جای ندا هنوز خالی نیست! صادق افروز

nagh1یکی از شعارهایی که مردم در شهرهای بزرگ  ، پس از اعلام پیروزی حسن فریدون روحانی می دادند ،  این بود :» امشب شب شادیه ، جای ندا خالیه «.  ذوق و طبع شعر ایرانی دوباره عمل کرده بود .وزن و قافیه طبق معمول جور بود.اما آنچه جور نبود مناسبت این شعار با اوضاع سیاسی کشور پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بود . در فرهنگ ایرانی ، جای عزیزان در موقعیت های دلنشین خالی می شود . آیا انتخاب روحانی به مقام ریاست جمهوری ، برآورده شدن  آرزوهای برباد رفته جوانان ایرانی بود ؟آیا تعویض احمدی نژاد با روحانی پس گرفتن  آرای سال 88 بخون خفتگانی چون سهراب اعرابی بود ؟

 ندا آق سلطان دختر جوانی بود که چهار سال قبل بدنبال اعتراضات خیابانی علیه تقلب های سازمان داده شده دولتی به ضرب گلوله هواداران ولی فقیه کشته شده بود .تصاویر آخرین لحظات زندگی ندا به سرعت به بسیاری از رسانه ها در سراسر جهان راه یافت .محمود احمدی نژاد با عبور از جاده ای که از خون امثال ندا آق سلطان ها و سهراب اعرابی ها رنگین شده بود بر تخت ریاست جمهوری دهم نشست  .ماه های اول ریاست جمهوری احمدی نژاد با اعتراضات وسیع توده ای همراه بود . زندان ها و شکنجه گاه های رژیم مملو از مبارزینی بود که از نادیده گرفته شدن رای شان به خشم آمده بودند.

احمدی نژاد در دور دوم ریاست جمهوری خود به تدریج از اصولگرایی و اصولگرایان فاصله گرفت .او که از نارضایتی وسیع مردم از حکومت دینی و روحانیون و فشار مذهبی برای اجرای قوانین  اسلامی آگاه بود ، سعی کرد با دست گذاشتن بر احساسات ناسیونالیستی که ناشی  از نفرت مردم از روحانیت و حکومت دینی بود ، توده های ناراضی را بسوی خود جلب کند .ولی در اینکار موفق نشد .احمدی نژاد «از اینجا مانده و از آنجا رانده » شد .روحانیت و در راس آن ولی فقیه گروه او را به خاطر جسارت در دفاع از زنان برای رفتن به ورزشگاه ها ، انتقاد از نوح پیغمبر در روش اداراه مملکت ، دعوت به  دوستی با مردم اسرائیل ، سر و صدا برای  آوردن لوح حقوق بشر کورش و این ادعا که کورش هم از پیامبران بوده است و به سر رسیدن  دوران صدور  انقلاب اسلامی  ، مغضوب کرد و با انگ فرقه انحرافی  ،آنها را در کنار سبز های فتنه گر انتخابات 88 قرار داد .

در مرحله مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری و گزینش کاندیداهای با صلاحیت ، هنگامی که مشایی ،  نور چشم احمدی نژاد ، رد صلاحیت شد ، اصولگرایان و در راس آن ولی فقیه به چهار سال خون دل خوردن و استخوان در گلو نگاه داشتن پایان دادند .جوان هایی که احمدی نژاد در سمت گیری ناسیونالیستی به آن دل بسته بود ، عکس العملی نشان نداند .شرکت در سرکوب خونین 88  چیزی نبود که با ادا و اطوار ناسیونالیستی از خاطره  توده ها زدوده شود .در این چهار ساله  ی دوم احمدی نژاد ،  تصاویر قربانیان اعتراضات ،  یکدم از جلوی چشمان مردم معترض محو نشد .

بدیهی است که مردم از هر فرصتی برای ابراز خشم و نارضایتی خود نسبت به  رژیم استفاده می کنند .یکی دو هفته قبل از آغاز خیمه شب بازی انتخاباتی رژیم ، آیت الله طاهری درگذشت .آیت الله طاهری شخصیتی  بود مثل منتظری .علیرغم همراهی با رژیم در اوائل دهه 60  ، مثل منتظری حسابش را از حاکمان ستمگر به تدریج جدا کرده بود و مغضوب شده بود .شرکت ده ها هزار نفر از مردم در تشییع جنازه طاهری و استفاده از شعار های ضد رژیمی  مثل » یا حجت ابن الحسن ،  ریشه ظلم رو بکن » در آستانه انتخابات ،  نشان داد در این شهر مرکزی فارس نشین ،  نارضایتی ها تا چه اندازه بالاست . (1)در مراسم عاشورا ی امسال در یزد نیز مشاهده کرده بودیم که مردم به ستوه آمده از جور و ستم استبداد چگونه خشم خود از جنایتکاران جمهوری اسلامی را در بطن نوحه های عزاداری جاری کردند .(2) سینه زنان یزدی ، نوحه خوانی را همراهی می کردند که ظلم و بیداد ولی فقیه را یادآوری می کرد : » ای لباس ظلم را جای عدالت پیرهن کرده ، جامه رنگ و ریای دین و دینداری به تن کرده ……… و  دارالخلافه آباد ، جهل و خرافه ازاد «

در مرکز ایران ، شهر هایی مثل قم ، کاشان ، اصفهان ، یزد و کرمان وشیراز ، اسلام سنتی ریشه محکمتری دارد . کادر های رژیم جمهوری اسلامی اکثرا متعلق به این نواحی از ایران هستند . وقتی مردم این نواحی که پشتیبانان اصلی جمهوری اسلامی بودند از رژیم رویگردان می شوند ، وضعیت مردم  کردستان و بلوچستان و خوزستان را که نصیبی جز فقر و سرکوب و  اعدام و تضییقات روزمره و ستم ملی نبرده اند می توانید براحتی حدس بزنید .اگر من و شما  ، شعار های مرگ بر دیکتاتور تشییع کنندگان اصفهانی و یزدی را شنیدیم ،مطمئن باشید که ولی فقیه نیز شنیده است .

در حالی که تورم اقتصادی به مرز 43 در صد می رسید (3) ، تحریم های اقتصادی گلوی ملت را می فشرد و خزانه دولت خالی شده بود و دلار به مرز 4000 تومان رسیده بود و چاه های نفت به دلیل نبود مشتری  امکان صدور نداشت  و خطر از کار افتادن آن را تهدید می کرد، به آخرین روزهای ریاست جمهوری احمدی نژاد و آغاز انتخاب رئیس جمهور جدید نزدیک شدیم .

تنور انتخابات یازدهم چنان سرد و بی روح بود که هیچ خمیری را نمی پخت .سبزهای فعال سال 88 نا امید و مایوس ، علاقه ای به شرکت در انتخابات نداشتند .رهبران مورد علاقه شان ، موسوی و کروبی هنوز در حصر خانگی بودند و خاتمی با فشار وارد آمده از سوی تیم های حرفه ای فشار ،  امکانی برای ظهور مجدد نداشت .ولی پیدا شدن سر و کله رفسنجانی ،  ولوله تازه ای در میان اصلاح طلبان ایجاد کرد .رفسنجانی ،  از جمله ارکان جمهوری اسلامی شمار می آید.  شخصیتی که  ثروت بی حد و حصرش توجه مجله فوربس امریکایی را هم جلب می کند ، از جمله با نفوذترین افراد در سیاست جمهوری اسلامی است . از چندین ماه قبل  ، رفسنجانی به این نتیجه رسیده بود که اتحاد با خامنه ای برای رویارویی با دشمنانی مثل باند احمدی نژاد و شریعتمداری و نمایندگان شرور تر مجلس  ضروری است .از همین رو همه را به حمایت از خامنه ای فرا می خواند .در راستای همین سیاست ، گروهی از اصلاح طلبان به دیدار خامنه ای رفتند . گروه سه نفره انصاریان ، اسحاق جهانگیری و    موسوی لاری  با خامنه ای دیدار کردند .(4) اگرچه مفاد مطرحه مورد بحث هیچگاه علنی نشد ولی با توجه به انتخابات پیش رو ،  احتمال بسیار زیاد چگونگی هماهنگی در این مرحله توسط اصلاح طلبان و خامنه ای را نمی توان نادیده گرفت . اصلاح طلبان ، رهنمود رفسنجانی را پذیرفته بودند و در همین مسیر حرکت می کردند .

ولوله و شور شوق تازه ای که با آمدن رفسنجانی به صحنه ی  انتخابات شروع شده بود با رد صلاحیت او فروکش کرد . برخی از گروه های چپ که با استفاده از روش » نه تحریم  ، نه شرکت » در واقع مقدمات حمایت ضمنی از رفسنجانی را آماده می کردند ، با رد صلاحیت او به کمپ پرقدرت تحریم متمایل شدند .حمایت رفسنجانی از روحانی ، و اسم بردن چند باره خاتمی و رفسنجانی توسط روحانی در مناظره های تلوزیونی ، روحانی را به عنوان کاندیدای جدیدی که جای رفسنجانی را گرفته مورد توجه قرار داد . حمایت علنی رفسنجانی و خاتمی از روحانی ، او را به مرکز توجه اصلاح طلبان از شور و شوق افتاده تبدیل کرد . به همراه این ها ، فیل چپ های به طرف تحریم متمایل شده دوباره یاد هندوستان کرد و هوای شرکت در انتخابات به سرشان زد . آنها چپ رادیکال را به دلیل استفاده از تاکتیک تحریم ، توخالی و جدای از توده لقب دادند.

مسئولین تصمیم گیری اعلام شمارش ارا ، در اتاق های دربسته ، دور از چشمان مردم ، شش ساعت بحث کردند تا ببینند با خیمه شب بازی انتخاباتی چه بکنند. چپ های متمایل به روحانی نیم خیز برداشته بودند و به مردم در مورد توطئه جدید هشدار می دادند .آنها می گفتند : بیدار شوید ، بپا خیزید ، ولی فقیه می خواهد دوباره رای تان را بدزدد. همانگونه که در سال 88 دزدید .به خیابان ها بیایید .رژیم می خواهد انتخابات را به دور دوم بکشاند و کاندیدای خود را که کسی جز جلیلی نیست از صندوق بیرون بیاورد . بیایید ، بیرون بریزید و از رای اعتراضی تان ( یعنی رایی که به روحانی دادید ) دفاع کنید . شش ساعت گذشت و وزارت کشور در مقابل چشمان از حدقه درامده چپ های هوادار رای اعتراضی ، روحانی را به عنوان کاندیدای پیروز انتخابات یازدهم جمهوری اسلامی معرفی کرد .مسئولین گفتند ، روحانی با 50.7 درصد ارا به عنوان فرد پیروز انتخابات معرفی می شود .راستی  ، برای جیره و مواجب بگیران خامنه ای چکار داشت که میزان ارای روحانی را به جای 50.7 درصد مثلا 49.8 در صد معرفی بکنند و انتخابات را به دور بکشانند ؟و بعد در دور دوم انتخابات  ، در مجموعه اصولگرایان ، روحانی را شکست بدهند .من این را بخصوص از رفقایی سوال می کنم که شخص ولی فقیه را فصل الخطاب و قدرت اصلی در سیستم جمهوری اسلامی می دانند .آیا به جز این است که شخص خامنه ای در آن فاصله شش ساعته دقیقا در جریان تصمیم گیری ها بوده است ؟آیا به جز این است  که با توجه به شناخت دقیق از روحانی ، انتصاب او را تصویب کرده است ؟ آیا به جز این است که روحانی در دایره تنگ «خودی ها » قرار می گیرد ؟

رفقایی که شرکت مردم در انتخابات و رای دادن به روحانی را به عنوان «نه بزرگ » جشن می گیرند ، و از آن به عنوان شکست بزرگ خامنه ای یاد می کنند ،  از این پیچیدگی های سیاسی غافلند .روحانی به عنوان یکی از کادر های رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای به قدرت رسیدن این رژیم در خدمت آن بوده است .روحانی یک کادر امنیتی و مورد اعتماد خامنه ای بوده است .اگر مسئله انتخاب باشد ، خامنه ای چرا باید بین جلیلی بی عرضه که توانایی از رو خوانی را هم ندارد و در دو جمله ، ده تپق می زند و کادر برجسته ای مثل روحانی که تجربه ای سی ساله در خدمت به نظام دارد و سخنور توانایی است و از بحران های پیش رو شناخت دقیق تری دارد ، جلیلی را انتخاب کند ؟بدیهی است که در آن فاصله شش ساعته ، خامنه ای به روحانی رای داده است ولی سوزن برخی رفقای ما هنوز در «نه بزرگ » گیر کرده است و علیرغم به خانه آمدن جوانان از جشن های خیابانی ، هنوز در ذهن و خیال خود جشن می گیرند .

حتی مقاله های اقتصاد دانانی مثل سعید لیلاز (5) که از آدم های وفادار رفسنجانی است در ترسیم آینده ایران تحت حکومت روحانی ، این رفقای ما را بیدار نمی کند .لیلاز بشارت می دهد که تحت سیاست های نئولیبرالی روحانی ، دست دولت از اقتصاد کوتاه تر خواهد شد .او به سرمایه داران خصوصی مژده می دهد که دوران شکوفایی سرمایه  فرا رسیده است .و از کارگران می خواهد که سرمایه داران بخش خصوصی را در این به اصطلاح شکوفایی اقتصادی یاری رسانند .لیلاز می خواهد ایران در دوره روحانی ، چهار نعله مثل کره جنوبی و ترکیه بتازد .می خواهد عقب ماندگی دوره سیاست های » کینزی » احمدی نژاد ، جبران شود .ولی تازاندن چهار نعله اقتصادی  با فشار بر گرده های کدامیک از طبقات و قشر های اجتماعی عملی خواهد شد ؟رفقای ما که «نه ی بزرگ » را جشن می گیرند بیایند و پاسخ بدهند چه چیزی تغییر کرده است.

روحانی ، دولت خود را دولت » تدبیر و امید نام » نهاده است .تدبیر اقتصادی ،  که بدست اقتصاد دانان نئولیبرال توانایی مثل لیلاز در جاده خصوصی سازی تازانده خواهد شد .در زمینه سیاسی نیز اعتدال جای افراط را خواهد گرفت .رفسنجانی از همین الان براه افتاده است  . او برای پیشبرد سیاست اعتدال ، به مشهد سفر کرده است تا با آخوند های متنفذ خراسان ، یعنی آدم هایی مثل علم الهدی و طبسی مذاکره کند .انسجام روحانیت و تقویت روحی و تشکیلاتی آن از جمله سیاست های اعتدالی روحانی- رفسنجانی است .(6)

چند روز پس از پایان خیمه شب بازی انتخاباتی ، افشین اسانلو کارگر مبارز در زندان رجائی شهر کرج در گذشت .این کارگر مبارز تحت شدید ترین شکنجه ها قرار گرفته بود . جرم او تنها آگاه کردن کارگران به حقوق اجتماعی خود بود.  جمهوری اسلامی حتی اجازه برگزاری مراسم یادبود و گرامی داشت را به بازماندگان افشین و دوستان و رفقایش نداد .  رفقای انقلابی ما هنوز در زندان های رژیم جمهوری اسلامی به سر می برند .دستگاه جهنمی شکنجه و کشتار  رژیم دست نخورده برجای خود نشسته است .قاضی مرتضوی جلاد ، قاتل فرزندان مردم و مسبب اصلی جنایات کهریزک ،تنها  به پرداخت 60 دلار محکوم می شود  . رئیس جمهور تازه برگزیده شده در مقابل  این جنایات جدید ، لب از لب باز نکرد .

نه ، ندا جان  ،هنوز جایت خالی نیست .

دوم جولای 2013

1.تشییع جنازه طاهری

یا حجت ابن الحسن ، ریشه ظلم و بکن

http://www.youtube.com/watch?v=YcbpuchqSmM

http://www.youtube.com/watch?v=-C9tdnTV0jo

2. مراسم عاشورای 1391 در یزد

دارالخلافه آباد ،جهل و خرافه ازاد

ای لباس ظلم را جای عدالت پیرهن کرده

جامه رنگ و ریای دین و دینداری به تن کرده

http://www.youtube.com/watch?v=7BS8WgbGK0M

3.تورم در ایران به همراه چارت

http://www.tradingeconomics.com/iran/inflation-cpi

4. دیدار اصلاح طلبان با خامنه ای در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/02/130218_l38_iran_etemad_daily.shtml

5.مصاحبه سعید لیلاز با روزنامه شرق

به گفته لیلاز  ، کارگر و کارفرما متحد شده اند

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2756688

6.در مورد سفر رفسنجانی به مشهد و ملاقات با علم الهدی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: