برج آزادی دچار ترک خوردگی و نم زدگی شده است

n00038616-bايسنا :برج آزادی به گريه افتاد اينجا ميدان آزادی در تهران است، برج آزادی و مجموعه‌ی فرهنگی – هنری آزادی. وارد ساختمان که شدم، شنيدم يکی مي‌گفت «اينجا سمبل ايران است مثل برج ايفل که سمبل فرانسه است»؛ اما بعيد است که سمبل‌ها در کشورهای ديگر هم با يک باران چکه کنند. به گزارش خبرنگار سرويس ميراث فرهنگی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، برج آزادی که نمادی برای شهر تهران و کشور ايران است از چند طبقه و فضايی در زير زمين ساخته و در سال 1350 افتتاح شده است. استخوان‌بندی اصلی اين بنا از بتن مسلح است و در ساخت آن از مصالح ايرانی استفاده شده است.

اين روزها که سال‌ها از ساخت اين برج مي‌گذرد و مصالح آن فرسوده شده‌اند،‌ شاهد چکه کردن آب از سقف بخش‌های مختلف و پوسته شدن ديواره‌ها هستيم، هرچند برخی کارشناسان دليل اين مشکلات را چيز ديگری مي‌دانند.

يکی از اين کارشناسان که سال‌هاست در اين مجموعه فعاليت‌ مي‌کند،‌ به خبرنگار ايسنا گفت: دو سال پيش، شهرداری اينجا را بازسازی کرد و سيستم‌های زه‌کشی که در بخش‌های مختلف مجموعه تعبيه شده بودند، از بين رفتند و حالا با کوچک‌ترين بارشي، مشخص نيست آب باران به کجا بايد برود. حتا قبلا از پله‌های ورودی هم آب به پايين نمي‌آمد، چون سيستمی آنجا وجود داشت که آب را به داخل زمين مي‌کشيد، ولی حالا آن سيستم‌ها از بين رفته‌اند و جای آن‌ها سنگ گذاشته شده است.

او همچنين ادامه داد: اين برج و تمام بخش‌های آن، سال‌ها به همين شکل پابرجا بود و آب باران از جايی چکه نمي‌کرد؛ ولی گفتند سنگ‌ها و مصالح، قديمی شده و در حال تخريب‌اند و بايد تعويض شوند؛ اما به‌نظر مي‌رسد مصالح با کيفيت پايين را جايگزين مصالح درجه‌ی يک برج آزادی کردند.

وی با اشاره به اين‌که اين مکان اصلا موزه نيست در صورتی که در گذشته، کاربری موزه داشته است و اشيای قديمی يا قرآن‌هايی نفيس با قدمت 900 سال هم در اينجا نمايش داده مي‌شد، اظهار کرد: در حال حاضر اين مجموعه‌ی فرهنگی – هنری در اختيار وزارت ارشاد است و بحث‌هايی هم وجود دارد که به سازمان ميراث فرهنگی يا شهرداری واگذار شود.

پس از صحبت‌های او و تأکيدش بر اين‌که در طبقات بالا قبلا اصلا آبی چکه نمي‌کرد، ولی حالا بايد وضعيت را خودتان ببينيد، سريع‌تر از موزه‌ی سنگ و گوهر «دريای نور» که ويترين‌های متعددی حاوی سنگ‌های قديمی و زينتی دنيا و جهان داشت، گذشتم تا به طبقات بالا برسم. برای اين کار بايد از آسانسوری استفاده مي‌کردم که يک ويترين شيشه‌يی داشت، داخل آسانسور کمی عجيب بود و احساس ترس ايجاد مي‌کرد، بخصوص وقتی در طبقه‌های مياني، آسانسور حرکت نمي‌کرد، از سوی ديگر، استفاده از پله‌ها هم در آن راهروهای سنگی و باريک مخوف به نظر مي‌رسيد.

در سالن‌ها چشمم به سقف بود تا ببينم کجا چکه مي‌کند، ولی وقتی به طبقه‌ی چهارم رسيدم و بخش بالايی برج را که قسمت بادگير آن بود، ديدم چکه کردن را فراموش کردم؛ تکه‌های مختلفی از اين بخش کنده يا ريخته شده بود و در جای جای سقف هم نم‌زدگی ديده مي‌شد. همين مشکل در طبقه‌های پايين، بويژه در ديوارها و سقف راه‌پله‌ها هم وجود داشت.

البته پوسيدگی و نم‌زدگی در سقف طبقه‌ی همکف بسيار مشهود بود به‌طوری که در سالنی که مجموعه‌ی عکس‌های سريال «مختارنامه» به نمايش گذاشته شده بود، علنا آب در وسط سالن چکه مي‌کرد.

نفوذ آب به بخش‌های مختلف در ورودی مجموعه با شدت بيشتری وجود داشت؛ ولی به‌نظر مي‌رسيد نه در روزهای گذشته کاری برای آن انجام شده و نه قرار است در روزهای آينده کاری انجام شود. شايد مسئولان برج آزادی فکر مي‌کنند اين مجموعه بازديدکننده‌ی زيادی ندارد و هزينه کردن برای آن ضروری نيست.

Advertisements
نوشته شده در خبر. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: