انتخابات ٩٢؛ مراسم تدفین جنبش سبز و احیای نظام ! بهنام امینی

اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ١٣٩٢ نشان داد که تمام گمانه زنی ها درباره تقلب در شمارش آراء و محال بودن معرفی حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور، غلط از آب درآمد.

در عوض، ایده اصلی رأی دهندگان مبنی بر استفاده حداکثری از تنها منفذ و امکان باقی مانده برای تغییر وضعیت موجود، از قرار معلوم تحقق پیدا کرد و از این منظر تمامی کسانی که به روحانی رأی دادند خود را پیروز این انتخابات دانسته و بخش عمده ای از آنها رأی خود را در تداوم آرمانهای جنبش سبز و به منزله «نه» محکمی به وضع موجود قلمداد کردند و حتی عده ای از این هم فراتر رفته و مدعی فتح دوباره خیابان ها و پس گرفتن رأی دزدیده شده چهار سال قبل خود شدند.

تمامی اینها در حالی است که رهبران جنبش سبز کماکان در حبس خانگی هستند، زندانیان سیاسی بسیاری در رابطه با این جنبش هنوز در زندان هستند، هیچگونه رسیدگی به دادخواهی خانواده کشته شدگان جنبش سبز صورت نگرفته و حتی کسانی همچون محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی که حداقل حمایت را از این جنبش ابراز کردند، اجازه حضور در این انتخابات را نیافتند.

با تمامی این اوصاف آیا می توان از رأی دادن در این دوره با عنوان ادامه جنبش یاد کرد و خود را یگانه پیروز انتخابات برشمرد؟ نشانه های بسیاری وجود دارند که این انتخابات، همچنانکه در راستای خواست بخشی از اصلاح طلبان هم هست، قدمی در جهت اثبات حسن نیت به بلوک قدرت حاکم و در نتیجه گسست از جنبش سبز بود.

انتخابات: سازوکاری برای تغییر یا ابزاری برای تضمین سلطه

«نشانه های بسیاری وجود دارند که این انتخابات، همچنانکه در راستای خواست بخشی از اصلاح طلبان هم هست، قدمی در جهت اثبات حسن نیت به بلوک قدرت حاکم و در نتیجه گسست از جنبش سبز بود.»

پری اندرسون، مورخ و تحلیلگر مارکسیست انگلیسی، در نوشته ای و در ضمن بررسی آرای آنتونیو گرامشی، متفکر مارکسیست، به تفاوت مهمی میان جنس مشروعیت لیبرال دمکراسی و رضایت مردم از آن با جنس رضایت در نظام های پیشاسرمایه داری اشاره می کند.

او معتقد است که وجه فارق و بدیع جلب رضایت از توده ها در نظام سرمایه داری در باور به حق تعیین سرنوشت تک تک شهروندان در چارچوب نظم اجتماعی موجود تجسم پیدا می کند.

در حقیقت دمکراسی پارلمانی این نکته را به همه شهروندان، فارغ از تمام نابرابری ها بین آنها، القا می کند که در سرمایه داری طبقه حاکم و مسلط مشخصی وجود ندارد و توده ها می توانند با رأی دادن، حاکمان و شیوه حکمرانی را هرگاه که خواستند تغییر دهند.

با این حال تجربه تاریخی نشان داده است که نظام پارلمانی در لیبرال دمکراسی ها همواره سدی در برابر تغییرات عمیق رادیکال و در حقیقت تضمینی برای تثبیت نظام سرمایه داری و برتری و تسلط اقلیتی از صاحبان سرمایه بوده است.

ارجاع به تحلیل اندرسون از نقش دمکراسی پارلمانی در جامعه سرمایه داری نه برای توصیف نظام جمهوری اسلامی به مثابه نظامی لیبرال دمکرات- که به هیچ وجه چنین نظامی نیست- بلکه برای برجسته کردن کارکرد انتخابات در رژیمی سیاسی است که برخلاف نظر بسیاری از مخالفان سرسخت آن صرفا بر پایه سرکوب عریان و خشن به حیات خود ادامه نمی دهد.

انتخابات و تأکید بر برگزاری حماسی و پرشور آن از ابتدای بر سر کار آمدن جمهوری اسلامی از یک طرف بخش وسیعی از جامعه را قانع کرده است که نقشی تعیین کننده در تغییر هرم قدرت و شیوه اداره مملکت دارند و از سوی دیگر مقبولیت توده ای و مشروعیت سیاسی خود را به جامعه جهانی ثابت کرده است. در باور پذیر کردن و جا انداختن نقش جادویی انتخابات نباید نقش عاملی مهم را نادیده گرفت؛ ایدئولوژی اصلاح طلبی.

اصلاح طلبی در طی نزدیک به دو دهه گذشته با تبلیغ وجود ظرفیت تغییر در جمهوری اسلامی و معرفی انتخابات در چارچوب نظام به منزله تنها راه فعال کردن و تحقق این امکان، نقشی بی بدیل در تقلیل کنش سیاسی به رأی دادن و منحصر کردن سیاست به انتخابات داشته است.

ناگفته پیداست نیروهای اصلی اصلاح طلب که در دهه ٦٠ در جایگاه جناح چپ جمهوری اسلامی به شکلی موثر در سرکوب مخالفان رادیکال حکومت شرکت داشته و منافع سیاسی و اقتصادی مشخصی در ساختار قدرت دارند، هیچگونه حیات سیاسی بدون جمهوری اسلامی برای خود متصور نیستند.

علاوه بر این قاطبه اصلاح طلبان از زمان از دست دادن مهمترین پشتیبان خود در تقابل با جناح راست جمهوری اسلامی یعنی شخص روح الله خمینی، انتخابات را تنها امکان ورود خود به قدرت می دانند و به همین دلیل در هر شرایطی در انتخابات شرکت می کنند حتی اگر با تارومار شدن نامزدهایشان مثل انتخابات مجلس در سال ٨٢ یا با حکم حکومتی در ریاست جمهوری ١٣٨٤ همراه باشد.

موفقیت اصلاح طلبان در پیشبرد این سیاست آنجایی است که توانسته اند اقشار و لایه های اجتماعی مختلف را که هیچ منفعت خاصی در تداوم حیات رژیم سیاسی موجود ندارند را هم به اسم بی ثمر بودن تحولات بنیادین و رادیکال با خود همراه کنند.

از جنبش سبز تا انتخابات ٩٢: بازگشت از مردم به انتخابات

«موفقیت اصلاح طلبان در پیشبرد این سیاست آنجایی است که توانسته اند اقشار و لایه های اجتماعی مختلف را که هیچ منفعت خاصی در تداوم حیات رژیم سیاسی موجود ندارند را هم به اسم بی ثمر بودن تحولات بنیادین و رادیکال با خود همراه کنند.»

اعتراضات خیابانی گسترده مردم در سال ٨٨ در حقیقت نفی کارکرد مشروعیت بخش انتخابات برای حاکمیت چه در سطح داخلی و چه در گستره بین المللی بود.

با وجود اختلاف نظر در میان معترضان خیابانی بر سر ادامه دادن یا ندادن به حضور خیابانی، همه آنها و نیز آن اقشاری که حامی خاموش اعتراضات بودند بر سر یک نکته توافق داشتند و آن عدم شرکت دوباره در هر انتخاباتی تا زمان تعیین تکلیف انتخابات ٨٨ بود.

چنین موضعی با وجود درستی آن از ضعفی بزرگ رنج می برد و آن اینکه اتخاذ آن حتی از سوی فعالان سیاسی و مدنی نه به عنوان عملی سیاسی بلکه واکنشی کاملا احساسی بود.

بخش عظیمی از کسانی که آن زمان چنین نتیجه ای گرفتند از میزان اهمیت این موضوع در آن ابعاد وسیع برای جمهوری اسلامی غافل بودند و همین خصلت انفعالی و قهرگونه آن بود که باعث شد در آستانه انتخابات ٩٢ و متأثر از هیجان زدگی و پروپاگاندای وسیع اصلاح طلبان، از موضع خود عقب کشیده و دوباره به صندوق روی آورند.

اهمیت انتخابا ت ٩٢ صرفا از این جهت نبود که مشارکت وسیع همواره دغدغه حاکمان جمهوری اسلامی بوده است بلکه به دلیل نقش برجسته آن در نشان دادن رضایت عمومی از مقوله انتخابات و در نهایت کلیت نظام سیاسی پس از بحران دامنه داری بود که جنبش سبز متوجه حاکمیت کرده بود.

نامیده شدن سال ٩٢ به » سال حماسه سیاسی و اقتصادی» و درخواست بی سابقه رهبر نظام از کسانی که به نظام اعتقاد ندارند برای شرکت در انتخابات و نیز پوشش گسترده و نمایش شادی مردم پس از اعلام نتایج، همزمان نشان از احساس خطر حکومت از عدم مشارکت وسیع مردم و نیز اولویت برگزاری انتخاباتی پرشور و در عین حال بدون دردسر داشت که حاکی از اعتماد دوباره اکثریت مردم به انتخابات و گستردگی پایگاه اجتماعی حکومت خواهد بود.

پای عامل مهم دیگری هم در واداشتن مردم به رأی دادن در میان بود و آن اثرات مخرب و ویرانگر تحریم های اقتصادی همه جانبه بین المللی بود. این تحریم ها که قرار بود حکومت ایران را تحت فشار قرار داده و از ادامه راهش بازدارد، تبدیل به باری کمر شکن بر گرده های میلیونها ایرانی شد و آنها را چنان مستأصل کرد که حاضر شدند از حداقلی ترین امکان با تعریف جمهوری اسلامی بهره ببرند تا مگر بهبودی در شرایط اولیه زندگی شان دهند.

تحریم های اقتصادی خانمانسوز در حقیقت بدل به برگ برنده بلوک قدرت حاکم شدند تا به مدد افسانه های اصلاح طلبانه درباره تغییر، انتخاباتی با حداقل معیارهای رقابتی را برای مخالفان خود به مثابه فرصتی برای تغییر جلوه دهد. در دوم خرداد ٧٦ هم حکومت در حالی که درگیر بحرانی کم سابقه با اتحادیه اروپا بود دست به تاکتیک مشابهی زد و در پی آن به نتایج پرباری دست پیدا کرد.

احیای امید در زمانه عسرت

«جمهوری اسلامی با این انتخابات پرشور نه تنها از بحران مشروعیت حاصل از سرکوب اعتراضات چهار سال پیش گذر کرد، بلکه آشتی معترضان دوره قبل با انتخابات و نظام را با نمایش شادی آنها در خیابان به تصویر کشید، انرژی کنترل ناپذیر جنبش را مهار کرد و به سوی پذیرش اصول و قواعد حکومت در عمل سیاسی کانالیزه کرد.»

مدافعان شرکت در انتخابات، امید ناشی از انتخاب روحانی را گامی به جلو برای پیگیری مطالبات جنبش سبز می دانند.

این در حالی است که جمهوری اسلامی با این انتخابات پرشور نه تنها از بحران مشروعیت حاصل از سرکوب اعتراضات چهار سال پیش گذر کرد، بلکه آشتی معترضان دوره قبل با انتخابات و نظام را با نمایش شادی آنها در خیابان به تصویر کشید، انرژی کنترل ناپذیر جنبش را مهار کرد و به سوی پذیرش اصول و قواعد حکومت در عمل سیاسی کانالیزه کرد.

جمهوری اسلامی گفتمان انتخابات محور را به قیمت به حاشیه کشاندن سیاست رادیکال مردمی برکشید و در سیاست خارجی نیز به پشتوانه حضور گسترده و توأم با رضایت اکثریت جامعه در انتخابات، قدرت چانه زنی بیشتری در مواجهه با قدرتهای جهانی پیدا کرد.

در مقابل، اجازه ریاست جمهوری به چهره ای محافظه کار داده است که دقیقا به دلیل آنکه در پی حذف چهره هایی مانند خاتمی و رفسنجانی بر سر کار آمده است، قرار نیست موی دماغ بلوک قدرت حاکم شود.

ما بارها و سالهاست که شکست خورده ایم، از این رو پیروزی جلوه دادن انتخاب روحانی تا حدودی قابل درک است اما امتیازات و منافع حاکمیت از این انتخابات را نباید از یاد برد.

با وجود این تمامی این‌ها به معنای ناامیدی برای جبهه مردمی نیست. این انتخابات و کنترل شدید در احراز صلاحیتها و سپس شمارش درست آراء از ترس طغیان دوباره مردم ثابت کرد که انتخابات همواره برای این حکومت مسئله ای بحران زا است و عدم شرکت یا تحریم گسترده آن لزوما بی نتیجه نیست.

این امید را به جای صندوق رأی باید به روح این روزها سرگردان جنبش مردمی سبز دمید و از انتخابات به معنای «رأی دادن به هر قیمتی» فراتر رفت.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: