معيار آزادی جامعه، آزادی زن است ! اطلاعيه احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونيست به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن

توضیح سایت خبری جنبش خرداد : اعلامیه » احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونيست به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن »  که بتازگی منتشر شده ، حاوی یک نکته مهم است که شاید اشاره به آن از سوی برخی ها » مته به خشخاش » گذاشتن تلقی شود . ولی مهم نیست . بگذار هر کس ، هر چه می خواهد بگوید !

این نکته همانا تعداد امضا های این اعلامیه است . اگر تنها به آخرین اعلامیه این احزاب ، نهاد و سازمان ، تا قبل از اعلامیه کنونی ، اشاره کنیم ، آنگاه پی خواهیم برد که تعداد امضاها به حتی » 26 » می رسید ، در حالیکه اعلامیه کنونی به » 13 » امضا کاهش یافته است . در یک حساب سرانگشتی » 13 گروه ، سازمان و حزب  و نهاد از  » امضا » اعلامیه  کنونی خوداری کرده اند .

براستی چرا ؟

این پروژه سرنوشتش دارد به کجاها کشیده می شود ؟ در درون آن چه دارد می گذرد ؟چرا هیچکدام از این نهادها ، احزاب و سازمانها ، توضیحی در مورد» آب رفتن خودشان ،   شفاف سازی نکرده ونمی کنند  ؟ 

بیش از صد و سی سال از روزی که زنان کارگر کارخانجات نساجی در نیویورک، در اعتراض به سختی شرایط کار و نازل بودن سطح دستمزدهایشان به اعتراض برخاسته و در برابر سرمایه شوریدند می گذرد. زنانی که گرامیداشت رزمشان بنیان هشت مارس، روز جهانی زن قرار گرفت.

هر سال هشت مارس فرصتی است تا تغییر و تحولات سالانه در رابطه با رفع تبعیض جنسیتی را مرور کنیم. به جرات میتوان گفت؛ که مدتهاست نه تنها قدمی عملی در جهان بسود زنان برداشته نشده است، بلکه سیاست ریاضت اقتصادی نيز ستم جنسیتی را پر رنگ تر کرده، شدت استثمار را افزوده، مزد ها را پایین تر و اختلاف دستمزد برای زنان افزایش یافته است. کاهش و یا نبود امکانات اجتماعی تاثیر مخربی بر زندگی زنان داشته است. این روند در کشورهای عقب نگه داشته شده که عمدتا از طریق نیروی کار ارزان در صحنه بازار رقابت می کنند، به نحو فاجعه باری سرعت گرفته است.

برای آنکه بتوان از دیدگاه ترقی خواهانه یک زن وعمدتا زنان کارگر و زحمتکش به جهان نگریست، کافی است عمده ترین تحولات اخیر را در رابطه با زنان مورد بررسی قرار داد. خیزش های توده ای از قیام بهمن گرفته تا مبارزات در مصر، تونس و بسياری از کشورها، علیرغم شرکت وسیع زنان در پروسه اعتراضات اجتماعی، فاقد هرگونه دستاوردی در زمینه آزادی و حقوق برابر برای زنان بوده است. نیاز سرمایه داری به بقای خود در شرایط کنونی استفاده از قدرت بسیج نیروهای هر چه بیشتر ارتجاعی بوده است. به این خاطر تقویت و رشد این نیروها، بیش از هر گروهی زنان و کارگران را بالاخص آماج قرار داده است. ما با چاره جویی های خونین سیستم سرمایه داری برای بقا روبرو هستیم . وقتی که سرمایه داری پس مانده ترین وخوفناکترین نیرو های ارتجاعی را از گورستان تاریخ بیرون آورده است تا از آنان نیرویی دوباره بگیرد وبحران های لاعلاجش را بپوشاند. از اینروست که قربانیان این پروسه هر روز فزونی میگیرند. فقر روز افزون ، اعتیاد و تن فروشی، تجارت سکس و کودکان کار و حمله به هرگونه تجلی آزادی، خونابه این زخم کهن است. هر کارگر و زن آگاهی میداند که برای دخالت در سرنوشت خود باید از باتلاق  نظام سرمایه داری، پایی فراتر نهد ودر این صورت خود را در کنار طبقه کارگر خواهد یافت.

 در ایران که حکومتی سرمایه داری، مذهبی و میلیتاریستی حاکم است زنان حتی از حق انتخاب پوشش محرومند. قوانینی همچون حمایت از خانواده چند همسری، قانون ازدواج با فرزند خوانده، تفکیک جنسیتی، طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده، حجاب اجباری، نداشتن حق حضانت فرزندان و حق طلاق، سنگسار و غیره، ریسمان هائی هستند که برای هر چه بیشتر به اسارت کشیدن زنان بکار می روند. تلاش بر این است که زنان به عناوین مختلف به پستو ها رانده شوند. مثلا کارهای تولیدی و مونتاژ که درخانه انجام می شود تا بیش از هفتاد درصد از سوی زنان انجام می گیرد. سود بیکرانی که از کار خانگی به جیب سرمایه داری واریز می شود. همراه با تبدیل کردن زنان به نیروی کار ارزان و ارتش ذخیره کار، از جمله منافع رژیمی است که هستی اش را در ضدیت با خواستهای زنان پیوند زده است.

وخیم تر شدن اوضاع پس از روی کارآمدن دولت روحانی از هم اکنون قابل رویت است. تشدید سیاست های هار نئولیبرالیستی، سرکوب داخلی همراه با جلب توجه سرمایه های خارجی در پیش است. زنان در این میان بمثابه نیمی از جامعه، تلاش در سرکوب روزمره را شاهد بوده و هستند. زیرا سرکوب زنان، سرکوب نیمی از جامعه و راهگشای اعمال کنترل بر نیمۀ دیگر، بر زنان و مردان کارگر معترض و بر کل جامعه است.

 آنچه که هستی زندگی زنان، به ویژه اقشار فرودست یعنی اکثریت زنان درسراسر جهان را برجسته میکند مبارزه ای بی امان در تمام لحظات زندگی، از بدو تولد ودر گستره تمامی جهان است و در این میدان زنان ایران به ویژه در رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی هرگز از رزم باز نایستاده اند.

تبعیض جنسیتی و قوانین شرع در پیوند با تشدید استثمار و افزایش فقر چنان وضعیتی را برای زنان ایجاد کرده است که ديگر سخن بر سر چانه زدن، این یا آن حقوق از دست رفته نیست. بلکه سرنگونی انقلابی کليت رژیم جمهوری اسلامی، اساسی ترين حرکت در جهت رهایی زن محسوب می شود.

برای داشتن دنیایی انسانی و برابر، راهی جز مبارزه برای تشکل يابی و تدارک انقلاب، علیه وضعیت موجود متصور نیست.

زنده باد همبستگی بین المللی با جنبش انقلابی زنان !

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی

نابود باد مردسالاری

نابود باد نظام سرمایه داری

زنده باد سوسیالیسم

8 مارس 2014

امضا کنندگان:

1- اتحاد چپ ايرانيان در خارج از کشور

2- اتحاد چپ سوسياليستی ايرانيان

3- پيوند در خدمت کمونيستهای ايران

4- حزب رنجبران ايران

5- سازمان اتحاد فدائيان کمونيست

6- سازمان راه کارگر

7- سازمان فدائيان اقليت- کميته خارج از کشور

8- سازمان کارگران انقلابی ايران ( راه کارگر )

9- شورای حمايت از مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران- استهکلم

10- کانون همبستگی با کارگران ايران- گوتنبرگ

11- کميته جوانان بلژيک

12- نهاد همبستگی با جنبش کارگری ايران- غرب آلمان

13- هسته اقليت

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: