بیانه جمعی در بزرگداشت سیمین بهبهانی ! سیمین عضو کانون نویسندگان ایران بو

این بیانیه جمعی را درج می کنیم تا به همه آنانی که مراسم فرمایشی -حکومتی خاکسپاری سیمین بهبهانی را "باشکوه " و بخشا " باشکوه و با عظمت " خوانده بودند ، بگوئیم که جمع امضاء کننده زیر بر این اعتقادند که آنچه که در این مراسم ابتدا به ساکن دزدیده شد ، " عضویت " سیمین غزل ایران در کانون نویسندگان ایران بوده است . حالا کسانی که این مراسم را " باشکوه " ارزیابی کرده اند ، باید بگردند و امضاء جمع کنند که نه ! سیمین عضو کانون نبوده است . بگردید ! تا ابدالدهر به دور خودتان بگردید. تنها چیزی که عایدتان می شود اینست : " تا سیه روی شود ، هرکه در اوغش باشد ."

سایت خبری جنبش خرداد : این بیانیه جمعی را درج می کنیم تا به همه آنانی که مراسم فرمایشی -حکومتی خاکسپاری سیمین بهبهانی را «باشکوه » و بخشا » باشکوه و با عظمت » خوانده بودند ، بگوئیم که جمع امضاء کننده زیر بر این اعتقادند که آنچه که در این مراسم ابتدا به ساکن دزدیده شد ، » عضویت » سیمین غزل ایران در کانون نویسندگان ایران بوده است . امضاء کنندگان زیر عمیقا بر این اعتقادند که بهبهانی عضو کانون بوده است و مو هم لای درزش نمی رود .حالا کسانی که این مراسم را » باشکوه » ارزیابی کرده اند ، باید بگردند و امضاء جمع کنند که نه ! سیمین عضو کانون نبوده است و نمی شود او را » مصادره کرد » . بگردید ! تا ابدالدهر به دور خودتان بگردید. تنها چیزی که عایدتان می شود اینست : » تا سیه روی شود ، هرکه در اوغش باشد .»

سیمین بهبهانی دیگر در میان ما نیست. به جاودانگی پیوست. جاودان بود، جاودانه شد.
سیمین، در زندگی، جامعه، فرهنگ و ادب، سنت شکنی سنت گذاربود از دوده ی زنانی که در راستای آرمانهای انقلاب مشروطیت، سنتهای سرکوبگر و نابرابری خواه و زن ستیز حاکم و رایج را برنتافتند و منادی برابری شهروندان شدند: دولت آبادی ها، سَیّاح ها، تربیت ها، منوچهریان ها؛ و باز هم دیگران و دیگرانی: از پروین تا فرخ رو، از قمر تا فروغ، از «گلنار» تا دلکش و از فخرآفاق تا آن سیمین دیگر!
سیمین سربلندی زن بود. زن ماند و با سرفرازی چنین ماند. سیمین رد و نفی تبعیض جنسیتی بود و بطلان ضعیفه کیشی و قیم کرداری دوران و زمان.
در طول قرن ها و قرن ها، در گستره ی ادب پارسی، زنان را نوشتن، سرودن و سرائیدن روا نبود. ورود بیشابیش زنان به عرصه ی هنر و ادب هم یکی از دستاوردهای دیگر جنبش آزادیخواهی و تجددطلبی در ایران سال های آغازین قرن بیستم است که انحصار مردانه را درهم می شکند و ادب فارسی را با کلام و سخن زنان، جلال و غنای بیشتری می بخشد. سیمین از بزرگان و بزرگترین های شعر معاصر فارسی بود.
سیمین ساده سخن می گفت و ساده می سرود. شعر او با نوآوری در وزن و آهنگ، سادگی در بیان و کلام همراه بود. آن کس که خود را «چابک غزال غزل» می نامید، شیرزنی بود که به حکومت مطلقه ی تک جنسی بر سرزمین تغزل پایان داد. با غزل او، شعر غنائی رنگی دیگر یافت: سرودی بی پروا و پر شور و شوق در دلدادگی و دلداری. آتشی که زنجیره ی سنگین سنت ها و عادت ها را می گسست، بی پرده و به عیان به زبان می آمد و بر دل ها و جان ها می نشست. و شعر سیمین، در تغزل خلاصه نمی شد که ترانه و ترانه سرایی هم بود و خاصه درین سالیان سخت، ادای شهادت هم بود: سرودن و سرائیدن روزمرّگی ها و روزانه های مردمانی گرفتار در چنبره ای از بیدادها و سرکوب ها و خودسری ها. سرودنی که زمانی نهیب و فریادی می شد و زمانی دیگر زهرخند طنزی و پوزخند اعتراضی. طنز او پوسیده باوری ها، زنجیرها و زنگارها و حقارت رسمیت ها را نشانه می گرفت. اعتراض او خروشی مستمر بود به خودکامگی، تاریک اندیشی و حکمروائی سیاهی ها. سیمین قلمی بود که نمی شکست و زبانی بود که قفل نمیشناخت و کلامی که خاموشی نداشت.
شعر سیمین از عشق به ایران و به مردم و فرهنگ ایران آکنده بود. شاعر غزل ها و ترانه ها، در نبرد برای آزادی ها و بهروزی ها و خروش به خودسری ها و بیدادها، پیکارگری پیگیر و سخت کوش بود. سیمین حضور دائم و فعال بود. هیچ بهانه نمی شناخت و هرگز از پا نمی نشست: در برابر عمله ی جور و حصر و تعزیر و قصاص، استوار و یکسره ایستاد که همه قفل ها را شکسته می خواست: از قفل اندیشه ها و زبان ها تا قفل زنجیرها و زندان ها. سیمین استقلال رأی و عمل بود. شهامت بود و مقاومت پایدار.
سیمین نویدآور خوش فردا بود که استوار و مصمم، ندا در می داد که «دوباره می سازمت وطن «. شعر او پیک شاد امید بود.
این چنین بود که ما، خوانندگان بیشمارش، خود را در شعر او می شناختیم که سخن از زبان ما می گفت و کلامش ازین زبان به آن گوش و گوش ها می رفت و بر دل ها می نشست و حکم و روال مستقر را به لرزه می آورد. و هم این چنین بود که زنگ صدایش در گوش ها می ماند. بازهم و بازهم کلامش را زمزمه خواهیم کرد. سیمین همیشه هست: آنچه کرد، آنچه سرود، آنچه نوشت و آنچه گفت همچنان سال ها و سال ها چون افسانه ها، خوشنوشته ها و سرمشق ها، بر زبان ها و قلم ها جاری خواهد ماند. سال های سال کلامش را زمزمه خواهیم کرد، که دعوت به جسارت بود و پایداری «… که فردا بهار دیگر آید»، «… که وقت نو برآید…».

سیمین عضو کانون نویسندگان ایران بود. سوگ سیمین ، نه تنها سوگ نویسندگان ایران که سوگ همه ی زنان و مردان ایران است. سوگ ایران است.
یادش بیدار و پایدار.

نعمت آزرم – داریوش آشوری – ژانت آفاری – گیل آوایی – احمد اشرف – بهمن امینی – کاظم ایزدی – منیره برادران – عباس بهشتی – علی بنوعزیزی – سهراب بهداد – روشنک بیگناه – کوشیار پارسی – شهرنوش پارسی پور – ناصر پاکدامن – آذر پورآذر- امیر پیشداد – حمید جاذب – میهن جزنی – اسد جلالی – ویدا حاجبی – علی اصغر حاج سیدجوادی – سروش حبیبی – فرنگیس حبیبی – علی حجت – تراب حق شناس – نسیم خاکسار – مهدی خانبابا تهرانی – هادی خرسندی – لطفعلی خنجی – فیروزه خواجه نوری – اسماعیل خویی – سبا خویی – زهره خیام – رضا دانشور – مهرداد درویش پور – رضا دقتی – ناصر رحمانی نژاد – محمود رفیع – سعید رهنما – مجید زربخش – ایران زندیه – اکبر سردوزامی – شهلا شفیق – حماد شیبانی – سعید ضرابیان – بتول عزیزپور – رضا علامه زاده – نغمه ی علی نژاد – حسن فرشچی – فرشته ی قریشی – شهرام قنبری – کیان کاتوزیان – منیره کاظمی – کاظم کردوانی – اسفندیار کریمی – احمد کریمی حکاک – عاطفه گرگین – هدایت متین دفتری – منیژه مرعشی – نادر مزکی – فریدون معزی مقدم – هایده مغیثی – پروانه موسویان – مهدی ناظر – شیدا نبوی – جمیله ندائی – فرهاد نعمانی – مجید نفیسی – شهین نوائی – پرتو نوری علا – بهمن نیرومند – شاداب وجدی – محسن یلفانی – مهدی یوسفی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: