حالا در همین کشور بر اثر خشم انفجاری مردم و اعتراضات گسترده شان علیه » ولی فقیه مطلقه » شان ، بلیز کمپائوره ، او مجبور به کناره گیری شده است . همان کسی که می خواست با اصلاح قانون اساسی ، سلطنت مادام العمرش را بیش از این که هست تضمین کند .
قیام و شورش در این کشور خودبخودی نبوده است . نیروهای مخالف این کشور از قبل اعلام کرده بودند که به این امر اعتراض کرده و به خیابان خواهند آمد . آنان به وعده خود عمل کرده و توانستند صدها و صدها هزار نفر از مردم این فقیر ترین کشور آفریقائی را به میدان آورند و بر اساس آخرین خبرها این اعتراضات با نوجه به خشونت پلیس خیلی ها کشته شده اند .
هر چند که ، با دخالت ارتش و بدست گرفتن قدرت توسط این نهاد پروار شده از سوی غرب ، از همین حالا می توان احتمال داد که شورش و قیام مردم در نطفه خفه خواهد شد ، ولی یک چیز مهم است . آن اینکه بورکینافاسو دیروز ، با امروزش خیلی فرق دارد .
مردمی که خیابان ها را اشغال کردند ، باریکاد بستند ، پارلمان را به آتش کشیدند و به ساختمان رادیو و تلویزیون حمله بردند ، نشان دادند که لایق نام » سرزمین پاکان » هستند . همان اسمی که توسط انقلابی افسانه ای شان ، توماس سانکارا ، انتخاب شده بود . این مردمی که به خیابان ها ریختند ، میراث همان سانکارا ، رئیس جمهور اسبق و مقتول بورکینافاسو هستند که بدست کمپائوره کشته شده بود . این مردم ، برخلاف آن ایرانی های بلاهت گو و بلاهت پسند ، نه تنها به اینها جواب دادند و گفتند حکومت زور را نه با دخالت های بشردوستانه غرب ،بلکه با سمبه پر زور و قیام توده ای می توان از اریکه قدرت پائین کشید.
چرا که همین مردمی که خیلی ها در نقشه جهان نمی توانستند اسمش را پیدا کنند ، دارای یک سنت دیرینه انقلابی بوده و هستند . در چند روز اخیر این شبح توماس سارنکارا ، آن انقلابی چپ گرا ، ضداستعمار واقعی و کسی که در دوران ریاست جمهوری اش رفرم های عمیق و رادیکالی را در کشورش به نفع مردم زحمتکش سازمان داد، بود که بر فراز پایتخت و شهرهای دیگر این کشور هفده میلیونی به پرواز در آمده بود و این مردم با قیام شان نه تنها یاد و خاطره او را، که بدست همین کمپائوره به قتل رسید ، را زنده کردند ، بلکه به گفته همو که زمانی گفته بود » ما را دسته دسته می توانند بکشند ، ولی ایده هایمان را نمی توانند به قتل برسانند » ، نشان دادند که » می توانند ، اگر بخواهند «.
حالا همینها که از سوی ما به تمسخر گرفته می شدند ، پس از سالها تحمل درد و رنج و ستم ناشی از دیکتاتوری ، ارزشهای خود را دوباره زنده و بازیافته اند . همین شجاعت و، همین مصمم بودنشان در اقدام باید که از سوی ما ، یعنی نیروهای چپ و کمونیست و همه نیروهای مترقی و آزادیخواه ایران ارج گذاشته شود .
این حمایت و همبستگی ، صرفنظر از اینکه انقلاب شان علیه ظلم دزدیده شده و یا دزدیده خواهد شد ، لازم است همین حالا اعلام شود .
همین حالاست که باید همراه مردم به جان آمده این کشور فریاد بزنیم : در صورت پیمودن راه ناتمام سانکارا ، این » چه گوارای آفریقای جنوبی » است که رسیدن به آزادی و رهائی هموارتر می شود و نه توهم به ارتش دست سازِ غرب ِ سلطه جو!