(بعد از ظهر سگی) ! سانی و بهرام -س ، هر دو روایتگر یک واقعیت اند !

dog_day_afternoonسایت خبری جنبش خرداد : (بعد از ظهر سگی) ! سانی و بهرام هر دو روایتگر یک واقعیت اند !
آنچه که در آن بعداز ظهر روز سیزدهم شهریور ماه درشرکت واحد اتوبوسرانی تهران روی داد و با صدای سرفه‌های ناشی از شلیک گاز اشک‌آور پلیس پایان گرفت ، به هیچ وجه یک آکشن سینمائی نبود . ماجراجوئی برای بر سر زبانها افتادن نبود . نه ! آن بعداز ظهر سگی در پی یک استیصال واقعی بود که اتفاق افتاد . اخراج و بیکاری ، این طاعونی که همین حکومت اسلامی بجان هزاران و صدها هزار کارگر مرد و زن و جوانان ما انداخته است . بلائی که » بهرام -سینی » را که حالا خانه نشین شده ، به واکنش سوق داد . واکنشی که از آن بعنوان » گروگانگیری » در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران نام می برند . 
اصلا مهم نیست که تلویزیون حکومتی چه گزارش مضحکی از این واقعه را به خورد مردم داده ، اصلا مهم نیست که پیمان سنندجی ، مدیرعامل به گروگان گرفته شده این شرکت چه اراجیفی را در توصیف این حادثه به خورد خبرنگاران حاضر می دهد ، چرا که لشگر کشی تمام عیار نیروهای انتظامی و امنیتی به محل واقعه ، خود بخود نشان می دهد که جامعه و مردم ما در چه وضعیت اسفناکی بسر می برند و در پس چنین وضعیتی امکان یک انفجار خشم کارگران چگونه می تواند دودمانشان را برباد دهد . این لشگر حافظ سرمایه در ماههای گذشته همه هم و غمشان طراحی نقشه های گوناگون برای سرکوب هر چه موثر تر شورش های توده ای بوده است . این سرکوب ها قرار نبوده و نیست که با وجود » دولت تدبیر و امید » متوقف شود . نه ! سرکوبهای بیشتری در راه است و خواهد بود ، اگر کارگران و زحمتکشان به دور هم جمع نشوند و خودشان را سازمان ندهند .

در چنین دهشت فراگیری جا دارد که به جای پرداختن به وجه ماجراجویانه این حادثه ، به وجه روانشناختی اینگونه اقدامات توجه نمائیم . همان کاری که سیدنی لومت در ساخت اثر مهم خود » بعداز ظهر سگی » کرد و ال پاچینو با بازی درخشانش ، فیلم لومت را به یکی از ماندگارترین فیلم های تاریخ سینمای جهان تبدیل نمود . به زیر نقد کشیدن بی پرده ناهنجاری های جامعه . بهرام سین چه خودش خواسته باشد و یا نه ، همچون » سانی » سیدنی لومت ، تحسین آنانی که بیرون از آن اطاقکی که گروگانگیری در آن اتفاق افتاده را بر می انگیزد . 
شاید ، و حتما ، روزی خواهد رسید که در ایران ما هم فیلم نامه نویسان و کارگردانانی پیدا شوند که با توجه به انگیزه های اصلی بهرام ، فیلمی با نام » آن بعداز ظهر سگی » بسازند . به تصویر کشیدن اینکه جامعه ما زمانی زیر یوغ چه حاکمانی بوده است . حاکمانی که فوق العاده » کثیف » بوده و جامعه را هر روز بیشتر از روز پیش کثیف تر و کثیف تر کرده اند . فیلمهائی بسازند که در آن نشان داده شود که چرا ما محق بوده ایم که با یک » گروگانگیر » همدلی و همدردی داشته و برایش سوت های تشویقی سردهیم ؟ فریاد فروخورده بهرام سین و پیامش برای ما ، فارغ از هر گونه پیشداوری های معمول، باید این مفهوم را داشته باشد که بخود آئیم : گروگانهای اصلی این ما ملت ایران هستیم و برای خلاصی از چنین وضعیت اسفباری باید از یک جائی شروع کنیم . چرا که اگر راه بیفتیم ، ترسمان می ریزد.

فراموش نکنیم که ما محق نیستیم که تنها راوی بی طرف خبر آن چه که در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران روی داد باشیم . ما محق نیستیم که سرنوشتی که در انتظار بهرام است را بفراموشی بسپاریم . ما باید به این بیاندیشیم که بهرام – س یکی از ماهاست . یکی از آن بیشمارانی که در اردوی ما بود و دردش نیز درد ما .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: