در رثای اختر نیکو کار ، یکی از مادران خاوان ! علی یوسفی

2014-01-06_456_madar-rakhshandehدر غربت که باشی ، هر خبر تاسف باری ، بخصوص درگذشت عزیزی در آنور آب ، قلبت را دو چندان بدرد می آورد . این درد به تصاعد بیشتر می شود ، هنگام که بدانی کسی که رخت بر بسته ، داغ ِ نبود چندین تن را همزمان در همه این سالیان بردوش کشیده است .
آری !
کسانی که اختر خانوم را از نزدیک دیده اند ، می دانند که او با وجود شهادت فرزندان دلبندش ، رحیم و جواد حسین پور رودسری و همچنین دامادش ، رفیق علی مهدیزاده که در دهه 60 توسط حاکمان اسلامی تیرباران شد ، چه روحیه سترگی داشته و هیچگاه امیدش به دادخواهی را از کف نداده است . او از تبار آنانی بود که هیچگاه آن چه که بر او رفت را نبخشید و فراموش هم نکرد . در نامه ای که از خود برای دخترانش به جا گذاشت ، خواست که آنها یاد عزیزانشان را زنده نگهدارند.
اختر خانوم ! مادر خوبم ! مادر خاوران !
چهره دوست داشتنی ات را دوبار دیدم . یکبار در خانه رحیم ، بین راه نارمک – تهرانپارس و دگر بار در فرانکفورت آلمان ، خانه دخترت رخشنده . هر دو بار با زنده یاد حسین پور ، همسر مهربانت بودی . هردو شوخ و سرزنده و در عین حال جدی بودید و من امید را در چشمان شما ، که موج می زد ، دیدم .
آنموقع ها هنوز نوه هایتان ، یعنی کرامت ، فرزند رفیق علی و گالیا و نیما ، فرزندان رفیق رحیم ، یک الف بچه بودند . حالا اما همه شان قد کشیده اند و نمی گذارند که امید شماها و امید ماها بخشکد. حتی اگر شما و من هم نباشیم ، دلمان باید خوش باشد که هستند کسانی که » صیقل دهند سلاح آبائی را برای روز انتقام ! »
مادر خوبم ! آسوده بخواب ! چرا که ما بسیاریم .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: