گفت‌وگو با فریبرز رئیس‌دانا: کابینه روحانی اقتصاد را به کدام سوی می‌برد؟

منبع : سایت هفته

Fariborzدکتر فریبرز رییس‌دانا، فعال سیاسی سوسیالیست و استاد اقتصاد دانشگاه تهران از جمله کسانی است که همواره مخالفت خود را با سیاست‌های اقتصادی در راستای خصوصی سازی و انباشت سرمایه علنا ابراز کرده است. این فعال سیاسی که سابقه چند بار بازداشت و زندان را دارد، از منتقدان سیاست‌های اقتصادی دولت اصلاحات بود و در دوران احمدی‌نژاد نیز علیرغم اعتقاد برخی صاحب‌نظران اقتصادی مبنی بر ورود نوعی از اقتصاد دولتی به قدرت اجرایی کشور، همواره قویا این موضوع را رد کرده، و معتقد بود که سیاست‌های احمدی‌نژاد نیز در راستا و ادامه همان رویه اقتصادی نولیبرالی است و به هیچ وجه نباید آن را به عنوان اقتصاد دولتی مورد قضاوت قرار داد. در سال‌های اخیر نیز در این زمینه مقالات متعدد و مصاحبه‌های گوناگون، و در مواردی مناظراتی با اقصاددانان لیبرال از وی منتشر شده است. شاید از معروف‌ترین مصاحبه‌های او، گفتگوی تلفنی با بی.بی.سی فارسی در آذر ماه 89 (دسامبر 2010) باشد، که با انتقاد شدید از طرح هدفمندی یارانه‌ها و پرداخت یارانه نقدی به مردم، آن را ادامه همان سیاست‌های نئولیبرالی دانست. رییس‌دانا پس از این مصاحبه بازداشت و در دادگاه انقلاب به یک سال زندان محکوم شد.

در آستانه شروع به کار دولت جدید، با فریبرز رییس‌دانا درباره چشم‌انداز اقتصادی دولت حسن روحانی به گفت‌وگو نشستیم. گفت‌وگویی که به مسایل گوناگون در گذشته و حال و آینده کشیده شد. رییس‌دانا مانند همیشه صریح و بی‌پرده به بیان دغدغه‌ها و نگاه خود به اقتصاد می‌پردازد و همچنین راهکار مد نظرش برای رسیدن به وضعیت مناسب در سیاست و اقتصاد را مطرح می‌کند. چیزی که حداقل به نظر دکتر رییس‌دانا، امید چندانی به بهبود آن در دولت جدید وجود ندارد.

آقای دکتر فریبرز رئیس‌دانا ارزیابی شما از تیم اقتصادی کابینه چیست؟
البته این را در ابتدا بگویم که من به طور کلی با این اصطلاح تیم اقتصادی مخالفم، این در واقع اصطلاح جعلی است، چون خیلی از وزارتخانه‌های دیگر در سیاست‌های اقتصادی مشارکت مهم‌تری دارند، وزارت نیرو، وزارت کشاورزی، وزارت آموزش و پرورش، شاید بتوان گفت وزیر اقتصاد یکی از کم‌اثرترین افراد در تعین سیاست‌های اقتصادی است. وزارت اقتصاد کاری نمی‌کند. صرفا مالیات می‌گیرد. صرفا وظیفه‌اش وصول مالیات است و حتی نقشی در تعیین چارچوب و سیاست مالیاتی ندارد. نمی‌تواند مالیات یا سود بازرگانی را در جایی که لازم است دستکاری کند. وزارت اقتصاد صرفا یک دستگاه اجرا کنند است.

وزارت‌خانه‌ های دیگری که نام بردید چطور در سیاست کلان اقتصادی نقش دارند؟
برای مثال همین وزیر آموزش پرورش که دوباره به این وزارت‌خانه برگشته، ایشان در دوره قبلی هم نشان داد که کلا عاشق این است که همه چیز را پولی کند، پایه‌گذار این رویه بود که بچه‌های مردم اگر مدرسه نرفتند هم نرفتند، ولی مدرسه‌ها پولی شوند. ایشان پایه‌گذار شکستن خود قانون اساسی بودند که تصریح می‌کند آموزش باشد رایگان باشد. آقای نجفی یک نولیبرال قسم خورده است که بارها اعلام کرده این‌ حرف‌ها (آموزش رایگان) صحبت‌هایی عقب مانده است. این‌ها همه در اقتصاد یک کشور تاثیرگذار هستند.

یعنی اعتقاد دارید تاثیر وزارت اقتصاد بر اقتصاد کشور از وزات آموزش و پرورش هم کمتر است؟
بله. وزارت اقتصاد کم توش‌وتوان‌ترین و بی‌اثرترین وزارت‌خانه ایران است. وزارت اقتصاد اگر می‌خواهد تاثیرگذار باشد باید بتواند نرخ‌های مالیات را تعیین کند و تغییر دهد. برای مثال اگر در جایی رکود حادث شود، وزارت اقتصاد باید بتواند تخفیف مالیاتی بدهد، در حالی که این‌ها تا بخواهند این کار را در دستگاه عریض و طویل بوروکراسی خود تصویب کنند خودش یک سال طول می‌کشد بعد تا بخواهد برود مجلس و کلی آن‌جا برسرش دعوا کنند موضوع تمام شده رفته است. اینجاست که باید گفت بحث تفکیک قوا هم درست فهمیده نشده. از سوی دیگر سیاست‌های پولی هم که دست بانک مرکزی است. نرخ بهره، تنظیم بازار، فروش اوراق بهادار، یا سیاست‌های ارزی، این‌ها در اختیار بانک مرکزی است که توسط شورای پول و اعتبار کنترل می‌شود که اعضای این شورا هم فقط عده‌ای بله‌قربان‌گو هستند. بنابراین وزیر اقتصاد واقعا کاره‌ای نیست و فقط اجرا کنند است.

به هر روی اگر بخواهیم نظر شما را بدانیم، علیرغم اعتقاد شما به بی‌تاثیر بودن این وزارتخانه، آقای طیب‌نیا را چطور می‌بینید؟
اتفاقا این وزیر اقتصاد، علی طیب‌نیا تنها وزیری است که تا حدودی حرف‌هایی زده که به نظر می‌رسد حقیقت تلخ فقر و بدبختی که اقتصاد بازار آزاد و نئولیبرالیسم بر سر مردم آورده را فهمیده و درک می‌کند و این در صحبت‌هایش یکی دوبار بروز پیدا کرده. راه‌حلی که ارایه کرده است، اقتصاد اسلامی است منتها باز نکرده موضوع را تا ببینیم تعبیر ایشان از این مفهوم چیست. راه حلی که برای توزیع در آمد و جلوگیری از انباشت سرمایه ارائه می‌‌کند چیست؟ در مورد مالکیت بی‌حد و حساب و رانت‌خواری چه برنامه‌ای دارند؟ در واقع برنامه‌ای ارایه نکرده و به نظر می‌رسد بیشتر حرف‌هایش جنبه تبلیغاتی دارد، ولی می‌خواهد بگوید که ما می‌دانیم نئولیبرال‌ها از هاشمی رفسنجانی بگیر تا خاتمی و احمدی‌نژاد چه بلایی بر سر اقتصاد آورده‌اند. ولی خوب خودش هم می‌داند که کاره‌ای نیست.

بنابراین تحلیل، شما باید برای وزارت نفت هم جایگاه مهم‌تری از وزارت اقتصاد قایل باشید درست است؟
بله، مسایل بسیاری در دست وزارت نفت است و کسی را بر سر این وزارت‌خانه گذاشته‌اند که البته نمی‌دانم رای بیاورد یا نه (این گفتگو قبل از بررسی صلاحیت وزرا در مجلس انجام شده است) که ایشان یکی از گرفتاری‌های صنعت نفت ماست. سیاست‌مدار ورزیده کشور ما زنده‌یاد سحابی یک بار به من گفت که از زمان قراداد ویلیام ناکس دارسی تاکنون، هیچ کس به اندازه این شخص به منابع ملی و درآمدهای نفتی و صنعت نفت ما لطمه وارد نکرده است. جای پای ایشان هم که در شرکت‌های زیاد، سرمایه گذاری‌ها ارتباط با کمیسیونرها و ثروت‌های کلان دیده می‌شود.

وزارت صنایع و معادن چطور؟ محمدرضا نعمت‌زاده را در این پست چطور می‌بینید؟
نعمت زاده هم همین است. نعمت‌زاده چه گلی به سر صنایع مملکت زده است؟ رییس کل گاز بود در عسلویه. هم موقعی که او بود و هم موقعی که نبود در عسلویه چه اتفاقی افتاد؟  یک کارنامه‌ای بدهند بینیم چقدر گاز بهره‌برداری می‌شود؟ چقدر پالایشگاه‌ها کار می‌کنند؟ چقدر از رقیبمان قطر توانسته‌ایم پیشی بگیریم؟ همان موقع که آقای نعمت زاده هم بود، تمام فکر و ذکرشان خصوصی‌سازی و امتیاز دادن به سرمایه‌دارها بود و اینکه دولت بد است و فلان و بهمان است حالا جالب این است همه‌شان هم چسبیده‌اند به کرسی‌های دولت. باید گفت که بله آن دولت شما بد بود و شکی در آن نیست ولی دولت دموکراتیکی که نماینده اراده توده‌های مردم، به ویژه زحمتک‌شان و طبقه کارگر باشد خیلی هم خوب است. این‌ها آورندگان نولیبرالیسم اقتصادی هستند.

در بین وزارت‌خانه‌های تاثیرگذار بر اقتصاد به وزیر کشاورزی هم اشاره کردید…
بله وزیر کشاورزی، من هیچ ابتکاری تاکنون از او ندیده‌ام. بالاخره بهره‌بردای از زمین، موضوع پیچیده‌ای است. زمین‌ها همینطور دارند در چارچوب زمین‌بازی و بحث ارث و میراث و مالکیت خرد می‌شوند، مشخص نیست اصلا سیاست ایشان درباره بهره‌برداری و اندازه اراضی چیست؟ سیاستش درباره ماشین‌آلات کشاورزی چیست؟ چرا توزیع ماشین‌آلات بر روی زمین‌ها اینقدر ناموزون است؟ چرا هزینه استفاده از ماشین آلات اینقدر گران است؟ چرا محصولات باغی، هشت تا ده برابر چیزی که سر مزرعه از کشاورزان می‌خرند در بازار به فروش می‌‌رسد؟ فروشندگان میدان‌های تره بار، وابسته به اتحادیه‌های صنفی هستند که سرشان می‌خورد به اتاق بازرگانی و اتاق بازرگانی هم سرش به عسگراولادی و موتلفه وصل است وزیر کشاورزی در این باره چه می‌تواند بکند؟ بنابراین از نظر من این کابینه هیچ استراتژی خاصی ندارد، استراتژی‌اش همین ماستمالی کردن و ادامه وضع موجود است با کمی بالا و پایین کردن و یا حرف‌هایی که اثری نخواهد داشت.

منظورتان از ادامه وضع موجود چیست؟
انباشت سرمایه، همان تشکیل سرمایه ناخالص داخلی که می‌گویند، بخشی در اختیار دولت است و بخشی در اختیار بخش خصوصی، بخش خصوصی مرتب در حال رشد و جلو آمدن است. هم سرمایه‌ای که در اختیار دولت است و هم آنچه در اختیار بخش خصوصی قرار می‌گیرد بسیار ناعادلانه و ناموزون توزیع می‌شود. آیا این روش کارآمد است؟ آیا دخالت در مالکیت تا این حد بد است و مالکیت اینقدر مقدس است که نباید یقه کسی گرفته شود که در این وانفسای ارزی 15 میلیارد دلار را از کشور چرا فرار دادید؟ گوش‌شان را بگیریم که کجا می‌بری این پول مردم را؟ پول کارگران بیکار را.

شاید یکی از مهم‌ترین مباحث اقتصادی روز، مسئله تحریم‌ها باشد و رویکرد دولت احمدی‌نژاد در برابر این قضیه. روحانی بارها تاکید کرده که در جهت رفع تنش با کشورهای دیگر اقدام خواهد کرد، این رویکرد جدید را تا چه اندازه در رفع مشکلات اقتصادی موثر می‌دانید؟
در مسئله تحریم‌ها، غیرمنصفانه است که همه کاسه کوزه‌ها بر سر احمدی‌نژاد شکسته شود. احمدی‌نژاد از همان سال 1384 که انتخاب شد هدفش مشخص بود. انتقال منابع سرمایه‌ای به نهادهای ویژه، ایجاد یک لایه نورسیده سرمایه‌داری به جای، یا در کنار لایه‌های قدیمی، همیشه هم کار خودش را انجام داده. آخرین شاهکارش هم این بود که مرتضوی را که از آن طرف آن اتهام‌ها را به او می‌زدند از این سو به عنوان رییس سازمان تامین اجتماعی منصوب کرد. یعنی محل پس‌انداز سالیان کارگران کشور. تکلیف احمدی‌نژاد روشن است، ولی کاسه کوزه را نباید سر او شکست که اصل قضیه فرار کند. همه دیدند که از آذر ماه گذشته ناگهان قیمت ارز از 1200 تومان رسید به سه چهار هزار تومان. این را که یادمان نرفته، اینقدر که حافظه تاریخی داریم تا اقتصاد دانان نولیبرال نتوانند سر مردم را کلاه بگذارند و پنهان کنند که ساخت اقتصادی غلط و ساخت قدرت بوده که این بلا را سر مردم آورده است. اینطور نباید سطحی تحلیل کرد که همه‌چیز را گردن احمدی‌نژاد بیاندازیم. به هر حال درباره تحریم‌ها هم من فکر می‌کنم تنها راهی که دولت به آن امید بسته است، این است که فشارها را کم کند و تا حدی جلوی تحریم‌ها را بگیرد تا گشایشی در اقتصاد حاصل شود، و من باید بگویم که این گشایش هم حتی اگر حاصل شود، سودش متوجه بخشی از لایه‌های قدرت خواهد شد نه توده‌های مردم. فقر و محرومیت با این سیاست‌ها از بین رفتنی نیست.

پس راه حل چیست؟ چطور می‌توان با فقر و محرومیت مقابله کرد؟
اقتصاد راه حل دارد. اینطور نیست که ما همین‌طور سیاه نگاه کنیم و هیچ راهکاری هم نداشته باشیم. راه حل آن چیزی است که ما می‌گوییم. برای اثبات این مدعا هم این را می‌گوییم که 35 سال است شما با همین سیاست و همین رویه پشت فرمان این ماشین نشسته‌اید، کمی پیاده شوید و اجازه دهید افرادی که دگراندیش هستند سکان اقتصاد را به دست بگیرند، ببینید از پشتیبانی توده‌ها برخوردار می‌شوند یا نه؟ ببینید مردم حاضر خواهند بود به خاطر آن‌ها فداکاری کنند یا خیر؟ اگر قرار است مردم صرفه‌جویی کنند، کسانی این کار را انجام‌ می‌دهند که به آینده‌شان امید دارند. نه اینکه ببینند هر‌کسی می‌آید چیزهایی را به نفع همان ساخت قدرت مرمت می‌کند. راه حل اقتصاد در این برنامه‌های ظاهری و سطحی نیست و نیاز به تحول جدی‌تری دارد.

شما از بازگشت افرادی مانند زنگنه و نجفی انتقاد می‌کنید و آن را مضر می‌دانید، اما برخی اقتصاد دانان معتقدند که شیوه‌هایی مشابه سیاست اقتصادی دولت خاتمی، که منجر به جذب سرمایه‌های خارجی و داخلی و رشد اقتصادی می‌شود، در نهایت به نفع تمام اقشار و از جمله اقشار ضعیف جامعه خواهد بود، این سیاست تنش زدایی و جذب سرمایه حداقل در شعارهای دولت جدید هم دیده می‌شود. شما اساسا این سیاست را رد می‌کنید یا معتقدید این ترکیب دولت در پیشبرد آن موفق نخواهد بود؟
از نظر تئوری اصلا اینطور نیست که اگر ثروتمندان پولدارتر شوند فقرا هم به نان و نوا می‌رسند، بلکه باید راز فقر را در قدرت ثروتمندان جستجو کرد. تحلیل من تحلیل طبقاتی است. بله، در کشورهایی مانند آمریکا یا انگلستان که در غارت جهانی دخالت دارند، ممکن است سهمی هم به طبقه کارگر برسد. اما همین ایالات متحده به تعبیری هم 46 میلیون نفر فقیر دارد، چهل و شش – هفت میلیون نفر هستند که هیچ نوع بیمه اجتماعی ندارند، یا امروز شاهد 28 درصد بیکاری در اسپانیا هستیم، همین مقدار در یونان و مقداری کمتر در پرتغال، این‌ها یک روزه که اینطور نشده‌اند. حاصل سالیان سال ثروت اندوزی و اقتصاد حبابی است. حالا اینجا هم باید فقرا و ندارها تاوان دزدی و فساد و ورشکستگی و هرج و مرج اقتصادی ثروتمندان را بدهند؟ چرا از این سو نگاه نمی‌کنید که همان ثروت جمع شده این‌ها را این روز انداخت.

به هر حال این چیزی است که در ایران خصوصا اقشار فرودست به آن معتقدند که در زمان خاتمی وضع معیشت بهتر بود….
در زمان خاتمی هم معجزه‌ای صورت نگرفت. اگر در زمان خاتمی مردم لایه‌های پایین راضی بودند که نمی‌رفتند سراغ پوپولیسم احمدی‌نژاد. مگر اتفاق خاصی افتاده بود؟ نرخ رشد هم آنچنان بالا نبود، درآمدهای نفتی هم بالا و پایین می‌شد. و این تفاوت بین فقیر و غنی و توزیع ناعادلانه درآمد اتفاقا در زمان خاتمی و به ویژه در دوره دوم که به طور کامل رجعت کرد به الگوی اقتصادی مراد خودش، آقای رفسنجانی، که منجر به آن اتفاق‌ها شد. مسئله باید به طور کلی حل شود، ما باید به سمت توسعه همگانی و از پایین حرکت کنیم. ما به آزادی و دموکراسی احتیاج داریم و این آزادی فقط در پای صندوق نیست، باید انسان‌ها به لحاظ اقتصادی هم آزاد باشند، یعنی رفاه داشته باشند و تامین اجتماعی داشته باشند تا بتوانیم بگویم انسان‌های آزادی هستند. چطور در پای صندوق بگوییم همه یک رای، ولی در بحث اقتصاد یکی مالک همه‌چیز باشد و دیگری یک عمر جان بکند و فقیر بماند؟

بنابراین شما تامین اجتماعی و توسعه همگانی را تنها راه حل می‌دانید؟
بله، گسترش تامین اجتماعی. همین الان این آقای ربیعی را که با سابقه اطلاعاتی برای وزارت کار پیشنهاد کرده‌اند، خودش می‌گوید تمام صندوق‌ها ورشکسته هستند. خوب آقای ربیعی من 10 سال پیش همین را می‌گفتم و در موسسه پژوهش تامین اجتماعی کار می‌کردم، منتشر می‌کردم همین حرف‌ها را. ده سال پیش چطور نیامدید یک کلمه بگویید این راست می‌گوید که به نحوی جلوی این نکبت را بگیریم؟ حالا که وزیر شده‌اید می‌گویید؟ به نظر من که این بازی‌های سیاسی راه به جایی نمی‌برد.

بسیاری از صحبت‌هایی که شما به عنوان راهکار مطرح می‌کنید، در دوره احمدی‌نژاد حداقل به عنوان شعار مطرح شد، توسعه عدالت اجتماعی، خلع ید قدرتمندان از ثروت، توزیع عادلانه منابع و سرمایه…
مطلقا چنین نیست. مطلقا ! در زمان احمدی‌نژاد بارها صندوق بین‌المللی پول از ایشان به خاطر خصوصی سازی تقدیر کرد. این حرف‌ها چیست؟ مطلقا چنین نیست. منتها کاری که احمدی‌نژاد کرد این بود، که خاتمی آمد یک سری شعارهای پوپولیستی در راه دموکراسی مطرح کرد. این آمد شعارهای پوپولیستی را وارد عرصه اقتصاد کرد. دولت احمدی‌نژاد بسیار بسیار راست‌گرا بوده اتفاقا. هفتاد میلیارد دلار واردات توسط بخش خصوصی در همین دوره مگر نبود؟ دولت احمدی‌نژاد تمام سندیکاها را تعطیل کرد. نظام برنامه ریزی را از بین برد، تمام تحرکات کارگری را نابود کرد. تامین اجتماعی را به ورشکستگی کشاند، اقتصاد را دو دستی تحویل سازمان تجارت جهانی داد، خصوصی سازی‌های بی حساب و کتاب و ولع آمیز در کدام دوره انجام شد؟ همین چندی پیش بود که صندوق بین‌المللی پول از احمدی‌نژاد قدردانی کرد. قلب تپنده نظام سرمایه‌داری جهانی از او تقدیر کرد. این حرف‌های راست‌گرایان افراطی است، برای اینکه از بس کارهایشان منفور و ننگین بوده، می‌خواهند کارهای احمدی‌نژاد را به گردن چپ بیاندازند و با یک تیر دو سه نشان بزنند. این که احمدی‌نژاد این‌ها را درشعار می‌گفت. خاتمی هم در شعار از آزادی سیاسی می‌گفت نتیجه‌اش چه شد؟ قتل‌های زنجیره‌ای در زمان خاتمی اتفاق افتاد. روح‌الله حسینیان مدام می‌گوید خود یاران خاتمی بودند و خاتمی تاحالا یک کلمه جواب نداده است.

یعنی به نظر شما تغییر رویکرد سیاسی دولت جدید منجر به بهبود اوضاع اقتصاد و معیشت نخواهد شد؟
ما که رقیب آقایان نیستیم و توی قدرت نیستیم. ما بخیل هم نیستیم و همین آقا برنامه‌اش را ببرد جلو ببینیم چه کار می‌کند؟ دوماه دیگر مشخص می‌شود. لازم نیست تا نوروز هم برسد، نتایج را خواهیم دید! اصلا از همین الان مشخص شده، این‌ها خاتمی را که به گفته خودشان مهم‌ترین عامل رای آوردن روحانی بوده دعوت نمی‌کنند به مراسم تحلیف و تنفیذ و به جایش مرتضوی را آن‌جا می‌نشانند. اقتصاد که از این حرف‌ها جدا نیست. اگر نقد نتوانیم بکنیم و اشتباه را نتوانیم بگوییم چطور می‌شود اصلاحش کرد؟ شما وقتی پورمحمدی را می‌گذاری وزیر عدل و داد، مشخص است که چه راهی در پیش داری، ما که نه در دولت احمدی‌نژاد دخالت داشتیم، و نه در دوره خاتمی  و هاشمی و نه حالا، ما فقط منتقدیم و ایرادات را می‌گوییم، و اعتقاد داریم این شیوه به نتیجه نمی‌رسد.

با این تفاسیر اگر از شما به عنوان یک اقتصاددان سوسیالیست، بخواهند که راه حل عملی، سریع و قابل اجرا در چارچوب شرایط کنونی، برای بهبود اوضاع ارائه کنید، چه پاسخی می‌دهید؟
من ‌راه حل دارم. درواقع راهی نیست جز انتخابات آزاد. و شرط شرکت در انتخابات مجلس فوق لیسانس نیست.  دهقانان و کارگران باید بتوانند در انتخابات شرکت کنند. همه این‌ها دوسه ماه بیشتر زمان نمی‌برد. کارگران و دهقانان باید در قدرت شریک شوند، در تصمیم سازی شریک می‌شوند، دادستانی مبارزه با فساد باید تحت نظارت دموکراتیک مردم فعال شود. همه این‌ها در چارچوب فعلی قانون اساسی است. ما نمی‌گوییم بخش خصوصی را تعطیل کنید، ولی با فساد که می‌توانید مبارزه کنید. ما این همه در کشور سرمایه‌داریم، وقتی یک بار برای همیشه با قدرت و عدالت ریشه فساد و سوء استفاده قطع شود، نه با این شوهای تلویزیونی و قیافه گرفتن‌ها بلکه با قدرت و نظارت و عدالت، این سرمایه‌ها به راحتی می‌توانند به کار گرفته شوند. این چه توزیع ثروتی است که فلان شخص خانه 400 متری برای عروسش می‌خرد متری 12 میلیون تومان، آن وقت سه خانوار در خانه 40 متری باید با هم زندگی کنند؟ من می‌گویم این بساط باید از همین فردا تمام شود. به جای این هایپرمارکت‌ها و برج‌ها برای مردم خانه بسازند. نه مثل مسکن مهر احمدی‌نژاد که به جای خانه برای توده‌های مردم، شد همان رانت ویژه برای پیمانکاران خاص. نه به آن شبوه، بلکه مثل ونزوئلا، باید با فقر مقابله کرد. توسط دولت هایی که در انتخابات آزاد برگزیده شده‌اند. باید نظام مالیاتی اصلاح شود، بر ثروت‌های بادآورده نظارت شود، «قانون از کجا آورده‌ای؟» سریعا اجرا شود. محمود استاد محمد استاد تئاتر و عضو کانون نویسندگان ایران به خاطر نرسیدن دارو مرد. مرد و تمام شد.

آقای دکتر فریبرز رئیس‌دانا از شما سپاس‌گزاریم

گفت‌وگوی تلفنی با دکتر فریبرز رییس‌دانا توسط سامان زمان‌زاده برای چاپ در «هفته» در تاریخ 11 آگوست 2013 انجام شده است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: