هر دويشان گفتند بسه دیگه ، بنداز خودت رو و تموش کن ! اینها را آن کارگر زن و آن دستفروش مترو گفته بودند !

135004_610‏‎Amin Bozorgian‎‏ :  روز شنبه ماموران مترو ایستگاه گلبرگ اقدام به توقیف اموال یک دستفروش جوان کرده‌اند. این دستفروش که موفق نشده اموال خود را از ماموران مترو پس بگیرد تهدید کرده بود که در صورت عودت ندادن اموالش خود را به زیر قطار پرتاب خواهد کرد. بعد از بی توجهی ماموران مترو و پس ندادن اموال این دستفروش، مرد جوان خود را جلوی قطار مترو انداخته است و در اثر برخورد با قطار سر وی از بدنش جدا شده است. بعد از این اتفاق قطارهای خط ۲ مترو تا انتقال جسد این مرد دستفروش مجبور به توقف شده‌اند.» اين دستفروش هم گويا استقرار مستحكم كافى نداشت. عكس هاى بى رحم آن آتش سوزى براى من صدايى غريب داشت. صداى زن ِ خياطى را مى شنيدم كه مى گفت: بسّه زن. بنداز خودت را. تمومش كن. 

مرد دستفروش متروى گلبرگ، التماس مى كرد و خرت وپرت هايش را مى فروخت تا شايد براى زنش، بچه هايش يا حتى مادرش، لباسى را بخرد كه آن زنِ خياط طبقه پنجم، مى دوخت. هر دويشان باهم پريدند/ پرتاب شدند.
در نماى اول قاتلانشان، ندانم كارى مأمور مترو و مامورآتش نشانى، بنظر مى رسد. اين چيزى است كه روزنامه نگارهاى تمام دنيا در همكارى هاى ناخواسته شان با نظام مستقر جهانى، تلقين مى كنند.
درميان اين دو تنِ از هم پاشيده در روى زمين و زير زمين، چيزهايى نشسته است: مأمورها، تماشاگران، سوز و آه هاى ما و «پول». جهانى كه مى خواست به جاى خدا انسان را در مركز هستى قرار دهد، اينگونه فجيع، پول را قرار داده است؛ بزرگترين قاتل زنجيره اى.

اين مستند كوتاه مريم را درباره دستفروش هاى مترو ببينيد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: