حق با حسن حسام است، چپ نمی تواند حول یک حزب متحد شود! در حاشیه اختلافات درون نشست نیروهای چپ و کمونیست سعید صالحی نیا

image00

مقدمه:مصاحبه یا بهتر بگویم مناظره ای که از کاک ابراهیم و حسن حسام(1) در سایت آزادی بیان منتشر شد، پنجره ای را مقابل مشاهده گر باز کرد که چپ ایران با چه سطح از مسائل مواجه استو چگونه دارد به آن پاسخ می دهد. من در مقالات اخیرم(2و3و4و5و6) به بررسی مسئله اتحاد و تئوری اتجاد از دید کمونیزم کارگری پرداختم و مدعی شدم که کمونیزم کارگری فاقد تئوریدینامیک در موضوع اتحاد عمل است. در عین حال در نقد به بحثهای مطرح شده از سوی رفیق عزیزم، حمید تقوائی، اصول پایه ای اتحاد چپ را از دید خودم و مبنای کمونیزم کارگری ارائهدادم(2).

با دیدن مناظره کاک ابراهیم و حسن حسام متوجه شدم که دقیقا همان متدها که درون کمونیزم کارگری در حال حاضر در مقابل هم قرار گرفته، درون سایر بحشهای چپ و کمونیستهایجامعه ایران نیز مطرح است و بطور عجیبی همان دو متد اصلی یعنی «گرایش ساختن حزب بزرگ» و «گرایش ساختن کمپ چپ» را این دو رفیق هم در مناظره شان نمایندگی کردند. اگر ایندو نوع گرایش در ظرف عمومی چپ هم در مقابل هم هستند، نتیجه اش اینست که اختلاف درون کمونیستهای کارگری در موضوع اتحاد، بواقع انعکاس عمومی تری از دوراهی بزرگی استکه کلیت چپ در مقابل خودش می بیند و دیر یا زود تکلیف این دو راهی باید روشن شود و چپ ایران بطور عموم و کمونیستهای کارگری بطور اخص باید تعیین تکلیف کنند در موردش!

چرا این تعیین تکلیف لازمست؟ همانطور که در مقاله قبلی توضیح دادم (2) از این جهت که کمپ چپ لزومش به امری حیاتی دارد تبدیل می شود.جامعه ایران بدون سازماندهی کمپ چپ وساخته شدن افق سوسیالیستی ، در باتلاق نظام سرمایه چه با حضور رژیم اسلامی چه با حقنه شدن الترناتیوهای راست (ملغمه فرقه مجاهد و پهلوی چی ها و لیبرال مذهبی ها)، قروخواهد رفت. از این نقطه است که من فکر می کنم هر چه در موضوع مسئله اتحاد و ضرورتش بنویسم کم است!

از این مقدمه بگذریم ببینیم دعوای حسن حسام با کاک ابراهیم در این مناظره روی چه محورهائی است؟

(1)آیا چپ را می شود در یک حزب متمرکز کرد؟

کاک ابراهیم با یک فرمولبندی ساده شده مدعی است که » چون کمونیزم علمی است و چون علم همه جا یکی است پس کمونیزم همه جا یکی است پس یک حزب باید ساخته شود!» لذاایشان در نشست اتحاد چپ شرکت می کند تا حزب واحد بزرگ بسازد و نا امید می شود که نشده! فکر می کند این نشست هم شکست خورده! «بجائی نرسیده»!

حسن حسام از سوی دیگر، چپ را یک طیف می بیند و کمونیزم را هم روایتهائی می بیند که نمایندگی می کنند از قشرهای مختلف.حتی طبقه کارگر هم سیاست واحدی ندارد و گرایشات کاملا متفاوت تا متضادی درش هست. از این نفطه ، حسن حسام نتیجه می گیرد که تلاش برای یکی کردن و تحزب بزرگ تلاشی عبث و غیر عینی است. باید کمپ چپ و قطب چپ را سازمان دارد.حول خواستهای مشترک . که عبارتند از خواست سوسیالیزم بعنوان راه حل بلافصل وضع موجود در مقابل تمامی الترناتیوهای اسلامی و غیر اسلامی راست. در عین حال حسن حسام بدرستی تاکید دارد که همین نشستها و تشکلهای فراسازمانی بهترین بستر است که در آتی گرایشات نزدیک به تشکلهای سیاسی بزرگتر هم ارتقاع پیدا کنند.بواقع ایننهاد فراسازمانی و حزبی خودش می تواند بستر اتجادهای استراتژیکتر باشد .

من کاملا با جسن حسام موافق هستم. فکر می کنم که بستر تشکیل نشستهای چپ برای سازماندهی کمپ و قطب چپ جامعه هم اکنون بسیار فراهمتر است. تجربه چپ ایران به حد کافی عمیق شده و نیاز زمانه هم بستر مادیش را تقویت کرده که دیگر کسی اگر به مسئله اتجاد فکر نکند واقعا عقب افتاده از نیاز زمانه و چاره ای ندارد جز اینکه به موضوع تغییر تبدیلشود!

با جسن حسام موافقم که ساختن حزب بزرگتر به عنوان هدف اولیه چپ ، نه تنها ناممکنست بلکه به درگیریهای بیشتر و قطب بندیهای وسیعتر می انجامد.فضا را برای همکاریهای ممکن می بندد. حتی وقتی روی کاغذ سازمانها و احزاب یک حرف می زنند وقتی روبروی هم می نشینند ، روانشناسی دیگری همه امکانات اتحادحزبی را سد می کند!

(2)آیا پروژه ساخته شدن کمپ و افق چپ و تشکیل سازمان فراسازمانی یک تاکتیک است یا یک استراتژی؟

با حسن حسام موافقم که این پروژه سازماندهی موضوعی چپ و کمونیزم را باید یک استراتژی دانست.او بدرستی تاکیید کرد که تلاشهائی این چنین مدتهاست در حال انجام است و اتفاقاموفقیت تا کنونیش دلیل امکان تحقق بیشترش در حال حاضر است.

باید کمونیستها به یک کانسنسوس عمومی برسند.این کار می برد.فرهنگی بسیار بالاتر طلب می کند. قد و قواره های تا کنونی حزب سازی و سازمانسازی برای رفتن دنبال این پروژه کافی نیست.کالیبرهای دیگری لازم دارد. پروژه ایجاد کمپ کمونیستی و چپ ف به معنی بستن احزاب تا کنونی یا کوتاه آمدن از مواضع مشخص سیاسی نیست.اتفاقا ضامن حفظ همهاون مواضع و برنامه های متفاوت است. اتفاقا بستر رقابت رفیقانه و اجتماعی را ایجاد می کند .رقابت بر سر پاسخ دهی بهتر و دقیقتر به نیازهای مشخص جامعه. رهبران و فعالین چپ و کمونیست را در کنار هم در مناظره ها و دیالوگها به جلوی جامعه می کشد و این امکان را بهتر فرا هم می کند که جامعه بین اینها بازهم بهتر مقایسه کند و ببیند کدام اینها ضرورت زمانه راعمیقتر فهمیده و پاسخهای بهتری دارد.

سازماندهی نهاد فراسازمانی چپ و کمونیست همانطور که حسن حسام اشاره کرد، از نان شب واجبتر است. تضادهای درونی جامعه ایران از یکسو و بحران سرمایه داری و رژیم اسلامی ازسوی دیگر، امکان مانور را هر روز کمتر می کند برای اسلامیها و لذا چرخشهای ناگهانی قدرت در بالا امکانش بیشتر می شود.چپ جامعه براحتی می تواند از وقایع عقب بیفتد و کلاه بزرگی هم سر خودش برود و هم سرجامعه!

از سوی دیگر، حتی بعد از سرنگونی رژیم اسلامی هم فطب چپ جامعه را باید سازمان داد خصوصا کمونیزمی که بتواند بیرون از قدرت متمرکز سیاسی (هر که باشد) از خواستهای مردمبطور مستقل دفاع کند. در بهترین سوسیالیزمها هم قطب کمونیستی بیرون قدرت لازمست. بیرون قدرت حاکم همیشه باید نقطه ایستادن کمونیستها باشد حتی اگر درون قدرت شریکند! لذا من این ساخته شدن سنت کمپ چپ را حتی محدود به امر سرنگونی رژیم اسلامی و شروع حکومت سوسیالیستی هم نمی دانم.چرا تاریخ را خوب فهمیده ام و دیده ام چگونهحکومتهای سوسیالیستی هم بدون قطب چپ داخل جامعه به دیکتاتوریهای سرمایه داری تنزل کرده اند!

(3)علامتی بر بلوغ کمونیزم و چپ

بعنوان یک فعال کمونیست کارگری ، وقتی بحثهای حسن حسام را که از اعضای کمیته مرکزی راه کارگر است دنبال کردم به شوق آمدم ! چرا؟ چون عموما بحثهای من بود.مدعی هستماگر منصور حکمت زنده بود از این صحبتها و این متد دیدن و این سطح مسئولیت استقبال می کرد.از دید من چیزی بسیار عمیق درون چپ و کمونیزم ایران وزنه را به نفع آمال منصور حکمت وسوسیالیزم خواهی تغییر داده.افق بسیار جالبی برای همکاریهای وسیعتر در میان کمونیستهای ایران فراهم شده.باید همان هوشیاری و لحظه شناسی که منصور حکمت داشت، ما هم نشان دهیم.

نشستهای سازمانها و احزاب کمونیست و چپ ایران ادامه خواهد داشت.من از صمیم قلب به این عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم بتوانم با ایشان همکاری کنم.همه عزیزان فعال کمونیست کارگری را هم به نشستن در این جلسات و ارائه پیشنهادات برای بهبود کیفیت کار مشترکی که وظیفه مبرم همه ماست دعوت می کنم.

کمونیزم و سوسیالیزم را نمی توان با یک حزب ساخت! جنبش سوسیالیستی از تجمع جویبارهای کوچکتر ساخته می شود.هنر کمونیستهای کارگری باید این باشد که در شکل دهی اینحرکت فراسازمانی شرکت فعال داشته باشند.راه اینست.دیر و زود دارد اما سوخت و سوز؟ هرگز!

 زمان را دریابیم که در مقابلش پاسخگوئیم!

منابع دیگر:

 

(1)مصاحبه با کاک ابراهیم و حسن حسام در خصوص نشستهای نیروهای چپ و کمونیست

http://www.azadi-b.com/J/2013/03/post_550.html

(2)سعید صالحی نیا:نیاز مبرم به تئوری دینامیک اتحاد در میان صفوف کمونیستهای کارگری

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=39495

(3)سعید صالحی نیا: “افتاب آمد دلیل آفتاب”

http://www.azadi-b.com/G/2013/02/post_468.html

(4) سعید صالحی نیا: در حمایت تلاش مداوم برای ایجاد وحدت در قطب چپ

http://rowzane.com/index.php/articles-archiev/80-saeed-salehi/10718-b.html

(5)سعید صالحی نیا: در حمایت از دومین نشست احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست:

http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=39245

(6)سعید صالحی نیا: چه نوع اتحادی در چپ ، واقعی و عملی است؟ در حاشیه بحثهای رفقا مجید حسینی و بابک یزدی در حمایت از “تشکیل حزب بزرگ”

http://rowzane.com/articles-archiev/80-saeed-salehi/11949-b.html

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: