گفتگوهای کارگری !ملاحظاتی پیرامون ابهامات موجود در اطلاعیۀ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

متن و فایل صوتی گفتگوی بهروز خباز با محمود صالحی و فرخنده آشنا در رادیو همبستگی ! ملاحظاتی پیرامون ابهامات موجود در اطلاعیۀ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه . منبع متن گفتگو از سایت گزارشگران

سلام به شما دوستان و عزیزان شنونده؛

در تاریخ دوم بهمن ماه سال 1391 اطلاعیه ای با امضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، مبنی بر برکناری آقای منصور اصانلو از رئیس هیئت مدیرۀ و همچنین لغو عضویت وی از سندیکا شرکت واحد خطاب به » فدراسیون جهانی حمل و نقل»( (ITF منتشر شده است. خروج آقای اصانلو و خانم مریم ضیاء از ایران را برخی از روزنامه ها و وبسایت های جمهوری اسلامی از جمله روزنامه عصر امروز منتشر کرده اند. پیش از انتشار اطلاعیۀ سندیکای شرکت واحد نیز، حرف و حدیث هایی در خصوص خروج منصور اصانلو و مریم ضیا از کشور بود.من برای آن تعداد از شنوندگانی که اطلاعیۀ سندیکای کارگران شرکت واحد را در ارتباط با برکناری منصور اصانلو را مطالعه نکرده اند، متن کامل این اطلاعیه را برای تان می خوانم؛

برکناری منصور اسالو از ریاست هیئت مدیره سندیکا

از : سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

به : فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل (ITF)
موضوع : برکناری منصور اسالو  از ریاست هیئت مدیره سندیکا

احتراما» سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه اعلام می دارد ؛
منصور اسالو را به علت انجام تخلفات متعدد و عدم پایبندی به تعهدات خود و نادیده گرفتن هشدارها و اعتراضات درونی سندیکا ، از ریاست هیئت مدیره برکنار کرده و از این تاریخ هیچگونه سمت و مسئولیتی در این سندیکا ندارد و از آن نهاد کارگری خواستار قطع همه ارتباطات ،همکاری ها و حمایتها از نامبرده می باشد.
یادآوری می شود سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هیچ نماینده وسخنگویی در خارج از کشور ندارد.
با امید به گسترش صلح ،عدالت و صداقت در همه جهان
سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
دوم بهمن یک هزاروسیصد و نود و یک

رونوشت:
–    سازمان جهانی کار (ILO)
–    کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری (ITUC)
–    کنفدراسیون کارگران فرانسه ( CGT)
–    کلیه اتحادیه ها و نهاد های کارگری داخلی و بین المللی

اطلاعیه سندیکای شرکت واحد با واکنش های متفاوتی در بین فعالین عمدتاً خارج از کشوری روبرو شد، واکنش ها بیشتر مربوط می شد به آن جا که این سندیکا؛ خواهان قطع ارتباط و حمایت تشکل های کارگری و نهادهای حقوقی دیگر از منصور اصانلو شده است، امیدواریم دوستان سندیکای شرکت واحد در فرصت های بعدی بتوانند به ابهامات موجود پاسخگو باشند، بدیهی است، ما از تصمیم ها و سیاست گذاری های سندیکای کارگران شرکت واحد و هر تشکل مستقل دیگری حمایت می کنیم و به آن احترام می گذاریم، و به نظر من، برخورد انتقادی مثبت هیچ مغایرتی با حمایت از سندیکای شرکت واحد ندارد و ما همچنان به حمایت مان از این سندیکا ادامه خواهیم داد، این سندیکا به واسطۀ تلاش و مبارزات اعضاء و رهبران سندیکایی خود تأثیر مثبتی در روند مبارزات جنبش کارگری ایران داشته است و این مهم را ما فراموش نمی کنیم.

در این مورد همکار عزیزم، سعید افشار در این خصوص ملاحظه ای دارند که دوست دارم گوش کنم،

سعید افشار؛ خواهش می کنم، بهروز جان، همان طور که گفتی، این اولاً بازتاب وسیعی داشت و تعجب خیلی ها را برانگیخت. خیلی از فعالان حوزۀ کارگری، با گوش های تیز به این خبر گوش کردند، چی شده؟ جریان چی بوده؟ بعد در کنار این یک نامه ای منتشر می شود که؛ پرخاش می کند به منصور اسانلو و مسائلی را مطرح می کند که، گویا با خانم مریم ضیاء رابطۀ خاصی دارند، این ها همه را ما شنیدیم، این ها را به این خاطر من هم می گویم، که این ها همه حتی در سایت های امنیتی رژیم ذکر شده است.

بهروز خباز؛ بله، روزنامۀ عصر امروز به این مورد اشاره کرده؛

سعید افشار؛ و آقای منصور اسانلو هم از ایران خارج شده است، خوب، همۀ این ها در هاله ای ابهام است، تا زمانی که منصور اسانلو در این مورد حرف نزده باشه، نمی شود نظر قطعی داد. چند نکته را می خواستم بگویم، یکی این که؛ قطعاً این حق اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد است که، کسی را انتخاب و یا خلع بکنند، هر زمان که باشد، از جمله، منصور اسانلو را هر کسی که می خواهد باشد، این حق آن ها است. دوم این که؛ خطاب نامه ای را که نوشته اند، بیش از این که و پیش از این که به اعضای سندیکا باشد، فرستاده اند به اعضای جهانی حمل و نقل، خوب آن ها این وسط چه کاره اند؟ شما می توانید حداکثر به آنان اطلاع دهید، سوم این که؛ خواسته اند که، به منصور اسانلو کمک نشود، منصور اسانلو، به هر حال در دوره ای رهبر این سندیکا بوده است، در یکی از مهم ترین فرازهای جنبش کارگری ایران، او نقش برجسته ای داشته است، نمی شود که به سادگی از کنار این گذشت، و چرا باید به او کمک نشود؟ به نظر می رسد، با یک نوع خشمی همراه است، که، نه ناشی از ساز و کار دمکراتیک درون سندیکا، بلکه، جاهای دیگر است! مثلاً آغشته به همان مسائلی که گفتم، مثلاً مسائل ناموسی و این ها شاید دخالت داشته است. البته ما نمی دانیم، باید منتظر اظهار نظر آقای اسانلو بود، ببینیم ایشان چه می گویند. و بعد اشاره کرده اند به تخلفات، معلوم نیست تخلفات چیست؟ در کدام جلسه؟ نهاد بزرگی مثل سندیکای شرکت واحد که تأثیر عمیقی روی جنبش کارگری ایران گذاشته است، متأثر شده، تأثیر گذاشته، نقش خود منصور اسانلو، جای ابراز نظر او این جا خالی است به نظر من، به این خاطر خیلی از فعالان کارگری بی صبرانه منتظرند ببینند جریان چیست؟ و به کجا خواهد انجامید، حق شان هم هست که بدانند، با توجه به وزن و بافت خود سندیکای شرکت واحد. این ها من خواستم همان طور که گفتی، من دیدم در این فضایی این که بازتابش در میان فعالان کارگری، در خبرها است، خواستم اشاره بکنم، الان من دیدم تو خودت با آقای محمود صالحی صحبت کردی، نظر ایشان را پرسیدی، که حالا پخش می کنیم، با خانم فرخنده آشنا صحبت خواهی کرد، حتماً نظرات ایشان هم جالب است و می شود در آینده به نظر من نظرات دیگر فعالان کارگری، آگاهان و پژوهش گران مسائل کارگری را که در ایران هستند، با آن ها تماس گرفت و پرسید، من منظورم این است که، ببینید؛ خود سندیکای کارگران شرکت واحد، با رنج و درد و تلاش کارگران ایجاد شده است، نباید گذاشت این اختلافات این سندیکا را از هم بپاشاند، نگهداری آن مهم است،  و بعد یک نوع فرهنگ را ایجاد بکنیم و در عین حال نقد کنیم، یعنی مثلاٌ این چه اطلاعیه ای است که داده اید؟ هیچ چیزی که روشن که نیست؟ خوب راجع به آن حرف بزنید، اطلاعیه خطاب به کیست؟

بهروز خباز؛ بیشتر این نکاتی که به طور کلی تو به درستی روی آن انگشت گذاشتی مهم هستند، من دیشب با یکی از فعالین کارگری در ایران صحبت می کردم، او می گفت؛ اولین سؤال من این است که، چرا، این تخلفات و برکناری بعد ازخروج اسانلو از کشور مطرح می شود؟ آیا به نظر نمی آید که این یک جور انتقام گیری از شخص اسانلو باشد؟ دیگر این که؛ چرا سندیکا نگاهش رو به بدنه نیست، و نگاهش به بالا است، مخاطبش در مرحلۀ اول خود اعضای سندیکا باید باشد نه دیگران، دیگر این که؛ بخش آزار دهنده همان است که می گویید حمایت نکنند، ممکن است فردایی این دوستان به این ابهام این طوری پاسخ بدهند، که؛ ما منظورمان این بوده است که، هرکس که از کشور خارج می شود و به هر حال پناهنده می شود یا اقامت دائم می گیرد، او دیگر نمی تواند عضو سندیکا باشد، در هر تشکلی، گروهای کارگری این در اساسنامۀ شان هست که، به هر حال در حوزۀ جغرافیایی ایران فعالیت می کنند، خوب این ها را دوستان سندیکا پاسخ بدهند؟ این ها مهم هستند، من در این ارتباط همان طور که گفتی، پیش تر با آقای محمود صالحی گفت و گویی انجام داده ام که این گفت و گو را با هم می شنویم؛

محمود صالحی : چند روز پیش سندیکای کارگران شرکت واحد تهران طی اطلاعیه ای از برکناری منصور اسانلو از ریاست این هیئت مدیره خبر داد. به نظر من این عزل و انتخاب هائی که با نیروی خود کارگران تشکیل شده باشد یک امر طبیعی می باشد و دور از انتظار نیست چون اعضائی که در مجمع عمومی برای هیئت مدیره و بازرسان انتخاب می شوند بعد از مجمع عمومی در اولین جلسه می توانند رئیس و یا نائب رئیس را در میان منتخبان انتخاب کنند و همچنین می توانند با اکثریت آرا رئیس و یا نائب رئیس را عزل و به جای آنها کسان دیگری را انتخاب کنند.

اما براساس سوابق جنبش کارگری و مبارزاتی وقتی کسی را از ریاست عزل می کنند باید با این شیوه که سندیکای شرکت واحد اطلاعیه داده است برخورد نمی کنند، من بعنوان یک کارگر که در سال های گذشته با این عزل و انتخاب ها آشنائی دارم هیچ وقت این گونه برخوردها را ندیده ام و نشنیده ام که بعد از اینکه یک نفر را عزل کردند به آینده آن شخص هم تعرض کنند و از تشکلها و نهادهای کارگری درخواست کنند که هیچ گونه کمکی به آن شخص که خود را از آن همه فشار جسمی و روحی نجات داده است نکنند.

به نظر من سندیکای شرکت واحد آزاد هستند که هر کسی را به ریاست آن تشکل انتخاب و یا عزل کنند اما آزاد نیستند که به حقوق انسانی که در سنوات گذشته با آنان کار کرده است و برای جنبش کارگری زحمات کشیده است و به خاطر این جنبش به زندان رفته و از طرف مسئولان خانه کارگر به او حمله شده است و زمانی می خواستند زبان او را ببرند این چنین برخورد کنند، خوب این یک چیز طبیعی است که هر کسی در هر تشکیلاتی که باشد تا زمانی که می تواند خود را با آن تشکیلات تداعی کند که در آن تشکیلات عضو باشد به نظر من اعضای هیئت مدیره شرکت واحد عزل آقای اسانلو و انتخاب شخص دیگری را باید به استحضار جنبش کارگری می رساندند و از آقای اسانلو برای فعالیت هایی که در سنوات گذشته داشته است تشکر می کردند که این حرکت هم به نفع جنبش کارگری بود و هم به نفع سندیکای شرکت واحد که در همان جایگاهی که قرار داشت امکان می گردید.

بهروز خباز : در ارتباط با این اطلاعیه گفته شده است بنا به تخلفات متعدد که هیچ اشاره ای به آن تخلفات هم نکرده است اما یک اطلاعیه ای با امضای جمعی از فعالین کارگری و سندیکائی منتشر شده است و در جاهای مختلف و سایتهای مختلف داده شده، در این اطلاعیه مستقیما به زندگی خصوصی آقای اسانلو و مسائل غیر اخلاقی و غیره اشاره کرده است. به نظر شما آیا یک سندیکا و یک تشکل کارگری و همکاران شان واقعا این اجازه را دارند که به زندگی خصوصی افراد دخالتی داشته باشند و به این دلیل بیایند و عزل یک عضو و یک رئیس هیئت مدیره ای را خواهان باشند ؟

محمود صالحی : به نظر من دخالت کردن در زندگی خصوصی دیگران جرم است و این طبیعی است، من خودم به این اعتقاد دارم که هرگونه دخالت کردن در زندگی خصوصی دیگران جرم محسوب می شود اما در رابطه با جنبش کارگری من الان نمی توانم تشخیص بدهم که آیا تخلفاتی که آقای اسانلو به طور متعدد تا به امروز کرده چه چیزهائی هستند و من نمی توانم در این رابطه نظر بدهم, این دست خود هیئت مدیره است که هر کسی که دلشان می خواهد یا هر چیزی که منتشر می کنند آنها آزاد هستند، به خاطر اینکه من در آن هیئت مدیره بودم و نه عضو آن سندیکا هستم که نظر بدهم ولی من تنها روی این تاکید دارم در هر تشکل و تشکیلاتی کسانی تا به امروز عزل شده اند و کسان دیگری به جای اینهان انتخاب شده اند اما این برخوردی که در رابطه با اسانلو کردند به نظر من منصفانه نبود، فقط نظر من این و من دخالت در امر تشکیلاتی که عضوش نیستم نمی کنم یا هئت مدیره اش نیستم و به نظر من بی جا است و هیچ کسی هم نمی تواند در این رابطه دخالت کند.

اما تنها حرف من به عنوان یک کارگر این است که این برخورد را نباید می کردند او را عزل کنند و کس دیگری را جای ایشان بگذارند و استحضار جنبش کارگری جهان هم برسانند که آقای فلان را عذل کردیم و کس دیگری را جای ایشان گذاشتیم، این حق طبیعی است و هیچ مشکلی نیست و همه با آن موافق هستیم اما در رابطه که تخلفات متعدد! من روی این صحبت دارم! خوب کرده او را عزل کنید و به خاطر این عزلش کردید ولی از تشکلها و سندیکاها و مجامع بین المللی درخواست کنید که هیچ گونه کمکی به ایشان نکنند این کمی سنگین است برای یک تشکل که اینچنین بیانه را بدهد برای یک کسی که در سنوات گذشته با آنها کار کرده است و با آنها فعالیت کرده است پنج سال زندان کشید، این برای ایشان سنگین است، واقعاً نباید این کار را می کردند و مسئله من این است.

بهروز خباز : جهت اطلاع شنوندگان عزیز، من در صحبت هایم گفتم که در آن بیانیه به مسائل غیر اخلاقی اشاره شده بود برای اینکه اشتباه نشود من منظورم از زبان نویسندگان آن بیانیه بود وگرنه من هم مثل شما آقای صالحی معتقدم , زندگی خصوصی افراد به خودشان مربوط است درست یا غلط هر چیزی که هست خودشان در مورد زندگیشان تصمیم می گیرند، زن و مرد مستقلاً ؛ زنها خود مستقلاً می توانند تصمیم بگیرند و باید این کار را بکنند و مردها هم همینطور، بنابراین این اتفاقی که افتاده است عواطف و احساسات پاک فعالین کارگری در ایران و خارج از کشور را جریحه دار کرده، من بسیار از شما سپاس گذارم آقای محمود صالحی.

محمود صالحی : من در پایان می خواستم چیزی عرض کنم رو به آقای اسانلو، من به عنوان یک کارگر با نیکی به گذشته منصور اسانلو یاد میکنم و امیدوارم هر کجا که باشد سربلند و سرفراز باشد، منصور عزیز من آن روزها را به یاد می آورم که شما همراه دوستان کارگر ات به سقز آمده بودید و ده ها نوشته کارگری همراه خود آورده بودید . باید اعتراف کنم که شما ما را سرفراز کردید و روحیه ما را نسبت به جنبش کارگری در آن زمان تقویت کردید، همان روزهایی که خیلی ها نام فعال کارگری را به یدک میکشیدند جرأت نداشتند به شهر سقز بیایند و زمانی که از آنها دعوت می کردیم با هزار بهانه توجیه میکردند که وقت ندارند، من یک بار دیگر دست شما را می فشارم. زنده و سربلند باشید.

بهروز خباز: زنده باشید آقای صالحی.

در این زمینه گفتگوی دیگری داریم با فعال کارگری خانم فرخنده آشنا، با سلام خدمت شما خانم آشنا.

فرخنده آشنا : من هم سلام دارم خدمت شما و همچنین شنوندگان عزیز ولی نمیدانم در این زمان کوتاه چه صحبتی را می شود کرد ؟

بهروز خباز: امیدوارم بتوانید صحبتهای تان را در همین دقایقی که 10 دقیقه مانده به پایان برنامه ارائه بدهید، نظر شما در رابطه با این اطلاعیه و مجموعه این اتفاقات می شنویم.

فرخنده آشنا: در رابطه با اطلاعیه برکناری اسانلو واقعیت این است که نامفهوم و ناروشن است و به مسائلی اشاره شده که دارای بار و مفهوم سیاسی بسیار سنگینی است و مسئولیت بسیار سنگین تری را متوجه صادرکنندگان این اطلاعیه میکند و بخاطر عدم شفافیت و روشنگری در رابطه با این اطلاعیه طبیعتاً من می خواهم محتاطانه صحبت کنم و بیشتر از اینکه بخواهم نظرم را بدهم می خواهم سوالاتی را طرح بکنم که در رابطه با این اطلاعیه پیش آمده است، راستش به عنوان کسی که سالها کار کردم و در کنار شادی ها و غمهای جنبش کارگری بودم باید بگویم که بعد از خواندن این اطلاعیه؛ اطلاعیه اعضاء سندیکا بر علیه یکی از اعضاء، واقعاً متاثر و اندوهگین و بعد از آن هم خوب طبیعتاً این سوال به ذهن خیلی از کسانی که دستی بر آتش زدند در رابطه با جنبش کارگری, هجوم می آورد اینکه اشاره این اطلاعیه به انجام تخلفات متعدد چه بوده؟ تخلفات چه بوده؟ کدام تعهد را به آن پایبند نبوده است؟ به کدام هشدارها عمل نکرده است؟ هشدارها در چه موردی بوده است؟ آیا اسانلو پایبندی به اهداف و اصول سندیکا را زیر پا گذاشته است ؟ قوانین اساسنامه ای تشکل را نادیده گرفته است؟ و در حالت بدبینانه تر این است که می شود تخلفات متعدد را اینگونه هم روش فکر کرد که اسانلو به منافع طبقه اش پشت کرده است و دست به سازش با سرمایه داری زده است و یا اینکه اهداف و آرمان سندیکا پشت کرده است، منافع شخصی اش را ارجحیت داده به منافع جمعی و طبقاتی و به هرحال اساسا خطاب این اطلاعیه رو به بدنه سندیکا یعنی کارگران شرکت واحد است که اسانلو نماینده آنها در هیئت مدیره سندیکا بوده است و این قضیه صورت نگرفته و رو به اتحادیه ها گفته شده و این یک مسئله را نشان میدهد که هیئت مدیره در واقع گویا که مدتها است که از بدنه خودش فاصله گرفته است، این نشان دهنده این مسئله است، ابتدا طبیعی بود که این معضلی که مربوط به همه طبقه کارگر است و این بحرانی که سندیکای شرکت واحد امروز به آن دچار شده اول رو به بدنه باید صحبت بکند اول رو به کسانی که اسانلو را به عنوان نماینده انتخاب کرده اند و می خواهند عزل اش بکنند روشنگری کنند و شفاف سازی بکند و اطلاعیه را رو به آنها بدهد و این یک مسئله است و اینکه واقعاً باید روشنگری کرد این وظیفه است و این خواست ما است که کسانی که این اطلاعیه را صادر کرده اند روشنگری بکنند و شفاف سازی بکنند چرا که ما در عصری زندگی میکنیم ردوبدل اطلاعات آزاد خیلی نقش دارد در اینکه ما بتوانیم درست مسائل را تشخیص بدهیم و عینی و مادی ببینیم و بتوانیم به قضاوت های عادلانه ای هم دست پیدا بکنیم. من اصلا شخصا این بحرانی که پیش آمده در رابطه با یک تشکل کارگری و اصلا در محدوده سندیکای شرکت واحد نمیبینم، هر کارگری حق دارد در رابطه با آن چیزی که برداشتی که از این اطلاعیه دارد نظرش را بدهد برخورد اش را بکند و بویژه این حق اسانلو هم هست که در مورد این مسئله حق پاسخگوئی دارد و این است که به نظرم باید با این سنتهای در واقع غیر کارگری فاصله بگیریم و برویم به طرف اینکه شفاف و روشن صحبت بکنیم بخصوص که شرکت واحد میگوید که یک تشکل قانونی و علنی هست و به این هم تاکید میکند ضمن اینکه من به عنوان کسی که سالها در جریان سرکوب و خودم هم زندانی بودم این را می توانم خیلی خوب درک بکنم که در چنین شرایطی پیش برد مبارزه, ارتباط گیری و روشنگری بسیار سخت است و هزینه بالائی هم دارد ولی ما چاره ای نداریم برای اینکه بخش وسیعی از کارگر، جنبش کارگری یک جنبش اجتماعی به میدان بیاید ناچاریم هزینه این روشنگری ها و این شفاف سازی ها را بپردازیم و بخصوص که الان اسانلو در خارج کشور است و کمتر خطر آسیب از طرف رژیم میرود، بنابراین من فکر میکنم که این خیلی مهم هست و آنچه که باعث این هیاهو ها در این مسائل و در این نا مفهومی ها و نا روشنی ها برای من به عنوان یک کارگر بسیار از اهمیت برخوردار است این است که ما آن تشکل کارگری را که به عنوان خانه یک کارگر برای مبارزه هست حالا با همه ایرادهائی که دارد, اگر زیر سازی خوبی نشده اگر سقف اش زمستان چکه میکند اگر پنجره اش خراب و شکسته هست با همه اینها نباید دلیل بر این باشد که ما بگوئیم در مقابله با طوفان های سهمگین در مقابله با سرما و در مقابله با سوز و آفتاب ما نباید خانه ای داشته باشیم، این بزرگترین اشتباه و به عقب گرده است و همان چیزی است که رژیم به آن فکر می کند و هدف قرار داده است. به نظر من خود تشکل, خود سندیکا باید حفظ بشود و باید آسیب شناسی بشود باید برگردند به اینکه چه اشکالاتی بوده و چه شرایطی پیش آمده؟ چرا نتوانسته اند مکانیزم هائی را به وجود بیاورند علمی و منطقی و عینی در آن شرایط که بتوانند علیرغم تمام سرکوب های سنگین که هست اینها بتوانند ارتباط شان با بدنه قطع نشود، خرد جمعی بر سندیکا حاکم بشود. این اطلاعیه و این برخوردها نشان می دهد که سندیکا از بدنه مدتها است فاصله دارد، وقتی که سایت سندیکا ملک شخصی می شود و مدتها هیچ اخبار کارگری در آن درج نمیشود الا، الان این اطلاعیه، این نشان دهنده خیلی مسائل دردناکی است و این وظیفه فعالین کارگری است و این وظیفه دل سوزان کارگری است این بحران را به شکل درستی ارزیابی کنند و بازنگری کنند نگاه به گذشته بکنند و رفتارها را ببینند عملکرد ها را ببینند اشکال ها را ببینند و بازسازی بکنند. مبارزه این است یعنی در مبارزه آدم ها می آیند بازمی مانند از مبارزه منافع حقیر فردی شان را با بورژوازی عوض میکنند تعدادی مقاومت میکنند بر اساس منافع طبقه کارگر و می ایستند و جانشان را میدهند همه این اتفاق ها می افتد و اولین بار نیست ما شاهد این بوده ایم که چه رهبرانی بعد از سالها زندان به هرحال فاسد شدند و رفتند منافع شان را با منافع سرمایه داری گره زدند، همه اینها چیزهای جدیدی نیست ولی آن چه که خیلی مهم است و واقعاً همه این رنج ها بابت این صورت گرفته است سندیکای شرکت واحد باید با پوست و گوشت و استخوان مان و با تمام رنج ها و سرکوب ها باید تلاش کنیم که آن را احیا بکنیم و سرپا نگاه داریم و آسیب های آن را پیدا بکنیم و نقطه ضعف و قوت های آن را پیدا بکنیم و آن را تقویت بکنیم. ما برای مبارزه مان احتیاج به خانه ای داریم که درون آن سنگر بگیریم و در عین حال هم حالا هرچند که می گویند این مبارزه سندیکا صنفی هست ولی با همان مبارزه صنفی هم شما دائما باید اطلاع رسانی بکنید و دائما باید از سنت ها و ایدئولوژی سرمایه داری فاصله بگیرید تا بتوانید آن را به چالش بکشید، شما مجبور هستید درون تشکل تان که می خواهید مبارزه اجتماعی بکنید دمکراتیزه اش بکنید تا بتوانید مبارزه را خوب ببرید، شما مجبور هستید برای اینکه یک جامعه سالمی داشته باشید به خرد جمعی رجوع بکنید، شما مجبور هستید برای اینکه یک طبقه را پیش ببرید باید بتوانید بخش وسیعی از کنشگران از دورترین و نزدیکترین به آن تشکل را در سیاست گذاری ها در تعیین نقشها در سازماندهی ها شریک بکنید و سهم داشته باشند تا این چیزی که رژیم می خواهد یعنی این تشکل و مبارزه را تبدیل کند به جزیره های کوچکی که نتوانند با همدیگر ارتباط بگیرند و بمانند در این مرداب ها و بگندند با اینها باید مبارزه کرد، یعنی مبارزه فقط این نیست که به هرحال ما حقوق مان یک کمی زیاد بکنیم با ریز ریز مسائل و سنت های سرمایه داری ضد بشری ما باید مبارزه بکنیم، هر تشکّلی که می خواهد یک کار اجتماعی بکند و یک نفعی برای طبقه کارگر داشته باشد.

بهروز خباز : من بسیار از شما سپاسگزارم خان فرخنده آشنا، من امیدوارم که آقای اسانلو و خانم اسانلو مریم ضیا و همچنین دوستان عزیز سندیکای شرکت واحد بعدها هر طور که تشخیص میدهند به ابهامات موجود پاسخ بدهند.

فرخنده آشنا : در مورد خانم مریم ضیاء؛ این مسئله مرد سالارانه و مرد سالاری باز یک خانمی را این وسط دراز کرده و انگار او هیچ حق انتخاب و اختیار و حرف و اینجور چیزها ندارد و من فکر میکنم اینها مسائل حساسی است و نمی شود به آنها یک نوک زد و بخصوص من خودم سر مسائل حقوق زنان و نگاه مرد سالاران به زنان بسیار حساس هستم و لازم هست که ما بحث های بیشتری را در این مورد پیش ببریم ولی این هم یکی از آن دردهای ماست بازهم در این مورد در مورد مسئله یک زن طوری برخورد میکنند که انگاه او هیچ اختیار و انتخاب و یعنی به عنوان حق انسانی به عنوان یک انسان شناخته نمیشود، بسیار متاسفم و برایم شرم آور و خجالت آور خواهد بود که اگر متاسفانه جنبش کارگری باز هم نسبت به مسائل زنان طوری برخورد کند که آدم اشتباه بگیرد که به هرحال این جمهوری اسلامی است که دارد برخورد میکند یا یک جنبش مدعی برابری؟ سپاسگزارم از شما.

بهروز خبار : بسیار از شما ممنونم ، شنوندگان عزیز برنامه اینجا به پایان میرسد و برایتان شادی آرزو میکنم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: