند و نه با این «دموکرات» شدن‌های مهوع مد روز. چریک فدایی خلق در روزگار ما، چهل و سه سال بعد از ۱۹ بهمن ۱۳۴۹، چهل و سه سال بعد از سپیده‌دم سیاهکل هنوز یعنی تلاش آگاهانه و جمعی برای مداخله در وضعیت برای تغییر هر چیز و همه چیز، برای پیروزی. امری که درست در «موقعیت خطیر» امروزی درخشان می‌شود

ماندلای ما، ماندلای آن ها ! یوسف لنگرودی

nmsafricaپنجشنبه هفته پیش، نلسون ماندلا، رهبر مبارزات ضد آپارتاید آفریقای جنوبی، چشم از جهان فروبست. با مرگ او جهان بی تردید یکی از بزرگترین رهبران جنبش ضد نژاد پرستی  و یکی وفادارترین مبارزان راه آزادی در قرن بیستم را از دست داد.

 ماندلا در شرایطی  پای به میدان  مبارزه گذاشت که یکی از خوفناک ترین حکومت های جهان که در دست اقلیتی سفید پوست و نژاد پرست قرار داشت، در آفریقای جنوبی فرمان می راند. حکومتی که رسما  از نژاد پرستی و سرکوب سیستماتیک سیاهان دفاع می کرد.

 کشوری که بنا به موقعیت جغرافیایی اش دو اقیانوس  را به هم متصل می کرد و با دارا بودن معادن غنی وفلزات گرانبها می توانست به یک کشور  نسبتا مرفه تبدیل شود و برای اکثریت عظیم مردم یک زندگی نسبتا قابل قبول فراهم آورد، تبدیل شد به سرزمینی سوخته و جهنمی که انسان های سیاه را از سفیدها جدا می ساخت. سرزمینی که  اکثریت جمعیت آن یعنی سیاه پوستان در فقر و فلاکت وحشتناکی بسر می برند و از ثروت کشور محروم. در عوض اقلیتی ستم گر که از هرگونه امکانات برخودار بودند و ثروت در دست شان  قرار داشت. اقلیت نژاد پرستی  که البته قویا توسط قدرت های امپریالیستی و متحدان مرتجع شان حمایت می شد. نظام جهانی سرمایه داری در ضیافت غارت و اسارت سیاه پوستان آفریقای جنوبی لحظه ای هم از پشتیبانی نژاد پرستان حاکم  بر این کشور کوتاه نیامدند. برخی از بدنام ترین و نژاد پرست ترین حکومت های جهان مانند رژیم نژاد پرست و اشغاگر اسراییل و رژیم مستبد پهلوی  به حامیان اصلی حکومت آفریقای جنوبی تبدیل شدند. ادامهٔ مطلب »

برای راشل کوری… انسان وآلایی که در راه انسانیت به خاک و خون کشیده شد.

1503404_594625727276177_228425025_nراشل آلین کوری (10 آوریل 1979 – 16 مارس 2003) در المپیای واشنگتن بزرگ شد. او از دبیرستان کاپیتال فارغ التحصیل شد و سپس در دانشگاه اور گرین استیت کالج تحصیلات خود را ادامه داد. او در ابتدای ورود به دانشگاه به عضویت جنبش اتحاد جهانی (ISM) درآمد.
راشل در طول انتفاضه الاقصی به عنوان یکی از فعالان این جنبش به نوار غزه رفت. وی هنگامی که بلدوزر نیروهای اسرائیل در نوار غزه قصد تخریب خانه‌های فلسطینیان را داشت، می‌خواست راه بلدوزر را سد کند، او با بلندگوی دستی خود تلاش می کرد راننده بلدوزر را از نزدیک شدن به خانه این خانواده فلسطینی منع کند که راننده بلدوزر به سمت او حرکت کرد و با خونسردی او را زیر گرفت و از رویش عبور کرد، راشل مظلمومانه در برابر چشم همگان در این حمله کشته شد. ادامهٔ مطلب »

راديو ندا: برگزاري مراسم پانزدهمين سالگرد قتل پوينده و مختاري، در گفتگو با ناصر زرافشان

پانزدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر برگزار شد

img_26379اخبار روز: عصر امروز بر اساس اطلاعیه قبلی کانون نویسندگان ایران، مراسم پانزدهمین سالگرد به قتل رسیدن یاران جان باخته محمد جعفر پوینده و محمد مختاری بر سر مزارشان در امامزاده طاهر در حضور ماموران لباس شخصی و نیروهای انتظامی که مرتب تلاش داشتند مراسم بدون خواندن بیانیه و سخنرانی هرچه سریعتر پایان داده شود، برگزار گردید. در ابتدای مراسم به پاس گرامیداشت جانباختگان راه آزادی یک دقیقه سکوت اعلام شد و سپس همسر محمد مختاری، دکتر ناصر زرافشان و رضا خندان هر یک مطالب کوتاهی قرائت کردند و جناب خلیلی یکی از سروده های خویش را به یاد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، خواند. هنگامی که از جمعیت دعوت شد تا به بیانیه کانون نویسندگان ایران گوش فرا دهند، یکی از فرماندهان نیروهای امنیتی از قرائت بیانیه ممانعت بعمل آورده و اعلام کرد این مراسم هیچگونه مجوز قانونی نداشته و فقط میتوانید به خواندن فاتحه بپردازید و پی در پی از جمعیت می خواستند تا دست نزنند و هرچه سریعتر متفرق شوند. بعد از وقفه و اختلالی کوتاه در برگزاری مراسم، سرانجام بیانیه کانون نویسندگان ایران توسط دکتر فریبرز رئیس دانا قرائت گردید. درپایان مراسم مزار رهروان دلیر راه آزادی، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده توسط جمعیت شرکت کننده گلباران شد. دکتر محمد ملکی، نسرین ستوده، مادرلطفی، حشمت طبرزدی، علیرضا جباری، و… به همراه بسیاری از اعضای کانون نویسندگان از جمله شرکت کنندگان مراسم امروز بودند.  ادامهٔ مطلب »

مادر صلاحی، مادری از مادران مبارز از میان ما رفت! کانون زندانیان سیاسی ایران (در تبعید)

1471949_10201207232249420_1667670784_nقلب مهربان مادر صلاحی(صدیقه حائری)ساعت ٣٠/١ بعد از روز شنبه ٣٠ نوامبر ٢٠١٣ در سن ٨٨ سالگی در بیمارستانی در شهر استکهلم از طپش باز ایستاد. لحظات و ثانیه های آخر، خبر از پایان یک زندگی سرفراز می دادند، زندگی یک مادر مبارز که نیمی از عمر خود را در کنار درب زندانها و نیمی دیگر را در آوراگی و کوه های سر به فلک کشید کردستان و  در تبعید گذراند.

مادر صلاحی، از نخستین مادران مبارزی بود که در دوران رژیم سلطتنی همراه با فرزندان مبارزش به مبارزه علیه ستمگری­های حاکم، تبعیض و نابرابری­های طبقاتی روی آورد و با سرکوب و زندان آشنا شد. در فروردین سال ٥٠، جواد صلاحی اولین فرزند وی و از چهره­های سرشناس سازمان چریک هائی فدائی خلق ایران ادامهٔ مطلب »

مادر سلاحی (صدیقۀ حائری ) هم رفت !

1471949_10201207232249420_1667670784_n

مادر سلاحی (صدیقۀ حائری ) مادر انقلاب ، مادر پیشروان اندیشه های نو، مادر استقامت و بردباری ، مادر رنج و مادر زحمت ، مادر دلاوری و شجاعت ، مادر کار و پیکار ، مادر روزهای سخت و شب های اضطراب و مادر چریک های فدائی خلق رفقا جواد ، کاظم و حسین سلاحی هم رفت . یاد و خاطرۀ مادر سلاحی و فرزندان دلاورش همیشه و همواره در یادها و سور و سرودها زنده و جاودان خواهد ماند .

بیانیه ی کانون نویسندگان ایران ؛ ۱٣ آذر روز “نه” به سانسور، “آری” به آزادی بیان

img_26272برای برداشتن سایه ی سنگین سانسور از سر هنر و ادبیات و کنار زدن این پدیده ی شوم از جامعه، تنها راه گسترش و هم سو کردن اعتراض هاست…

اعتراض به سانسور همواره در مرکز فعالیت های نویسندگان و هنرمندان مترقی و متعهد درسراسر جهان بوده است. چه آنان که صرفا به هنرشان تعهد واقعی داشته اند، و چه هنرمندانی که باورمند حقوق انسانی بوده اند. آنها برای پایان دادن به حیات سانسور در جامعه، به شیوه های گوناگون کوشیده اند. این تلاش در ایران به شکل جدی تر در جریان بوده است.
آذر ماه سال قبل هم زمان با بزرگ داشت روز مبارزه با سانسور بیانیه ای با امضای یک صدوهفتاد نویسنده انتشار یافت که خواست مبرم آن ممنوعیت سانسور پیش و پس از انتشار کتاب بود. در یک سال گذشته نویسندگان و هنرمندان بسیاری در مخالفت با سانسور سخن گفتند یا نوشتند و میزان اعتراض و انتقاد به سانسور به مراتب بیش-تر از سال های گذشته بود. اثرات آن را می توان در واکنش-های متولیان دولت جدید مشاهده کرد. ادامهٔ مطلب »

تاریخِ رنج‌بران،کشته‌شدگان و ستمدیدگان، بر خلاق تاریخ فاتحان، نوشته‌ نشدنی است! حسام امیری

0,,3852290_4,00تاریخِ رنج‌بران،کشته‌شدگان و ستمدیدگان، بر خلاق تاریخ فاتحان، نوشته‌نشدنی است. نه از آن رو که چیزی برای روایت نیست، بلکه از بس که چیزهایی برای روایت هست، آن را نمی‌توان بیان نمود. حتی نام بردن از قربانیان تاریخ نیز ناممکن است. به عنوان مثال بیائید کشته‌شدگان سی سال اخیر را نام ببریم: کشته‌شدگان سال 58، کشته‌شدگان سال 60، کشته‌شدگان قنات، کشته‌شدگان سال 62، کشته‌شدگان تابستان 67 ، کشته‌شدگان سه اسفند، کشته‌شدگان سال‌های 71، کشته‌شدگان خاوران، کشته‌شدگان زنجیره‌ای، کشته‌شدگان 88 و «غیره». ادامهٔ مطلب »

راديو ندا: سرود اي ايران در مراسم پانزدهمين سالگرد يادمان فروهرها

رادیو ندا : خانم پرستو فروهر در گفتگو با راديو ندا با بيان اينكه با وجود اعمال ممنوعيت برگزاري مراسم فروهرها، چند بار سرود اي ايران در اين مراسم خوانده شد، گفت: » ما (خانواده فروهر، پوينده و مختاري) بعنوان بازماندگان قتل هاي سياسي آذر77، عليرغم تمامي دشواري ها و تهديدها همچنان بر دادخواهي خودمان پافشاري مي كنيم و اميد داريم به روزي كه در بستر اعتراض عمومي، پرونده قتل هاي سياسي در ايران يك دادرسي عادلانه بشود. يك دادرسي با شفافيت در برابر افكار عمومي كه دادخواه اصلي دگرانديشان در اين سرزمين هستند!»

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

راديو ندا: پانزدهمين سالگرد قربانيان قتل هاي سياسي پائيز77، در گفتگو با پرستو فروهر

رادیو ندا :خانم پرستو فروهر در گفتگو با راديو ندا ضمن فراخوان به برگزاري مراسم پانزدهمين سالگرد قتل داريوش و پروانه فروهر در روز جمعه اول آذر ماه در قتل گاه آنها، و با گراميداشت ياد قربانيان قتل هاي سياسي آذر77، گفت: » ما بر خواستمان در برپائي يك دادگاه عادلانه با حضور افكار عمومي كه ريشه يابي و بستريابي چنين جنايت هائي را بكند و دستور دهندگان اين جنايت ها وادار به پاسخگويي در مقابل افكار عمومي بشوند، پافشار هستيم ، بوديم و خواهيم بود.»

گوش كردن فايل صوتي با مديا پلير

گوش كردن فايل صوتي با ريل پلير

ویدئو کلیپ مراسم یادمان کشتارهای سال سیاه 67 در کلن آلمان !

کلن 31 آگوست 2013 ،سالگرد کشتار هزاران در بند سیاسی در سال 1367 به دستور خمینی وتوسط امثال پور محمدی. با شرکت طیف وسیعی از عزیزان ،هم میهنان مدافع حقوق بشر : مادران پارک لاله دورتموند،جوانان ملی مصدقی و..» سایر عزیزان،دوستان منفرد وتشکلهای گوناگون آزادیخواه.
آهنگ متن : ترانه «سورگون » ، «تبعید»

پنج شهریور 1358سالروز اعدام های جنایتکارانه در کردستان قهرمان !

1174879_460213157420045_1396819570_nمتنی که می خوانید ، نوشته گلاویژه رستمی است .

به آقای خلیل بهرامی خبر داده شده بود که یک قاضی(صادق خلخالی) – که از دوستانش بود-، خیال دارد کوردها را در سالن انتظار فرودگاه سنندج محاکمه کند.در فرودگاه، وقتی که 10 مرد دستنبد به دست روی نیمکت چوبی در برابر صادق خلخالی نشستند، آقای رزمی آماده، بیرون دادگاه صحرایی ایستاده بود. نفر یازدهم مجروح بود و کنار در روی برانکاردی قرار داشت.آقای بهرامی در یادآوری خاطراتش میگوید، قاضی خلخالی عمامه اش را برداشت. کفشهایش را درآورد. پایش را روی صندلی گذاشت. از پشت عینک زندانیان را برانداز کرد و نامشان را پرسید. قاضی اتهامات انتسابی متهمان را [چنین] برشمرد: قاچاق اسلحه، تحریک به شورش و قتل.بهرامی میگوید: «هیچ مدرکی ارائه نشد. همه اش حدس و گمان بود.» پس از نزدیک به 30 دقیقه، خلخالی یازده مرد را “مفسد فی الارض” اعلام کرد.
بهرامی همکارش، رزمی را فراخواند. “این شانس رزمی بود که آن روز با من آن جا بود.”هر دو میگویند، این جمع از کنار 30 کارگر فرودگاه گذشت. جلوی همه رزمی میرفت. هر دو میگویند، در عقب، علی کریمی بود، یکی از محافظان شخصی قاضی خلخالی، با کفشهای سفید، شلوار سفید، پیراهن سفید، عینک آفتابی و جلد تپانچه کمری. پس از تقریباً 100 متر، یک مأمور، محکومان به مرگ را روی یک زمین خاکی از حرکت بازداشت. همه اعدام کنندگان به جز یک نفر دور سرشان چفیه بستند. ادامهٔ مطلب »

«لاله در لاله، اي دشت خاوران!» آن‌ها هنوز جوانند…/ علی‌اشرف درویشیان

«لاله در لاله، اي دشت خاوران!»
به یاد و خاطره همه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم !

آن‌ها هنوز جوانند…/ علی‌اشرف درویشیان

آن‌ها را از کیف‌ات بیرون می‌آوری.بابا را، آبجی را و داداش را. می‌گذاری‌شان کنار میخک‌های سرخ و سفید. کنار لاله‌ها و شمع‌ها.گوشۀ عکس بابا شکسته؛ اما در زیر گلایولی پنهانش می‌کنی. موهایت سفید شده است. مادرها، همه موهاشان سفید شده است. بچه‌هاشان را از کیف‌هاشان و از توی پاکت‌هایی که در دستمال یا پارچه‌ای پیچیده‌اند، درمی‌آورند و می‌گذارند کنار گل‌ها و شمع‌ها. بابا که به گلایولی تکیه داده، موهایش سیاه است.سبیلش سیاه و پرپشت است. چشمانش می‌درخشد. لب‌هایش تکان می‌خورد: «از آخرین دیدارمان تاکنون، همیشه به یاد شما هستم. به یاد آن بغض ترکیده و اشک حلقه بسته در چشمانت. دوری‌مان رنج‌آور است، اما نباید باعث بی‌توجهی به زندگی بشود. ما هرگز حق نداریم که خود را از خوبی‌های زندگی محروم کنیم. روحیه بچه‌ها را نباید خراب کنیم. بچه‌هایم را به تو می‌سپارم و می‌دانم که در پرتو خوبی‌های تو، انسان‌های شریف و دوستدار زندگی خواهند شد.» ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: