مستند » رضا شاه » ، مصادره بمطلوب مشمئزکننده دیگری از تاریخ ایران !


این روزها باید فریاد میرزاده عشقی ، همدست مردم و سراینده شعر زیر، که تنها به دلیل اندیشه مترقی اش به فرمان رضا شاه بقتل رسید ، باشیم و در واکنش به مستند شبکه » من و تو » در باره رضا شاه بگوئیم : 
بعد از این بر وطن و بوم و برش باید رید / به چنین مجلس و بر کر و فرش باید رید /
به حقیقت گر عدل در این بام و در است / به چنین عدل و به دیوار و درش باید رید /
آن‌که بگرفته از او تا کمر ایران گه / به مکافات الی تا کمرش باید رید /
پدر ایران نوین اگر این بی پدر است / بر چنین ملت و روح پدرش باید رید 

سایت خبری جنبش خرداد : پخش مستندِ «رضاشاه»  بعنوان » پدر نوین ایران » از شبکه تلویزیونی » من و تو» بازتاب های گسترده ای در فضای رسانه و شبکه های اجتماعی داشته است . این مستند چگونگی قدرت گیری او را بگونه ای و همچون یک » شهرفرنگ » واقعی از مقابل چشمان ما عبور می دهد ، تا که مجبور نباشیم تاریخ حداقل یک صد سال گذشته ایران را باردیگر در میان کتابها جستجو کنیم . این نمایش ، عکس و فیلم های تاریخی و بی همتا را ازاین دوران نشان می دهد و یادآور می کند که نفوذ گسترده ای  در دستیابی به این اسناد دارد . این مستند ، که  بی شک  برپایه اسناد موجود مربوط به ایران در دربار سلطنتی انگلستان  ساخته شده است ، ما را به سال‌های آخر پادشاهی قاجاریه ، کودتای سوم اسفند رضا خان در سال 1299، دوران وزارت جنگ و نخست وزیری اش می برد و در نقطه اوج خود چگونگی به سلطنت رسیدن او و گذر ایران از » سنت به مدرنیته » را در 105 دقیقه به نمایش می گذارد . خط مورد نظر سازندگان مستند در تمامی این نزدیک به دو ساعت یک چیز ثابت است .  تبری جستن از خاندان پهلوی و بویژه رضا خان و مصادره به مطلوب تاریخی به نفع دستگاه سلطنت . خاندانی که دست در دست روحانیت مرتجع ، آمال های انقلاب مشروطیت ، که چیزی جز اعمال حاکمیت اراده ملت ( جمهور مردم ) نبود به شکست کشاند . تصویب خلع ید از سلطنت قاجار در مجلس مخالفینی از جمله محمد مصدق داشت . او که بر اساس قانون اساسی آن دوران نقش پادشاه را فرمایشی می دانست ، برتخت نشستن رضا شاه را مقدمه نقض همان قانون و قدرت گیری بلامنازع سلطنت در حیات و ممات مملکت ارزیابی می کرد . رضا شاه ، مردی که » هیچ گاه راضی نبود » پس از جلوس بر تخت شاهی و مراسم مربوط به آن ، شنل شاهی را کند و با همان شمشیر » جهانگشای نادری » و چکمه های نظامی اش قدرت مطلقه خود را اعمال کرد . شبکه من و تو که قصد دارد از طریق این مستند از رضا شاه یک » قهرمان ملی » و ناجی ملت » بسازد در مستندش با تحریف تاریخ بسادگی از کنار سرکوب هر صدای حق طلبانه ای و حتی کشتار نزدیکترین کسانی که در به قدرت رسیدنش نقش اساسی داشتند ، می گذرد و با کلامی دلسوزانه و تاثر برانگیز ه شاهی را به تصویر می کشد که به اجبار باید که بر سر توده مردم کلاه پهلوی بگذارد . بواسطه همان اجبار باید که » لچک و چادر » از سر زنان برکشد . بر اساس داده های این مستند ، حالا دیگر بشکلی ملموس تر می توان دریافت که خدمات او برای ساختن راهها و خط آهن ها به قصد رسیدن به کدام هدف ها ی استراتژیک بوده است . دست یازیدن به قدرت برتر نظامی در منطقه  . مستند به روشنی دوری تاکتیکی از انگلیس و نزدیکی بی امان به آلمان هیتلری و آمریکا را توجیه می کند . ولی اصلا نمی گوید که چرا همین » چکمه پوش بی بدیل ، مدرن و مستقل !؟»» در تمامی سالیان دراز حکومت خود و خاندانش ، از درآمد عظیم  نفت ایران که به جیب همین انگلیسی ها می رفت ، تنها به 16 درصد و سپس به تنها 21 درصد ، قانع بوده است؟ این مستند کار خود را بدون پرداختن به علت و العلل  ناکارآمدی دیکتاتورها در برقراری آزادی و عدالت اجتماعی ، با مرثیه ای دراماتیک  و حزن آلود ادامه می دهد تا بتواند در پس آن رهبر حکومتی پوشالی ، همچون پرکاه ، را تا منتهی الیه یک قهرمان واقعی ارتقا مقام دهد .

 با توجه به آنچه که گفته شد ، پاسخ به این سوال که آیا چنین مصادره به مطلوب بی سابقه ای  ، آنهم در عصر ارتباطات و اطلاعات ، اساسا امکانپذیر است ؟ چندان دشوار نخواهد بود . معلوم است که امکانپذیر نیست .

واقعییت آنست که  نسل جویای حقیقت ، مترقی و چپ جوان ایران  می تواند و باید ، با بکار گیری کمی ، تنها کمی  تعقل منطقی، چنین فرصتی را برای شبکه » من و تو » و مشابه اش ناممکن نماید . این شبکه دلخوش به این نباشند که موجی وسیع از واکنش های مثبت نسبت به این ساخت دستشان ابراز می شود . این موج ها می آیند و می روند . حقیقت تاریخ اما راه خود را از میان سنگلاخ ها ، موانع و مشکلات عدیده  پیدا کرده و خواهد کرد  و در سنگر » نه به شاه ، نه  به شیخ » به سرمنزل مقصد خواهد رسید . مقصد بکرسی نشاندن  همان شعار انقلاب مشروطیت است : حاکمیت اراده مردم .

 برای اینکه روسیاهی تاریخ برای اینان بماند ، حقایق امر را باید بیشتر بگوئیم و بلند بلند هم بگوئیم . عبور از سنت و گذر به مدرنییه و تجدد شاید در نگاه اول خوب باشد . اما مدرنیته ای که از اعماق برنخواسته باشد و متکی بر اراده مردم نباشد ، همان ارتجاع ست و لاغیر . » مدرنیته » ای که از طریق استبداد فردی و قدرت مطلقه رضا شاهی به نابودی هرگونه فکر و اندیشه و سرکوب جنبش های طبقاتی ، ملی و اجتماعی منجر شد ،  نمی توانست  فرزندی » نامشروع «و نابهنگام ، به نام حکومت اسلامی را خلق نکند . حکومتی که با بازگشت به همان سنت مدرسی دوران مشزوظیت ، بازگشتی از فراز سر مردم و از بالا را سازمان داد و اکنون 34 سال است که خون مردم را همچون خلفش رضا شاه و خاندانش به شیشه کرده است .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: