تحليل طبقاتي؛ در پسِ زندگی روزمره خسرو صادقی بروجنی

img_t_15689کانون مدافعان حقوق کارگر:تضاد كار و سرمايه، آنتاگونيسم، گرايش نزولي نرخ سود، جهاني‌سازي، پيكار طبقاتي، پرولتاريا، نظام سرمايه‌داري، نوليبراليسم، امپرياليسم، جامعه‌ی مصرفي، مدگرايي و … .؛ در توضيح و تبيين هر يك از اين اصطلاحات مي‌توان مقالات و كتاب‌هاي متنوع و گوناگوني را نگاشت. بحث‌هاي داغ و طولاني صورت داد و تلاش كرد به واسطه‌ي آن‌ها به ذهن و آگاهي ديگران تاثير گذاشت. مي‌توان به تعبيري، كلي فلسفه بافي كرد كه كمتر كسي متوجه آن ها شود و هر بار براي توضيح هر يك از اين مقولات كلي منبع و كتاب و مقاله و … معرفي كرد. همه‌ی اين تلاش‌ها را مي توان صورت داد و نتيجه‌اي نگرفت و دست آخر به ضرب‌المثل‌‌هاي شيرين فارسي پناه برد كه: «نرود ميخ آهنين بر سنگ» و يا «تربيت نا اهل را چون گردكان بر گنبد است»!. هرگاه كه جامعه‌ي پيراموني انديشه‌اي را ثقيل و نامفهوم يافت، در آن تجديد نظر كرديم و آن گونه صحبت كرديم كه همگان را خوش بيايد و براي اكثريت قابل درك شود. بي آن كه در این اندیشه باشیم كه مي‌توان صورتِ بيان را ساده‌تر كرد نه آن كه محتواي تحليل را تقليل داد و به ساده‌انگاري درغلتيد.

تحليل طبقاتي؛ در پسِ زندگی روزمره خسرو صادقی بروجنی

خوب بنگريد چه مى كنند:
رفتارشان به چشم‌تان عادى مي‌نمايد، ناهنجارش بياييد؛
در پس كارهاى هر روزه، آن چه را كه ناموجه است كشف كنيد
در پس قاعده‌ی مسلم، نامعقول را تميز دهيد
به هر كمترين حركتي، اگر چه به ظاهر ساده باشد، بدگمان باشيد
رسم متبع را به همان عنوان نپذيريد،
ضرورت آن را جويا شويد
به التماش از شما مي‌خواهيم، در برابر حوادث روزمره نگوييد: «طبيعى است»
در عصرى كه آشقتگى فرمانروا و خون روان است،
در عصرى كه امر به آشوب مي‌كنند،
در عصرى كه خودكامگى قدرت قانون به خود مي‌گيرد،
در عصرى كه انسانيت ترك مردمى مي‌گويد …
هرگز نگوييد: «طبيعى است»،
تا هيچ چيز تغيير ناپذير شمرده نشود
شما خود ديده ايد و شنيده ايد

تضاد كار و سرمايه، آنتاگونيسم، گرايش نزولى نرخ سود، جهاني‌سازي، پيكار طبقاتي، پرولتاريا، نظام سرمايه‌داري، نوليبراليسم، امپرياليسم، جامعه‌ی مصرفي، مدگرايى و … .؛ در توضيح و تبيين هر يك از اين اصطلاحات مي‌توان مقالات و كتاب‌هاى متنوع و گوناگونى را نگاشت. بحث‌هاى داغ و طولانى صورت داد و تلاش كرد به واسطه‌ى آن‌ها به ذهن و آگاهى ديگران تاثير گذاشت. مي‌توان به تعبيري، كلى فلسفه بافى كرد كه كمتر كسى متوجه آن ها شود و هر بار براى توضيح هر يك از اين مقولات كلى منبع و كتاب و مقاله و … معرفى كرد. همه‌ی اين تلاش‌ها را مى توان صورت داد و نتيجه‌اى نگرفت و دست آخر به ضرب‌المثل‌‌هاى شيرين فارسى پناه برد كه: «نرود ميخ آهنين بر سنگ» و يا «تربيت نا اهل را چون گردكان بر گنبد است»!. يا هرگاه كه جامعه‌ى پيرامونى انديشه‌اى را ثقيل و نامفهموم يافت، در آن تجديد نظر كرد و آن گونه صحبت كرد كه همگان را خوش بيايد و براى اكثريت قابل درك شود. بى آن كه در اين انديشه باشيم كه مي‌توان صورتِ بيان را ساده‌تر كرد نه آن كه محتواى تحليل را تقليل داد و به ساده‌انگارى درغلتيد.
تضاد كار و سرمايه خودِ زندگى است و از متن واقعى آن حكايت مي‌كند. بی هيچ ارجاع و و نقل قولى از فلان انديشمند و فيلسوف سياسى آن قرن و يا قرن كنوني، در زندگى روزمره و در پس هر واقعه‌ى به ظاهر ساده و گذرايى وجود دارد كه اندك موشكافي‌اى آن را قابل درك مي‌سازد.
آن چنان ساده و قابل فهم كه نظريات و انديشه‌هاى مخالف و بديل را به راحتى به چالش مي‌كشاند. واقعيتى كه با نگاهى فارغ از ساده‌انگاري، از كنش ساده و روزمره‌اى چون يك «پاساژ گردى» نيز قابل دريافت است.
براى انسان ساده‌انديشى كه واقعيات روزمره برايش امرى طبيعى و بهنجار جلوه مي‌كند و بديلى براى آن متصور نيست، مركز خريد مجموعه‌اى شيك، زيبا و فريبنده‌اى است كه ديدن آن براى هر انسان صاحب ذوق و سليقه‌اى نوعى فراغت محسوب مي‌شود. انبوهى از كالاهاى زيبا، شيك و مارك دار. کالاهايی كه استفاده از آن‌ها به تعبير عاميانه هر فردی را «با كلاس» جلوه مي‌دهد. بنابراين همه‌ى تلاشش را خواهد كرد تا امكان برخوردارى از اين فضيلت را فراهم كند. حتى اگر شده با پرداخت نوبتى (قسطى) و يا خريد دست دوم آن‌ها.
او بايد در چرخه‌ى مدى كه پيش روي‌اش نهاده شده حرفى براى گفتن داشته باشد و خود را به خوبى عرضه كند.
اما در پس اين رويكرد ساده، رويكرد ديگرى وجود دارد كه «نمى بيند» بلكه «نگاه مي‌كند». به اين معنا كه از سطح يك ديدن معمولى فراتر مي‌رود و مناسبات و روابط مادى و ايدئولوژيك پسِ پشتِ هر پديده‌ای را بررسى مي‌كند. در چنين رويكردى سوالاتى طرح مي‌شود و در تحليل نهايى سعى مي‌گردد به آن‌ها پاسخ درست و مناسبى داده شود.
فردى كه به اين رويكرد اخير تعلق دارد در برخورد عينى با يك مركز خريد سوالاتى را براى خود مطرح مي‌سازد. از جمله:
– اين كالاها را چه كسانى و توسط چه ابزارهايى و در كجا توليد كرده‌اند؟
– كسانى كه اين كالاها را توليد كرده‌اند به چه طبقه‌اى تعلق دارند؟ و انگيزه‌‌شان برای توليد آن‌ها چه بوده است؟
– اين كالا را چه كسانى و از چه طبقاتى طراحى كرده‌اند، براى آن‌ها بازاريابى كرده‌‌اند، آن‌ها را توزيع كرده‌اند و دست آخر چه كسانى و از چه طبقاتى آن‌ها را عرضه مي‌كنند؟
– توليدكنندگان اين كالاها تا چه حد در فرايند تصميم گيرى در مورد اين كه اين كالاها چگونه، كجا، چقدر و چرا توليد شوند نقش داشته و دارند؟
– سود حاصل از توليد اين كالاها به چه ميزاتى نصيب توليدكنندگان آن‌ها مي‌شود و آيا قادر خواهند بود با آن زندگى انسانى خود با همه نيازهاى انساني‌شان را تامين كنند؟
– كيفيت كار كودكان و زنان در فرايند توليد و توزيع اين كالاهاى چگونه است؟
– اين كالاها در چه سرزمينى و با وجود چه قوانينى براى نيروى كار و محيط زيست توليد شده اند؟

پاسخ درست و دقيق به هر يک از اين سوالات به غير طبيعي‌سازی فرايند سلطه‌ای منجر خواهد شد که هدف تمامی آموزش‌های رسمی و ايدئولوژيک و تبليغات رسانه‌ها و دستگاه‌های ارتباط جمعی است. همچنين اين غيرطبيعي‌سازی اولين گام در جهت طرح ساختن يک بديل انسانی و باور به اين انديشه است که :«جهان ديگری ممکن است».

آن چه ديديد يك حادثه معمولى بود
از آن چه هر روز اتفاق مى افتد
با اين همه از شما خواهش داريم،
در پس كارهاى عادى آن چه را كه ناهنجار است بيابيد،
در پس امور هر روزه آن چه را كه ناموجه است كشف كنيد.
باش تا آن چه معمولى مى پنداريد نگرانتان كند
در لفاف رسم و قاعدهو اجحاف را بجوببد
و هر جا كه اجحافى در نظر آورديد،
درمان آن را بيابيد.
(نمانشنامه‌ى استثناء و قاعده، برتولت برشت، ترجمه ى م . الف به آذين)

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: