دشمن دشمنم ، دوست من نیست ! عامر گلی

اطلاعیه مشترک نیروهای چپ و کمونیست : از حماسه مقاومت کوبانی علیه توحش دولت اسلامی با همه توان دفاع کنیم!«تماشای این خشونت ها (کوبانی) هولناک است، اما مهم است که اهداف استراتژیک آمریکا را به یاد داشته باشیم». این گفته جان کری را باید به نحوی دیگر خواند: وضعیت فاجعه بار است اما جدی نیست! زمانی که جیمز فولی، روزنامه نگار (دولت اسلامی او را جاسوس خوانده) کشته می شود قضیه برعکس می شود: وضعیت فاجعه بار نیست اما بسیار جدی است!

دو تصویر، یکی آسمانی و دومی زمینی؛ منشا و تفکر اولی زمینی و دومی آسمانی. ارتش امریکا هر از چند گاهی تصاویری بی کیفیت و سیاه و سفید را از شکار و لت و پار کردن نیروهای داعش منتشر می کند. نیروهای داعش نیز روزانه تصاویری با کیفت از جنایات خود را منتشر می کنند. پرسش این است که مخاطب (کُردها و آنان که دغدغه مسائل کُردستان را دارند) چگونه با تصاویر این خشونت ها برخورد کرده و تعبیرشان می کنند؟
اینکه گونه ای از خشونت به دنبال هدفی عادلانه باشد هیچ روشنایی ای بر ساحت خشونت نمی افکند. یعنی اگر به واسطه چنان خشونتی هدفی عادلانه دنبال شود جوابگوی این پرسش نیست که «تفاوت دو تصویر مورد اشاره در چیست؟» تنها تفاوت دو تصویر بالا در رنگ و کیفیت ظاهری اشان است و نه بیشتر! و البته پیش پیش باید از تله ای که لیبرالها به واسطه این گزاره برای ما آماده کرده اند حزر کرد و نباید به واسطه نقد خشونت، کسانی را دارای مشروعیت و عدم مشروعیت فرض کنیم. آنگونه که لیبرال فمینیستهای بزک شده هیچ تفاوتی بین نیروهای کُرد و داعش نمی بینند. دسته بندی خشونت در قالب ابزاری برای نیل به اهداف نمی تواند کنه خشونت را توضیح دهد، بلکه تنها می تواند در مورد اهداف و کاربرد خشونت قضاوت کند. بدون شک دو تصویر مورد اشاره هولناک و کم از یک دیگر ندارند. اما باید دانست که خود خشونت نیز دقیقا آنجایی نهفته است که ما با ولع اولی را نگاه و آنگاه انزجارمان را از دومی به همگان ابراز کنیم. تلقی این نوع نگاه به این دو تصویر، که مرهون تبلیغات گسترده رسانه ها است، چنین است: کشتار در تصویر اول واضح اما جدی نیست، و در تصویر دوم عدم وجود فاجعه و همزمان جدی و اضطراری بودن وضعیت القا می شود. بر این منوال است که تصویر سربربدن روزنامه نگار امریکایی فاجعه بار نیست اما از آن روی که جدی است باید عکس العمل مناسب و در خور به آن داد؛ همین جدی بودن عدم فاجعه آنطرف فاجعه ای را موجب می شود که جدی نیست؛ تصاویر شکار اعضای داعش. با این توصیف می توان بهتر ریشه گفته جان کری در مورد کوبانی را واکاوی کرد. در واقع آنگونه که اردوغان آشکارا اعلام کرد که میان پ ک ک / پ ی د و داعش تفاوتی وجود ندارد مقامات آمریکایی نیز چنین نظری دارند. در کوبانی وضعیتی فاجعه بار وجود دارد اما جدی نیست! زمانی که راحت و آسوده پشت لبتاب هایتان نشسته و با ولع لت و پار شدن اعضای داعش را در ژانری کمیک – تراژیک به نظاره نشسته اید و از آن لذت می برید، نامه ای که در هیات انزجار از خشونت اعمال شده توسط داعش حواله روژاوا کرده بودید به دامان گیرنده اصلی اش، همانا خودتان بازخواهد گشت. با این توضیح باید با قدرت هرچه تمامتر بر این شعار تاخت که «دشمن دشمنم، دوست من است».

نحوه برخورد غرب با موضوع کوبانی مشابه همان برخوردی است که آنها در قبال آلودگی جهانی هوا اتخاذ می کنند، همگی متفق القول هستند که وضعیت بحرانی است ولی نه جدی. «به نظاره نشستن این فاجعه (آلودگی هوا) هولناک است، اما مهم است که اهداف استراتژیک سرمایه داری (تولید هرچه بیشتر کالا / آلودگی) را به یاد داشته باشیم». در نتیجه همگی بعد از یک نشست چند روزه و تفریحی در شهری خوش آب و هوا (نشست امسال در سان سیتی) به این نتیجه می رسند که هنوز وقت آن نرسیده (هنوز وضعیت جدی نیست) تا آنها مجبور به عملی خلاف میلشان (دست شستن از منافع مالی) شوند. به همین دلیل است که ژیژک خطاب به این فعالان محیط زیست می گوید: نگران نباشید فاجعه فرا می رسد!

غرب به سرکردگی امریکا اقلیم کُردستان را پیش و پس از فاجعه شنگال، به سوژه ای تقلیل داد که باید به حال و وضعیتشان گریست و به بهانه کمک، سیاست را از بطن این خطه برچید و به جای آنها تصمیمات لازم جهت رفع فاجعه شنگال را گرفت.

درست به همان شیوه است که سوپرمارکتی عظیم در قلب اروپا با این تبلیغ کالای لوکس خود را می فروشد: با خرید یک بسته قهوه در کمک به گرسنگان افریقا (بی خانمان جنگ زده) سهیم شوید! ناگفته پیداست که همین کشورگشایی های اقتصادی غرب در قبال افریقا سبب جنگ و گرسنگی و بی خانمانی انسانها در افریقا شده است.

در روزهای گذشته شاهد تجربه ای ناب هستیم که خود در هیات یک فاجعه بر سر غرب و اتحاد پوشالی علیه داعش خراب می شود. کوبانی امروز همان نقطه فتح ناشدنی است؛ نه فقط داعش، بلکه از فتح توسط غرب نیز سر باز می زند. کوبانی پاشنه آشیل مناسبات کالایی امروز است. پرده از دو روی یک سکه بر می دارد، که خاورمیانه را سالیان سال است در چرخه جنگ قرار داده است. خشونتی که متحدان علیه داعش و خود داعش انجام می دهند خشونتی است برسازنده و نگهدارنده قانون (آنگونه که مد نظر والتر بنیامین است)؛ خشونتی برای سلطه که به هیچ وجه نجات دهنده و رهایی بخش نیست و در مقابل خشونتی که نیروی کوبانی به واسطه آن از خود دفاع می کند نه برسازنده و نه نگه دارنده است، به هیچ وجه تن به مصالحه نخواهد داد، به همین دلیل بختیار علی این مقاومت را نه مقاومتی ملیتی و جنسیتی و … بلکه آنرا طبیعی ترین شیوه دفاع می داند. می توان آنرا خدایگانی نامید، چیزی شبیه یک بلای طبیعی که به طور کامل مناسبات نمادین را بر هم می زند و منطقه ای را در شک فرو می برد و پس از مدتی رخت بر می بندد؛ خشونتی که فرمان می راند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: