در سوگ «کرامت » آخرین قهرمان بی‌جان من! خشایار مصطفوی

خبر کوتاه است. "قتل و شکنجه‌ی کرامت الله زارعیان جهرمی"  زیر شکنجه قطع نخاع شده و جسدش چهار روز تمام در آب جوش وان حمام پوسیده.

خبر کوتاه است. «قتل و شکنجه‌ی کرامت الله زارعیان جهرمی» زیر شکنجه قطع نخاع شده و جسدش چهار روز تمام در آب جوش وان حمام پوسیده.

کرامت را از دانشکده‌ی هنرهای زیبا می‌شناختم. دانشجوی طراحی صنعتی ورودی سال 82 بود. پسری درشت اندام، سیه چرده و همیشه خندان. آن اوایل یکی دو باری را روی آن پله‌های معروف هنرهای زیبا دیده بودم‌اش که نشسته بود و تنهایی سیگاری دود می‌کرد. شاید اولین بار از او فندک خواسته بودم یا سیگار، حالا چه فرق می‌کند. خوب یادم است نشستیم روی پله‌ها و تمام مدت سیگار کشیدن با هم حرف نزدیم. بعد که می‌خواستم بلند شوم به شوخی به او گفتم شبیه بازیگر فیلم گوست‌داگ جارموش است و بعد با خوشحالی گفته بود: کدومشون اون سیاهه؟ خندیده بود و با همان خنده‌ی کوتاه هم می‌شد فهمید که معصومیتی کودکانه پشت آن صورت غمگین و اندام درشت است.

دفعات بعد با هم حرف‌هایی در مورد هوا، ترافیک یا شهرش جهرم زده بودیم تا به تدریج حرف‌هایمان به علاقه‌اش یعنی فیلم و سینما کشیده بود. چند تایی هم فیلم رد و بدل کردیم، «دره‌ی من چه سرسبز بود» جان فورد و » این دنیای شگفت انگیز» کاپرا. ادامه مطلب

ادامه مطلب در وبلاگ خشاریار

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: