سخنی بر پایان اعتصاب سنگ معدن بافق

275aحزب کمونیست ایران عصر روز چهارشنبه ۱۲ شهریور دور دوم اعتصاب حدود ۵ هزار کارگر معدن سنگ آهن «بافق»، در شانزده همین روز خود با آزادی همه کارگران دستگیر شده پایان یافت. صبح همان روز هیأتی از مسئولان امنیتی – دولتی شامل فرماندار بافق، فرمانده نیروی انتظامی، مدیرکل دفتر سیاسی استاندار به همراه اعضای شورای اسلامی شهر بار دیگر به معدن رفتند تا تلاش نمایند کارگران اعتصابی را به پایان دادن اعتصاب تشویق کنند. این هیأت امنیتی که به حساب خودشان با دست پر یعنی آزاد شدن دو نفر از کارگران بازداشت شده که از روز اول اعتصاب دستگیر شده بودند، به میان کارگران رفتند و خواستار پایان اعتصاب شدند. اما کارگران کماکان بر خواسته های خود که پیشاپیش آنها آزاد شدن بدون قید و شرط همه کارگران دستگیر شده بود، پافشاری کردند. سرانجام نمایندگان دولت تسلیم این خواست کارگران شدند و حوالی ظهر همان روز بقیه کارگران دستگیر شده نیز آزاد شدند.

آزادی کارگران دربند و قرار منع تعقیب ۱۸ نفر از آنان که با صرف نظر کردن مدیرعامل از شکایتش فعلأ از اعتبار ساقط شده است، یکی از خواستهای کارگران بود. این خبر خوشایندی هم برای خانواده هایشان و هم برای همه کارگران بود. اما دیگر مطالبات کارگران اعتصابی چگونه پاسخ خواهد گرفت؟ به گزارش خبرگزاری حکومتی «ایلنا»، مقامات دولتی به کارگران گفته بودند که قرار مربوط به خصوصی سازی ۲۸ و پنج دهم درصد از سهام معدن و واگذاری آن به شرکت فولاد خوزستان لغو شده است و خواست دیگر کارگران مبنی بر واگذاری ١۵ درصد از سهام این معدن به شرکت تعاونی کارگران معدن تا چهارماه دیگر انجام خواهد شد. لغو قرار خصوصی سازی تا آنجا که به معنی خنثی شدن بخشی از طرح سرمایه داران برای تحمیل شرایط سخت تر کاری به کارگران باشد، مثبت است. اما برای وضعیت معیشت کنونی کارگران به معنی حفظ وضع موجود است. گرچه ممکن است تضمین بیشتری برای امنیت شغلی شان باشد، اما با شناختی که کارگران از ماهیت ضدکارگری رژیم دارند در این مورد نیز نمی توانند به قول و قرار و عده و وعید کار به دستان جمهوری اسلامی اعتماد داشته باشند. کما اینکه بلافاصله سازمان خصوصی سازی با لغو قرار ۲۸ و پنج دهم درصدی خصوصی سازی مخالفت کرد. علاوه بر آن در چند روز گذشته از جانب کارگران مقدمتأ آزادی کارگران دستگیر شده شرط پایان اعتصاب و وارد شدن به گفتگو بر سر خواسته هایشان بود. اما مسئولان حکومتی پایان اعتصاب را شرط آزادی کارگران قرار می دادند که خانواده های کارگران بازداشتی و نمایندگان کارگران زیر بار نرفتند.
اما خواستها و مطالباتی که کارگران برای تحقق آنها اعتصاب کردند تنها آزادی هم طبقه ای هایشان از زندان نبود. هنگامی که کارگران معدن سنگ آهن بافق روز ۲٧ مرداد تصمیم گرفتند برای رسیدن به خواسته هایشان مجددأ اعتصاب کنند، کسی از همکارانشان كه دستگیر نشده بود. بلکه خواست های اساسی تری داشتند. از جمله افزایش دستمزد، تبدیل قراردادهای سفید امضا به قراردادهای رسمی، ایمنی محیط کار، حق اعتصاب، تشکل و مقابله با آلودگی هوا در محل کارشان. اما این مطالبات در لیست درخواست کسانی که به نام نماینده کارگران در پانزدهمین روز اعتصاب (دهم شهریور) به «طالبی» معاون سیاسی امنیتی استاندار «یزد» تحویل دادند تا آنرا به مقامات بالاتر برساند، وجود نداشت. در آن لیست بغیر از خواست آزادی همه کارگران زندانی، تنها سه خواست دیگر گنجانده شده بود که عبارت بودند از: «استعفای مدیرعامل، لغو قرارخصوصی سازی و واگذاری ۲۸ و پنج دهم درصد سهام معدن به شرکت فولاد خوزستان و واگذاری ١۵ درصد از سهام این معدن به شرکت تعاونی کارگران معدن.»
در جریان این اعتصاب برخی از مسئولان و نهادهای حکومتی تلاش داشتند، فرصت طلبانه خود را حامی کارگران جا بزنند که گویا نرمش به خرج می دهند و به یگان نیروی انتظامی که محوطه معدن را به اشغال خود درآورده بود دستور بازگشت می دهند و از اعمال خشونت جلوگیری می کنند. آنان در همان حال تلاش می کردند که خواست های کارگران از محدوده ای که مورد نظر آنان بود، یعنی خواست لغو قرار خصوصی سازی معدن و فروش 15 درصد سهام آن به شرکت تعاونی کارگران، که آنهم از شگردهای شناخته شده رژیم برای فریب کارگران است، فراتر نرود.

اعتصاب کارگران معدن بافق اگر چه تحت تاثیر کشمکش های درونی سابقه دار رژیم بر سر مخالفت با خصوصی سازی مراکز تولیدی قرار گرفت و اگر چه در مراحل مختلف اعتصاب عناصر فرصت طلب شوراهای اسلامی تلاش کردند این حرکت کارگری را از محتوای رادیکال خود خالی کنند و از آن ابزاری بر علیه رقبای درون حکومتی خود بسازند، اما نگرانی کارگران از خصوصی شدن معدن واقعی بود. زیرا کارگران به تجربه دریافته بودند که با خصوصی شدن معدن، به بهانه تعدیل نیروی کار روند اخراج آغاز می شود. شرایط کار، دستمزدها و همه آنچه که کارگران طی زمان به دست آورده بودند مورد بازبینی قرار می گیرد. آنان حفظ وضع موجود را بر شرایط دشوارتری که با خصوصی شدن معدن در انتظار آنان بود، ترجیح می دادند. اما وضع موجود نیز چیزی جز زندگی چند بار زیر خط فقر، قردادهای موقت عدم امنیت شغلی و ناامن بودن محیط کار، ساعات کار طولانی و غیره نبود. کشمکش درونی رژیم بر سر سیاست خصوصی سازی برای کارگران نیز فرصتی بود تا در کنار آن جهان را متوجه شرایط سخت و رنج آوری که در آن قرار داشتند سازند، تا خواست ها و مطالبات دیگر خود را نیز مطرح سازند، توان و نیروی طبقاتی خود را بیشتر بشناسند. آنان اعتصابی طولانی مدت را تجربه کردند و در جریان اعتصاب بسیار تجربه اندوختند. آنان در این جریان ماهیت دشمنان طبقاتی خود را، چه آنها که که ریاکارانه خود را در صف کارگران جا زده بودند و از خواست آنان مبنی بر مخالفت با خصوصی سازی پشتیبانی می کردند و چه کسانی که مستقیما با آنان رو در رو شده بودند و در پی خصوصی کردن معدن بودند، بهتر شناختند.

اعتصاب که ابزار مبارزه دسته جمعی کارگران و مدرسه ای برای آموزش طبقه کارگر و پیشروانش در مبارزات سرنوشت سازی است که پیش رو دارد، در همان حال وسیله و مکانیسمی است که کارگران از طریق آن به ضرورت متشکل شدن پی می برند. در جریان اعتصاب رفاقت و روح همبستگی طبقاتی کارگری تقویت می شود. اعتصاب وسیع و دامنه دار کارگران معدن سنگ آهن بافق نیز می تواند درس و تجربه بیشتری برای کارگران در مسیر مبارزه پر پیچ و خمشان با سرمایه داران و دولت حامی شان دربر داشته باشد. طبقه کارگر را در امر مبارزه طبقاتی هوشیارتر و متشکل تر می کند. در جریان این اعتصاب کارگران معدن بافق شگردهای جریانات رنگارنگ بورژوازی را از نزدیک تجربه کردند. تردیدی نیست آنهائی که رقبای طرفدار خصوصی سازی معدن بافق را عقب رانده بودند، به وعده های خود مبنی بر دیگر مطالبات کارگران که در جریان اعتصاب مطرح شده بود پایبند نخواهند بود و وقتی آبها از آسیاب افتاد زیر یک به یک وعده هایشان خواهند زد. اما کارگرانی که دو نوبت اعتصاب یکپارچه را تجربه کرده اند، کارگرانی که در جریان اعتصاب قدرت اتحاد طبقاتی خود را دیده اند، کارگرانی که پشتیبانی مردم شریف و با وجدان بیرون از خود را از خواسته هایشان جلب کرده اند، کارگرانی که رژیم را ناچار کرده اند همکاران زندانی آنان را آزاد کند، آموخته اند که فردا نیز چگونه رو در روی دار و دسته های دولتی که وعده های خود را زیر پا گذاشته اند بیاستند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: