برگی از دفتر ایام (سی و دو)- یاد شورش 26 فروردین 1352!اکبر معصوم بیگی

در یک روز درخشان فروردین ماه سال 52، در بند چهار زندان عادل آبادشیراز، اتفاقی افتاد که سرنوشت بسیاری از زندانیان این زندان را از بیخ دگرگون کرد: برخی برای همیشه سیاست را بوسیدند و به کناری نهادند، برخی به «راست» افتادند، پاره ای فرصت را مغتنم شمردند و زنجیر ها و بندهای دروغین خودساخته و اطاعت کورکوانه ی سازمانی  را از دست و پا و ذهن خود پاره کردند و به دور انداختند و درضمنِ حفظ تعهد تشکیلاتی روش استقلال فکری را پیش گرفتند. برخی از فضای آزاداندیشانه ی پیش آمده سود جستند و شکفتند و برخی پژمردند، برخی کسان هم همچنان به همان روش های گذشته ادامه دادند، اما هرچه بود شورش 26 فروردین موقعیت بسیار درخشانی  در زندان عادل آباد پدید آورد که نظیرش را پیش از شورش در این زندان-  و در هیچ زندان دیگری در سراسر ایران- نمی شد پیدا کرد. 26 فروردین نظم آهنین زندان را، که با ورود تبعیدی های برازجان، خاصه بهرام قبادی و رحیم صبوری، شکافکی برداشته بود، به کلی درهم ریخت. نوآوریْ دشمن درجه ی اول جمود و خشک مغزی و سنت های پوسیده و تکرارشونده است، ولی در عین حال هر چیز نو بی گمان در آغاز زشت و بدنما و کژ و کوژ می نماید، چراکه با عادت های ذهنی مانوس و آشنا در ستیز است. روزگاری باید ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در خبر. Leave a Comment »

همه ی آن چیزی که دوست دارید درباره ی «چپ های دموکراتیک» بدانید ولی نمی دانید!کاوه دارالشفاء

• غیر از این است که اگر این دولت تا آخر دوره ی تصدی ۴ ساله اش به هیچ مطالبه ای هم وقعی نگذارد، باز هم شما «چپ دموکراتیک» موعد انتخابات بعدی، مجدداً دستورالعمل طلایی «انتخاب بد بجای بدتر» را پیش خواهید کشید؟ واقعاً این دولت چرا باید به دنبال توجه به مطالبات مدنی باشد؟ همین الآن هم با بیانیه ی لوزان و خنده های ظریفِ ظریف، بازی انتخابات بعدی را برده. … ادامهٔ مطلب »

در نقد مواضع » چپ دموکرات !!؟» ! حسن مرتصوی

دوستي به نام ميلاد پشتيوان در پست امروز خود نوشته است:
«چپ هایی که با عصبیت به بیانبه ی تحلیلی سایت پرولبماتیکادر مورد تفاهم هسته ای پرخاش می کنند، چرا به جای اینهمه تلاش برای پرخاش گری، به ما نشان نمی‌دهند چگونه عدم تفاهم و تشدید تحریم ها و سرانجام احتمال حمله ی نظامی به ایران می تواند منافع طبقه ی کارگر را تامین کند، چگونه تبدیل ایران به جهنمی که خیلی کشورهای منطقه در ان فرو رفته اند می تواند سبب تحولی رهایی بخش برای طبقه ی کارگر شود؟ چگونه فروریزی تمام پایه های مدنی جامعه ی ایرانی توسط تحریم و جنگ می تواند کمکی به حال طبقه ی کارگر کند؟ کدام تحلیل نظری و بررسی تاریخی بر اساس شرابط انضمامی خاورمیانه و ایران می تواند نشان دهد که تشدید تحریم ها و جنگ سبب رهایی بخشی جامعه ی ایرانی می شود.»
در اين سوال يك پيش‌فرض وجود دارد: گويا بنا به تقسيم‌بندي يادشده چپ‌هاي «راديكال» موافق تشديد تحريم و سرانجام حمله‌ي نظامي به ايران و فرورفتن در جهنم خاورميانه هستند. آيا «چپ راديكال» چنين نقدي به تفاهم‌نامه دارد؟ آيا چپ راديكال مداقع فروريزي تمامي پايه‌هاي مدني جامعه‌ي ايران است؟ آيا چپ راديكال در كليت خود مدافع چنين سياست احمقانه اي است؟ ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: