«دکتر مرتضوی را با صد تا مثل کانادا عوض نمي‌کنيم؛ گور پدرشان/ خود اغتشاشگران به کهريزک نفوذ کرده و آدم کشتند»

روزنامه بهار: «عبدالرضا عزيزی» رييس کميسيون اجتماعی مجلس يکی از موافقان محکم مرتضوی است. او به دليل رياست بر اين کميسيون با مرتضوی در تماس مستقيم است و در اين تماس‌ها گويا دادستان سابق تهران را چنان درک کرده که همه‌جوره از او حمايت مي‌کند. عزيزی هيچ ابايی ندارد از اينکه بگويد نامه حمايت از مرتضوی را امضا کرده و به قول خودش ليدر هم بوده. نماينده شيروان، همکارانش در مجلس را خطاب قرار مي‌دهد که همه مي‌دانستند پای نامه حمايت از مرتضوی را امضا مي‌کنند و اگر بگويند نامه‌ای را نخوانده امضا کرده‌اند «‌آي‌کيو»شان زير سوال مي‌رود. او مي‌گويد مرتضوی به پزشکی مي‌ماند که هزار عمل ختنه انجام داده و 999 نفر را درست ختنه کرده و يک نفر را نه. آن يک نفر را هم به قول خودش «فيلر» مي‌داند و خطای طبيعی. البته برای کشته‌شدگان کهريزک هم خدابيامرز مي‌فرستد. حالا آخر آذر است و مرتضوی جايی است که احمدي‌نژاد مي‌خواهد. زمان همه‌چيز را حل کرده گويا؛ کهريزک و استيضاح و صندوق و سازمان را. دست‌کم برای نمايندگان.

فکر مي‌کنيد کار درستی انجام داديد؟
چه کاري؟

پرسر و صدا‌ترين کاری که از زمان ورود به مجلس انجام داديد، چيست؟
من روحيه پر‌انرژي‌ای دارم؛ هم در حوزه انتخابی و هم در مجلس؛ ما به شدت کار مي‌کنيم.

در اين چند ماهی که به مجلس ورود پيدا کرديد چه کاری انجام داديد که باعث شده سوال‌های زيادی از شما بشود و مورد انتقاد قرار بگيريد؟
نمي‌دانم!

منظورم جمع‌آوری امضا برای حمايت از انتصاب «سعيد مرتضوی» به عنوان مديرعامل سازمان تامين اجتماعی است.
بعضي‌ها فکر مي‌کنند که ما با اين کار مورد اتهام قرار گرفتيم اما اين‌گونه نيست.

من نگفتم اتهام، گفتم سوال.
خب! حالا هرچه. فراکسيون رفاه اجتماعی مجلس اين نامه را آماده کرده و ما هم امضا کرديم.

فراکسيون رفاه اجتماعی يعنی چه کساني؟
نمايندگان مجلس.
چه کسانی عضوش هستند؟
عضو زياد دارد.

شما هم عضو هستيد؟
بله من هم عضو هستم.

خب البته شما بايد بدانيد فراکسيونی که عضو آن هستيد چند عضو دارد و رييسش چه کسی است. نامه‌های حمايت از انتصاب‌ها را مانند همين نامه حمايت از مرتضوی هم اين‌گونه بدون اطلاع دقيق امضا کرديد؟
اگر در جريان باشيد ديوان عدالت اداری کاری کرد که آقای مرتضوی از صندوق تامين‌اجتماعی عزل شود. در قبالش دولت راهی را انتخاب کرد تا مرتضوی در سمتش باقی بماند؛ دولت صندوق را تبديل به سازمان کرد.

در جريانم، يعنی تامين اجتماعی را به عنوان قبلي‌اش بازگرداند.
حالا هر چيزي؛ برگرداند و خودبه‌خود رای ديوان خنثی ‌شد چون ديگر صندوقی وجود ندارد. ديوان هم گفته مرتضوی نمي‌تواند رييس صندوق تامين شود، ولی نگفته نمي‌تواند رييس سازمان بشود.

مي‌گويند شما نفر اصلی جمع‌آوری امضا برای حمايت از مرتضوی بوديد؟
من در راس امضا‌های اين نامه محکم، درشت و شيک نوشتم: دکتر عزيزی رييس کميسيون اجتماعی.

مي‌گويند شما نفر اصلی جمع‌آوري‌کننده امضاها بوديد؛ درست است؟
من نفر اصلی نبودم، ولی به نفر اصلی تبديل شدم که اشکالی هم ندارد. من همه امضاها را جمع نکردم، ولی ليدر و رهبر جمع‌آوری امضا برای حمايت از سعيد مرتضوی به نظر مي‌آيم که اشکالی ندارد و اين را مي‌پذيرم.

شما دقيقا مي‌دانيد سعيد مرتضوی چه کسی است؟
بله! آقای دکتر مرتضوی يک جوان، انقلابی و مورد وثوق و اعتماد نظام است. زحمات زيادی برای نظام کشيده و ممکن است اشتباهاتی هم داشته باشد.

دقيقا چه زحماتی کشيده؟
کسی که ديکته ننويسد غلط هم ندارد. ايشان هم بالاخره معصوم نيستند، هيچ کدام از ما معصوم نيستيم. ممکن است اشتباهاتی داشته باشيم. متاسفانه بعضي‌ها، اشتباه‌های برخی را زير لنز دوربين بزرگ‌نمايی مي‌کنند و نور هم به آن مي‌دهند تا آن اشتباه را خيلی بزرگ نشان دهند.

پس معتقديد مخالفان ادامه حضور سعيد مرتضوی در تامين اجتماعي، به اشتباه‌های سعيد مرتضوی نور تاباندند و بزرگ‌نمايی کردند وگرنه اتفاق خاصی نيفتاده است.
البته موضوعی که در مورد آقای دکتر مرتضوی به عنوان اشتباه او اعلام مي‌شود، از نظر بعضي‌ها اشتباه است ولی از نظر بعضي‌ها اشتباهی هم اتفاق نيفتاده است.

منظورم مشخصا کهريزک است.
شما فرض کنيد مثلا الان يک گروهبانی در دورترين نقطه کشور يک اشتباهی بکند، آيا ما اين را به حساب فرمان‌نويسان کشور مي‌گذاريم؟ نمي‌گذاريم.

اما مرتضوی دادستان پايتخت ايران بوده و نه گروهبانی در يکی از دورترين نقاط کشور.
فرق نمي‌کند، مرتضوی در زمان وقايع انتخابات رياست‌جمهوری يک رايی صادر کرد. بالاخره در آن شرايط بسيار بحرانی تصميم گرفتن کار سختی بود؛ هميشه با سرعت بالا تصميم گرفتن آن هم در وضعيت قرمز کار سختی است. ايشان آن‌جا حتی اگر در اتخاذ بعضی از تصميماتش اشتباه هم کرده باشد خيلی مهم نيست؛ از نظر مديريتی ما مي‌گوييم 20 تا 30 «فيلر» طبيعی است.

و فيلر يعنی چه؟
يعنی مثلا اگر 20 تا 30 نفر از دانشجوهای يک استاد نمره قبولی نگيرند، ايراد از استاد نيست، اگر بيش از اين باشد ايراد از استاد است.

و شما مي‌گوييد مرتضوی فقط 20 تا 30درصد فيلر داشته؟
از نظر مديريتی بله. مگر در کهريزک چند نفر مردند؟ سه نفر! آن شخصی هم که فوت شده خيلی آدم محترمی بوده، پسر روح‌الامينی آدم خيلی خوبی هم بوده.

دو نفر ديگر هم محترم بودند؛ اما به قتل رسيدن آدم‌ها ربطی به محترم بودن و محترم نبودن‌شان ندارد.
بله! آن‌ها هم محترم بودند ولی فرزند آقای روح‌الامينی شناخته‌شده‌ بود. حرف من اين است که وقتی شما يک مانور انجام مي‌دهيد، بايد بپذيريد که تعدادی کشته هم مي‌دهيد. ارتش و سپاه در مانورها دو‌ درصد کشته بدهند، مي‌گويند اشکالی ندارد.

قرآن مي‌خوانيد؟
بله.
سوره بقره را چندبار خوانديد؟
زياد خواندم.

مگر در سوره بقره تاکيد نشده که حرمت خون يک انسان برابر تمام انسان‌ها است و اگر يک نفر کشته شود، انگار همه کشته شدند.
الان وقتی بان‌کي‌مون به ايران آمد به مقام معظم رهبری گفت شما تنها رهبر ايران نيستي، بلکه رهبر جهان اسلام هستي؛ من خودم با رييس مجلس سنای الجزاير در حاشيه اجلاس غيرمتعهدها ديدار داشتم، مي‌گفت حرف‌های مقام معظم رهبری برای غيرمتعهدها مرجع است. ضمن اين‌که ما به همه احترام مي‌گذاريم. اما خون سه نفر مهم است يا کل ايران و اسلام و جهان؟

اين نقل‌قول‌ها چه ربطی به سوال من دارد؟
اتفاق است ديگر! در دعوا که حلوا پخش نمي‌کنند، بعيد هم نيست همان آدم‌هايی که آمدند در خيابان و يک عده را به نام جمهوری ‌اسلامی کشتند، در زندان هم نفوذ کرده باشند و اين کارها را در کهريزک انجام داده باشند.

اين سناريويی که شما مي‌گوييد البته خيلی فضايی است. حتی اگر همين هم باشد باز هم مرجع رسمی مورد سوال قرار مي‌گيرد که چطور کسانی به داخل بازداشتگاه‌ها نفوذ کرده‌اند و آدم کشته‌اند. هرچند گزارش پزشکي‌ قانونی و گزارش سازمان قضايی نيروی مسلح گواهی مي‌دهد که به دليل تصميم غلط دادستان وقت تهران اين اتفاقات افتاده است.
حتی اگر تصميم آقای مرتضوی در مورد کهريزک غلط بوده، باز هم اشکالی ندارد.

شما قبول داريد تصميم مرتضوی برای اعزام بازداشت‌شدگان 18 تير سال 88 به کهريزک اشتباه بوده؟
من نمي‌دانم.

چطور هنوز در اين مورد به نتيجه نرسيديد اما نامه حمايت از انتصاب او را امضا کرديد؟
يک نفر وقتی اشتباهی مي‌کند شما تمام خوبي‌های او را فراموش مي‌کنيد؟ من نامه حمايت از مرتضوی را امضا کردم و گفتم دکتر مرتضوی خيلی مرد است.

چرا مرتضوی خيلی مرد است؟
هيچ‌کس جگر اين را نداشته که از دولت 35هزارميليارد تومان پول کارگران بدبخت را بگيرد. گفتيم دکتر مرتضوی 1200‌ميليارد تومان بدهی تامين اجتماعی به پزشکان، داروسازان و دندان‌پزشکان و بيمارستان‌ها پرداخت کرده، دستش درد نکند. در نتيجه پزشکان و بيمارستان‌ها به مستمري‌بگيران تامين اجتماعی خدمات خوبی ارايه مي‌دهند. آن هم در حالی که دولت با کلی بگير و ببند گفت 15درصد حقوق کارگران را اضافه مي‌کنم که هنوز همان 15درصد را نداده ولی آقای مرتضوی گفت 18درصد اضافه مي‌کنم و بلافاصله هم اين کار را کرد.

اين عملکرد ويژه از کجا آمده که توانسته در اين نقش ظاهر شود و فراتر از دولت عمل ‌کند؟
اعتماد‌به‌نفس آقا؛ اعتمادبه‌نفس.

و اين اعتماد به نفس از کجا مي‌آيد؟
مگر در همين سازمان تامين اجتماعی در دولت احمدي‌نژاد خيلي‌ها سر کار نيامدند؟ مگر آن‌ها مورد حمايت افراد قوی نبودند؟ آقای مرتضوی هم جزو آن‌هاست ولی قدرت تصميم‌گيري، توانايی و جسارت در وجودش هست.

اگر حرف شما را بپذيريم که مرتضوی دارای قدرت اعتماد به نفس و جسارت است و شما از اين موضوع حمايت کرديد، چطور تغيير نظر نمايندگان از استيضاح وزير کار به دليل انتصاب سعيد مرتضوی و بعد ماجرای حکميت در مجلس هشتم و بعد ادامه اعتراض‌ها در مجلس نهم و سرانجام حمايت از انتصاب مرتضوی را بپذيريم. اين تناقض مجلس شورای اسلامی را زير سوال مي‌برد.
همان نماينده‌هايی که متناقض تصميم گرفتند 70درصدشان برای مجلس نهم رای نياوردند.

يعنی مي‌گوييد نمايندگان مجلس نهم تکليف‌شان بهتر از نمايندگان مجلس هشتم با خودشان مشخص است؟
ما تشخيص داديم آقای دکتر مرتضوی در جايگاهی که الان هست خوب عمل مي‌کند. بعد هم ما در نامه‌ای که برای حمايت از آقای دکتر مرتضوی نوشتيم به ايشان اشاره‌ای نکرديم.

مگر مشکلی در گذشته مرتضوی هست که اشاره‌ای به او نکرديد؟
ما تشکر کرديم که دولت صندوق را تبديل به سازمان کرد و آقای مرتضوی در جايگاهش باقی ماند که بتواند خدمات بيشتری به مردم بکند. کما اين‌که شما ديديد در اين مدت کوتاه آقای دکتر مرتضوی در تامين اجتماعی چه‌کار کردند.

يعنی اگر همين طيف نمايندگان در مجلس هشتم مي‌بودند خواستار استيضاح وزير کار به دليل انتصاب مرتضوی نمي‌شدند؟
من نمي‌توانم برای ديگران تصميم بگيرم. اما بيمه کارگزاران مخابرات از سال 86 مطرح است؛ يعنی در مجلس هفتم و هشتم. بنده به عنوان رييس کميسيون اجتماعی مجلس نهم اين موضوع را مشمول ماده 233‌ آيين‌نامه مجلس کردم و فرستادم دادگاه و گفتم مجلس نهم از آن مجلس‌هايی نيست که شما بخواهيد دورش بزنيد. ما فرق داريم؛ فرق من در اين است که گفتم حتی اگر حق يک کارگر را هم در ايران پرداخت نکنيد، شما را مي‌فرستيم دادگاه و فرستاديم و اين‌ها از زماني‌که ما تحت فشار گذاشتيم‌شان، هفته‌ای سه‌ميليارد تا 9‌ميليارد تومان پرداخت کردند تا مشکلات کارگران حل شود.

پس مي‌خواهيد بگوييد عملکرد ويژه سعيد مرتضوی از زمان انتصابش به عنوان مديرعامل صندوق تامين اجتماعی و بعد سازمان تامين اجتماعی باعث شده که نماينده‌ها از آنچه شما «فيلر» و اشتباه طبيعی او مي‌دانيد، بگذرند چون ديدند که عملکردش خيلی بالاتر از اين است که به خاطر يک پرونده کهريزک که سه، چهار نفری به قول شما در آن کشته شدند، بتوانند از خير مرتضوی بگذرند.
تازه درهمان پرونده کهريزک شما اتفاق‌های مثبت را در نظر نمي‌گيريد؟

کدام اتفاق مثبت را در مورد کهريزک بايد در نظر بگيرم؟
مثل اين مي‌ماند که يک پزشک‌ که عمل ختنه انجام دهد از هزار ختنه 999 تا را درست انجام دهد و در يک مورد اشتباه کند که شما الان همان يکی را مي‌بينيد. شما بايد همه ختنه‌ها را با هم ببينيد. آقای دکتر مرتضوی آن ماجراها را مديريت کرد. تا آن‌جايی که من خبر دارم در جريان وقايع سال 88 کسانی بودند که 700‌هزارتومان برای هر 24ساعت مي‌گرفتند که فتنه کنند.

از کجا مي‌گرفتند؟
از منابع خارجی.

آن افراد از کجا مي‌آمدند؟
اين‌ها برای براندازی نظام آمده بودند.

و چطور اين 700هزار تومان به آن‌ها پرداخت مي‌شد؟
اگر پرداخت نمي‌شده پس علت اين‌که گفتند اين‌ها به خارج وصل هستند چه بوده.

پرداخت 700هزار تومان برای هر 24 ساعت به قول شما «فتنه‌گری» رقم خيلی زيادی است. يعنی اگر يک‌ميليون نفر بيايند مي‌شود روزی 700‌ميليارد تومان.
ليدرهايشان اين کار را مي‌کردند. شايد هم آن‌قدر پول داشته باشند که به همه بدهند اما خيلی از فتنه‌گران رفتند خانه‌‌شان خوابيدند و جرات نکردند ابراز وجود کنند.

و اين خوابيدن در خانه دليلش قاطعيت مرتضوی بود؟
هر چيزي، آقای مرتضوی جلوی فتنه بزرگی را گرفته است. با قاطعيتی که به خرج داد جلوی فتنه بزرگ را گرفت، چه بسا که اين‌ها آمده بودند نظام را ساقط کنند، شما اين را نمي‌بينيد؟ بعد هم اين سه نفر که در کهريزک مردند را خدا رحمت کند؛ اصلا همه مرده‌ها را خدا رحمت کند. اگر اين سه نفر در کهريزک به‌ ناحق کشته شدند، بايد حق خون‌شان پرداخت شود، ولی حرف من اين است که شما آن طرف را نمي‌بينيد، ممکن است يک اشتباهی در زندان باشد…

اما کهريزک خيلی شرايطش ويژه‌ بوده؛ خود مقام معظم رهبری دستور دادند که با مسببانش برخورد شود. حالا سوال اين است اگر سعيد مرتضوی اشتباهاتش خيلی مهم نبوده و اگر در جمع کردن وقايع سال 88 قاطعيت داشته و مدير است و مدبر و فلان و بهمان، چرا قوه‌قضاييه او را کنار گذاشت؟
متاسفانه مملکت ما همين‌طور است. يک نفر مي‌آيد خدمت مي‌کند بعد خوب که رسش را ‌کشيدند مي‌گويند بفرما برو بيرون. همين الان بعضی از اين آقايان که‌ گير داده‌اند به آقای مرتضوي، موضوع برايشان شخصی شده.

يعنی چه شخصی است؟
من استنباطم اين است که اين‌ها با اين شخص مشکل شخصی دارند، يعنی به خاطر منافع ملی نيست که دنبال برکناری آقای مرتضوی هستند. اگر دنبال منافع ملی هستند چرا از آن 99درصد عملکرد مثبت مرتضوی تشکر نمي‌کنند و آن يک‌درصد اشتباه را گنده و بزرگ مي‌کنند؟ آن يک‌درصد اشتباه را نورپردازی مي‌کنند و مي‌آورند جلوی چشم و آن 99درصد کار مثبت را کوچک مي‌کنند و مي‌برند ته.

من جواب سوالم را نگرفتم. چرا سعيد مرتضوی را که به قول شما تا اين حد منشاء خير بوده قوه‌قضاييه کنار گذاشته است؟
متاسفانه در جامعه ما يک مديرکل مي‌آيد همه را عوض مي‌کند، رييس قوه‌قضاييه هم عوض شد و خب دوست داشت با کسانی کار کند که با او هماهنگ‌تر هستند.

بحث هماهنگی نيست چون در حال حاضر سعيد مرتضوی دست‌کم متهم است، پرونده باز دارد.
متهم هست، ولی مجرم که نيست.

پرونده باز دارد و تعليق قضايی شده؟
تعليق شده باشد؛ چه اشکالی دارد. همين دکتر مرتضوی که در نجات ايران موثر بوده آيا مي‌تواند در خيابان تنهايی راه برود؟ نمي‌تواند! بايد برای او محافظ بگذارند.

مرتضوی ناجی ايران بوده؟
در نجات ايران که شريک بوده.

ايران را از دست چه کسانی نجات داده؟
در سال 88 يک عده آمدند ايران را ساقط کنند، ولايت را ساقط کنند. ما همه ولايت‌مدار هستيم، مرد کسی است که ولايت‌پذير باشد. يعنی وقتی امام گفت فرزندانم، اسلام در خطر است، بگويد چشم. الان در حکومت اسلامی آقای مرتضوی رييس‌ يک سازمان مهم شده، در راس حکومت هم ولايت قرار دارد؛ مگر ولايت خودش تشخيص نمي‌دهد. در مورد مشايی ولايت تشخيص داد و نامه نوشت که اين را بگذاريد کنار؛ ما ادعا مي‌کنيم ولايت‌مدار هستيم، واقعا ولايت اين را نمي‌بيند؟ مقام معظم رهبری اين‌جا را نمي‌بيند؟ حتما مي‌بيند. اگر معتقد بود که مرتضوی عنصر نامطلوبی است حتما مي‌گفت: اين فرد را اين‌جا نگذاريد.

دقيقا در آن نامه معروف چند نفر از مرتضوی حمايت کردند؟
164 نماينده مردم به رييس‌جمهوری نامه نوشتند و تشکر کردند از اين‌که صندوق تامين اجتماعی را به سازمان تبديل کرد. اين يعنی اين‌که آقای احمدي‌نژاد کاری کرد که آقای مرتضوی سر جايش بماند. حالا بعضي‌ها‌ گير مي‌دهند که ما از مرتضوی تشکر نکرديم که در مورد آنان بايد بگويم يا خيلی آي‌کيوی آن‌ها پايين است يا خيلی زرنگ هستند که اين حرف را مي‌زنند. من سعی کردم 99‌درصد را کنار يک‌درصد ببينم. شما الان در جنبش وال‌استريت حق را به 99درصد مي‌دهيد يا به يک‌درصد؟

اين قياس عجيبی است که شما مي‌کنيد. آن‌ها معتقد نيستند عملکرد مرتضوی خير و شرش 99 به يک است.
تمام بدبختي‌ و گرفتاری مرتضوی اين است که سه نفر در کهريزک مردند.
فقط اين نيست؛ مثلا ماجرای زهرا کاظمی هم وجود دارد. الان دولت کانادا رابطه‌اش را با جمهوری اسلامی قطع کرده. يا مثلا توقيف گسترده مطبوعات و موردهای ديگر.
گور پدر کانادا و اسراييل و آمريکا، اصلا ما يک فرد انقلابی مثل دکتر مرتضوی را با صد تا مثل کانادا و انگليس عوض نمي‌کنيم؛ گور پدرشان.

ايده حمايت نمايندگان از مرتضوی از کجا آمد؟
فراکسيون رفاه اجتماعی مجلس بررسی کرد و به اين نتيجه رسيد اين دکتر مرتضوی بي‌چاره مظلوم واقع شده، ديد که کارهای منحصربه‌فردی کرده. 35هزار‌ميليارد تومان طلب کارگران بيچاره مستضعف را از تامين اجتماعی گرفته؛ آيا اين کارها تقدير و تشکر دارد يا خير؟ 1200ميليارد تومان بدهی را پرداخت کرده، تقدير و تشکر دارد يا ندارد؟ 18درصد به حقوق کارمندانش اضافه کرده، تقدير و تشکر دارد يا ندارد؟ 190 تشکل کاری از ايشان تشکر و به ديوان عدالت اداری اعتراض کردند که چرا عليه انتصاب مرتضوی رای به برکناری صادر کرديد که ما چنين کسی را از دست بدهيم؟ فراکسيون رفاه اجتماعی هم از دولت تشکر کرد به دليل اين کار مثبتش.

در فراکسيون رفاه جلسه بررسی کرديد و به اين نتيجه رسيديد که مرتضوی مظلوم واقع شده.
بله! به صورت پراکنده جلسات زيادی برگزار کرديم. من در اولين سخنرانی ميان‌دستورم گفتم: «ای نمايندگانی که روی صندلی سبز نشسته‌ايد، مديون خون شهدا هستيد. يعنی اگر شهدا نبودند ما اين‌جا نبوديم.» البته من خودم افتخار اين را دارم که جانباز هستم؛ مديون کسانی هستيم که تلاش کردند نظام بماند.

حضرت عباسی آقای مرتضوی در سال 88 سهمی برای بقای نظام داشت يا نداشت؟

خب!
اگر اين نظام باقی نمي‌ماند، منِ دکتر عزيزی و امثال من وارد مجلس مي‌شديم؟ نمي‌آمديم. آدم بايد انصاف داشته باشد، يک مقدار کج بنشيند ولی راست قضاوت کند. خب آدم اشتباه مي‌کند بايد تذکر داد، منفي‌‌ها و مثبت‌ها را بايد با هم گفت.

بعد آن جلسه‌هايی که گفتيد در مورد مرتضوی برگزار شده نماينده‌ها را به اين نتيجه رساند که از مرتضوی حمايت کنند.
متن نامه اين است؛ آقای رييس‌جمهوری از شما ممنون هستيم که لطف کرديد و صندوق تامين اجتماعی را تبديل به سازمان کرديد. اين مفهومش چيست؟ يعنی اين‌که مرتضوی بماند سر جايش.

ولی اسم مرتضوی در نامه نبود و همين شد که برخی نمايندگان مي‌گويند از مرتضوی حمايت نکردند و امضايشان جعل شده.
نه نبود. من نماينده يا نخواندم و امضا کردم که به درد لای جرز ديوار مي‌خورم اگر نامه‌ای را نخوانده امضا کرده باشم، يا خواندم و امضا کردم و بايد پای امضايم بايستم. هدف از اين‌که صندوق به سازمان تبديل شود اين بوده که مرتضوی بماند، اگر من نماينده اين را تشخيص ندهم به چه درد مي‌خورم؟

اما تبديل صندوق تامين اجتماعی به سازمان و تغيير ساختار برای حفظ مرتضوی در سمتش يک جور دور زدن قانون توسط دولت نيست؟ ديوان عدالت اداری رای داد که مرتضوی نبايد در جايگاه رياست صندوق تامين اجتماعی باشد، بعد دولت قانون را با وضع کردن قانون دور زد.
کسی که مي‌خواهد رييس سازمان تامين اجتماعی شود چند شرط مهم دارد. اول اين‌که پنج سال سابقه مديريتی داشته باشد. دوم اين‌که مديريتش مرتبط با تحصيلاتش باشد. سوم اين‌که حداقل تحصيلاتش فوق‌ليسانس باشد. اين جزو اساسنامه صندوق بوده. دو مديرعامل پيش از آقای مرتضوی هيچ کدام شرايط کاملی نداشتند. يکی مهندس بوده که رشته‌اش نمي‌خورد به اين قضايا، يکی هم دکترا داشته ولی سابقه مديريت پنج‌ساله نداشته. کسانی که مستمري‌بگير صندوق هستند طبق قانون و اساسنامه شکايت مي‌کنند به ديوان عدالت اداری که رييسش هم آقای منتظری بوده. آقای منتظری مي‌گويد در صلاحيت ما نيست اين موضوع را بررسی کنيم اما الان ديوان عدالت اداری اين رای را صادر مي‌کند. اين يعنی زمين زدن يک مدير موفق قوی. آقای دکتر حافظی قبل از ايشان رييس صندوق بوده. ايشان دکترا داشت ولی پنج سال سابقه مديريت نداشت. آقای مهندس ذبيحی هم که مدير قبلی بود سابقه مديريت داشت ولی رشته‌اش مرتبط با اين کار نبود.

خب! مرتضوی هم نه رشته‌اش مرتبط با تامين اجتماعی است و نه حتما سابقه‌اش.
آقای مرتضوی دکترا دارد.

دکترا در چه رشته‌اي؟
حقوق.

مطمئنيد.؟
شرط مي‌بندم آقای مرتضوی دکترا دارد.

از کجا؟
نمي‌دانم، من از ايشان سوال کردم، گفت دکترا دارم.

مدرکش را ديديد؟
نه، به حرف خود ايشان اعتماد کردم. 20 سال هم سابقه مديريت دارد.

مي‌دانيد مدرک ليسانس مرتضوی چيست؟
حقوق.

فوق‌ليسانس‌شان؟
حقوق، اصلا از خودشان بپرسيد. من چه مي‌دانم.

دوست دارم بپرسم اما به مرتضوی دسترسی ندارم.

چطور مي‌شود آقای مرتضوي‌ای که شرايط احراز برای مديرعاملی صندوق تامين اجتماعی را داشته محاکمه مي‌شود، ولی ديگرانی که شرايط نداشتند محاکمه نمي‌شوند؟ اين يعنی چه؟ نمايندگان هم ديدند ايشان که تمام شرايط را دارد محاکمه شده، از رييس‌جمهوری تشکر کردند که صندوق را تبديل به سازمان کرد تا آقای دکتر مرتضوی بماند.

اگر به قول شما مرتضوی جزو ناجي‌های ايران بوده چرا امضا‌کنندگان نامه حمايت از مرتضوی مايل نيستند نام‌شان به عنوان حامی او با افتخار در تاريخ ثبت شود؟
مثلا چه کساني؟

همان 164 نماينده‌ای که مي‌گوييد نامه حمايت از مرتضوی را امضا کردند؟
من هم يکی از آن‌ها هستم، در راس هم هستم و اين را مي‌گويم؛ برويد سراغ خودشان و از آن‌ها سوال کنيد.

من از خيلي‌ها در مجلس پرسيدم اما هيچ‌کدام از نمايندگان حاضر نشدند بگويند در حمايت از مرتضوی نامه‌ای را امضا کردند. شما که آن نامه را داريد چرا اسامی را منتشر نمي‌کنيد.
لزومی ندارد. مثلا آقای روح‌الله حسينيان آدمی نيست که دروغ بگويد و مي‌گويد امضا کردم. حالا اگر مخالفان توانستند 164 امضا عليه مرتضوی جمع کنند حرف‌شان درست است. اين‌هايی که مدعی هستند اين نامه دروغ و امضا‌هايش جعلی است اگر دل و جگرش را دارند، عليه دکتر مرتضوی امضا جمع کنند.

پس چرا مي‌گويند شما امضای نمايندگان را در حمايت از مرتضوی جعل کرديد؟
چه کسی مي‌گويد؟

نمايندگانی که اعلام کردند امضاهايشان پای نامه حمايت از مرتضوی جعلی است که تعدادشان هم کم نيست.
هرکس گفته اشتباه کرده همه امضا کردند.

يعنی امضا کردند اما يکدفعه مي‌گويند چنين نامه‌ای را نديدند؛ از چه ترس دارند که نمي‌گذارند اسم‌شان منتشر شود.
يک عده فکر مي‌کنند خيلی زرنگ هستند و مي‌گويند ما قسم مي‌خوريم در حمايت از مرتضوی نامه امضا نکرديم و مخالف مرتضوی هستيم. نمايندگان مي‌گويند از رييس‌جمهوری تشکر کرديم. ‌ای آي‌کيو تو! برای چه از رييس‌جمهوری تقدير و تشکر کردی که صندوق تامين اجتماعی را سازمان کرد؟ از يک فرد با آي‌کيو 90 هم سوال کنيد، مي‌فهمد بعد چطور از يک نماينده مجلس که آي‌کيواش بالای 130 است مي‌توانيم بپذيريم.

البته اين نتيجه‌گيری در مورد آي‌کيو 130 خيلی هم علمی نيست. اما شما خودتان حاضر هستيد اسامی تعدادی از آنان را بگوييد؟
اگر اجازه دهند مي‌گوييم.

اين نامه تحويل هيات‌رييسه شده؟
نه نشده.

خب چرا با 164 امضا چرا تحويل نشده؟
صلاح ندانستند. ما همه رقم آدم داريم. يک خاطره‌ برايتان تعريف مي‌کنم. من 10‌هزار بيمار مبتلا به اعتياد درمان کردم.
بعد از اين‌که اين بيماران سم‌زدايی ‌شدند، کامل ترک نکردند. وقتی ترک کامل مي‌شود که تو تا آخر عمرت با پزشک در ارتباط باشي؛ يکی از اين بيماران مبتلا به اعتياد به من گفت مي‌شود هفته‌ای يک‌بار مصرف کنم؟ تا قبل از اين‌که من جوابش را بدهم خودش جواب خودش را داد گفت مثل حاملگی است؛ يا بايد حامله شويد يا اصلا حامله نشويد. در انتخابات هم همين‌طور است. بعضي‌ها مي‌گويند ما به شما رای مي‌دهيم ولی نمي‌توانيم به ستادت بياييم، حالا نمايندگان هم مي‌گويند ما نامه حمايت از مرتضوی را امضا مي‌کنيم ولی اسم ما را منتشر نکنيد.

يعنی اگر مرتضوی 99درصد کار مثبت کرده و يک‌درصد کار اشتباه اينهايی که مي‌گويند سابقه مرتضوی مناسب نيست ممکن است خودشان 80درصد کار مثبت کرده باشند و 20درصد اشتباه. من مي‌توانم با مدرک بگويم اگر مرتضوی يک‌بار اشتباه کرده باشد اين‌ها 20 بار اشتباه کرده‌اند.
اگر مرتضوی مورد وثوق نظام نيست چرا سه، چهار نفر اسکورت برای ايشان گذاشتند؟ حتی اگر رييس سازمان تامين اجتماعی هم نباشد سه، چهار نفر از ايشان محافظت مي‌کنند و حقوق‌شان را هم نظام پرداخت مي‌کند. شما بگوييد چرا؟

شايد چون تعداد مخالفان مرتضوی زياد است.
برای چه مخالف دارد؟ به خاطر نظام دشمن دارد. پس حتما مورد وثوق نظام است.
اگر الان وزير کار به دليل انتصاب مرتضوی استيضاح شود به نظر شما استيضاحش امضای لازم را دارد؟
اگر يک وزير خوب باشد همين وزير کار و رفاه اجتماعی است، با کدام عقل بياييم استيضاحش کنيم؟

با همان عقلی که نمايندگان شش ماه دنبال استيضاح او به دليل انتصاب مرتضوی بودند؟
من خودم در دفاع از وزير کار سخنرانی خواهم کرد.

به نظر شما استيضاح وزير کار رای مي‌آورد؟
نه.
خب آن نماينده‌هايی که دنبال استيضاح هستند سنگ روی يخ مي‌شوند.
بشوند.
مرتضوی تبديل به پاشنه آشيل احمدي‌نژاد شده؟
نه، پاشنه آشيل يعنی چه؟

يعنی نقطه ضعف مرتضوی آن‌قدر زياد است که از آن‌جا راحت به دولت انتقاد مي‌کنند.
شما خودتان مي‌دانيد کسی که مديرعامل شستا باشد خيلی آدم قوي‌ای است؛ مرتضوی زورش رسيد و مديرعامل شستا را گذاشت کنار.
مگر کنار نمي‌رفت؟

کدام رييس سازمان تامين اجتماعی تا به حال توانسته بود مديرعامل شستا را مستقيم کنار بگذارد؟و چرا مديرعامل شستا را هيچ‌کس نمي‌توانسته کنار بگذارد؟
چون به شدت از او حمايت مي‌شده، حمايتی فراتر از سازمان تامين اجتماعی. وزير کار هم توان کنار گذاشتن مدير شستا را نداشت ولی آقای مرتضوی او را کنار گذاشت.

مگر مديرعامل‌های شستا از کجا حمايت مي‌شدند؟
من نمي‌دانم.

شايد چون شستا ثروتمندترين شرکت نيمه‌دولتی است. ‌ميليارد‌ها دلار سرمايه‌ دارد. حتی مجلس هشتم ماجرای اختلاس در شستا را هم بررسی کرد.
الان که مدير شستا رفته اين موضوع هم در حال بررسی است.

و برکناری مدير شستا را هم يکی از قابليت‌های مرتضوی مي‌دانيد؟
بله! شستا زير نظر و مال سازمان تامين اجتماعی است.

آيا برای گرفتن امضای حمايت از نامه مرتضوی رايزني‌هايی از بيرون مجلس با نمايندگان شد؟
نه.

اين‌که مي‌گويند مديرکل حوزه رياست و رابط پارلمانی صندوق تامين اجتماعی برای گرفتن امضای نمايندگان با آنان رايزنی کرده و وعده و وعيدهايی داده، درست است؟
نه، گفتند بياييد امضا کنيد و آنان هم امضا کردند.

چه کسی گفت؟
اعضای فراکسيون.

نقش مديرکل حوزه رياست و رييس روابط عمومی سازمان تامين اجتماعی برای امضا گرفتن از نمايندگان چه بود؟
نمي‌دانم. آقای بخشايش اردستانی نامه را آورد و من امضا کردم.

کسانی که اعلام کردند امضای آنان جعل شده و از مرتضوی حمايت نکردند ادعا کردند سربرگ نامه‌ای که آن را امضا کردند بعدا تغيير داده شده.
اولا سربرگ آن نامه تغيير نکرد. ثانيا نماينده مجلسی که مي‌خواهد از اين مملکت دفاع کند، چطور نامه‌ای را امضا مي‌کند که سربرگ ندارد.

رييس مجلس هم گفت اگر چنين چيزی باشد، برخورد مي‌شود.
نه چنين چيزی نيست.

پس مي‌گوييد در نامه حمايت نمايندگان از مرتضوی جعلی اتفاق نيفتاده است؟
اگر يک نماينده مجلس بخواهد امضا جعل کند بايد فاتحه مجلس را خواند.

بعضي‌ها در انتقاد از مرتضوی مي‌گويند اين همه امکان مالی نبايد در اختيار او قرار گيرد.
بي‌خود مي‌گويند؛ مرتضوی تا زمانی که از نظام دفاع مي‌کرد خطرناک نبود. ديگران در راس سازمان قرار گرفتند خطرناک نبودند. مرتضوی که رييس سازمان تامين اجتماعی شد تجمع اين امکانات خطرناک شد؟

مرتضوی چه چيزی دارد که اين همه از او حمايت مي‌کنيد؟
چه کسی حمايت مي‌کند؟

شما و اين 164 نماينده‌ای که مي‌گوييد امضا‌هايشان بي‌نقص است.
يکی از خصوصيات خوب دکتر احمدي‌نژاد اين است که آدم نامردی نيست

.
من راجع به مرتضوی پرسيدم. شما البته جزو طرفداران احمدي‌نژاد نيستيد؟
نه، من در انتخابات دوره نهم به هاشمي‌رفسنجانی رای دادم. در انتخابات دوره دهم هم مشاور محسن رضايی بودم و به محسن رضايی رای دادم، اما اين را بايد بگويم که احمدي‌نژاد کسی نيست که رس يک نفر را بکشد و بعد دورش بيندازد.

ولی خيلي‌ از وزيرانش را عوض کرد که الان هم مخالفش هستند.
تشخيصش اين بوده؛ من تشخيصم اين است که هرکسی قدمی برای نظام بردارد احمدي‌نژاد آن را مي‌بيند. حالا ممکن است يک عده‌ای قسمت پر ليوان را نبينند و فقط بخش خالی آن را ببينند.

يعنی شما مي‌گوييد اگر الان احمدي‌نژاد اصرار دارد از مرتضوی حمايت کند، برای اين است که احمدي‌نژاد خدمات مرتضوی را مد نظر داشته است.
بله.

خب چه اصراری دارد که مرتضوی حتما رييس سازمان تامين اجتماعی باشد.
شرايط ايجاب کرده آقای دکتر اين‌جا باشد. آقای احمدي‌نژاد اجازه نمي‌دهد کسی در کارش دخالت کند. تشخيص داده آقای مرتضوی اين‌جا باشد و درست هم تشخيص داده. کدام رييس سازمان توانست شستا را عوض کند؟ مرد و مردانه آمد و گفت برو بيرون. کدام رييس سازمان توانست از دولت 35هزار‌ميليارد تومان پول سازمان را بگيرد؟ مرتضوی.

شما خيلی روی اين موضوع مانور مي‌دهيد که مرتضوی توانسته بدهي‌های دولت به سازمان تامين اجتماعی را وصول کند. يعنی دولت يک نفر را به تامين اجتماعی فرستاده تا حق مردم را از دولت بگيرد؟
بله، چه اشکالی دارد؟

خيلی عجيب است. دولت خودش کسی را فرستاده تا چک برگشتی تامين اجتماعی را نقد کند.
بعضی وقت‌ها بايد اين کار را کرد. خود آقای مرتضوی مي‌گفت که مدير قبل از او قانع شده بود ماليات پرداخت کند اما مرتضوی ثابت کرد پرداخت اين ماليات اشتباه است و پنج‌هزار‌ميليارد تومان به دارايي‌های مستمري‌بگيران اضافه شد و مرتضوی توانست 18درصد به حقوق‌ مستمري‌بگيران اضافه کند.

اين‌گونه که شما مي‌گوييد سعيد مرتضوی در نقش «ناجی» وارد سازمان تامين اجتماعی شده؛ دولت نمي‌توانست خودش حق و حقوقی که شما مي‌گوييد را بدهد؟
دولت تشخيص داده يک آدم دل و جگردار را آن‌جا بگذارد.

مگر خط مقدم جبهه است که مثلا مثل شما سرتاپای هيکلش پر از ترکش شود؟
فرض کن پسرت حقش را از تو بگيرد. از او خوشت نمي‌آيد؟ ماجرای آقای مرتضوی و دولت هم همين است.
من البته پسری ندارم؛ يعنی مي‌خواهيد بگوييد مرتضوی پسر دولت است؟
حالا هرچه. ماجرا اين است که يک عده نمي‌خواهند مثبت‌ها را ببينند و فقط منفي‌ها را مي‌بينند. اين‌ها ساخته شدند برای منفي‌گرايی. اگر لازم باشد من يک روزی اسم آنان را مي‌برم. من اين را مستند از زبان خود آقای مرتضوی مي‌گويم که اين‌ها مي‌خواستند در زمان حکومت جاسبی در دانشگاه آزاد جاسبی را زمين بزنند. يک آقايی را علم کرده بودند که 50 هکتار دانشگاه علوم و تحقيقات مال شخصی او است و از اين حرف‌ها اما بعدا معلوم شد آن آدم جاسوس انگليس است و زندانی شد. مرتضوی گفت عليه جاسبی رای صادر نمي‌کنم. از آن موقع از اين بيچاره کينه به دل گرفتند.
اما آنان مي‌گويند ماجرای مرتضوی و دانشگاه آزاد اين است که چون مرتضوی مدرکش را از دانشگاه آزاد گرفته…

چه کسی مي‌گويد مدرک معتبری نبوده؟
آن شخصی که شما به او انتقاد داريد عليرضا زاکانی از نمايندگان اصولگرای مجلس و رييس ستاد انتخابات اصولگرايان در مجلس نهم و دبير جمعيت ايثارگران است.
خب بيايند ايرادشان به مدرک مرتضوی را ثابت کنند. نمي‌خواهم مسائل را باز کنم. ماجرای اين‌ها با مرتضوی شخصی شده.

يک تضادی وجود دارد. شما مي‌گوييد مرتضوی از نظام دفاع کرده، اما کسانی که منتقد مرتضوی هستند مثل توکلي، نادران و زاکانی خودشان را جزو فداييان نظام مي‌دانند.
اگر اين طور باشد، من از آن‌ها فدايي‌تر هستم.

اين افرادی که خودشان را فدايی نظام مي‌دانند و اين همه فتنه فتنه مي‌کنند، درک نمي‌کنند که مرتضوی کسی بوده که توانسته جلوی اين وقايع بايستد به قول شما؟
عرض کردم بعضي‌ها نکات مثبت‌ را اصلا نمي‌بينند. منفي‌ها را نورپردازی مي‌کنند و اين دور از انصاف است که ما بياييم 999 ختنه موفق را نبينيم و يک ختنه ناموفق را ببينيم.

قبول داريد که دولت برای حفظ سعيد مرتضوی دست به تغيير قانون زده يعنی هيات دولت مصوب کرده صندوق تامين اجتماعی سازمان شود.قبلا هم سازمان بوده.
بله! اما بعد به صندوق تامين اجتماعی تغيير نام پيدا کرده است.

تامين اجتماعی نهاد مردم‌نهاد است و اساسنامه‌اش ربطی به دولت ندارد.
وقتی هيات دولت يک‌دفعه صندوق را به سازمان تبديل مي‌کند، چطور…
ان‌جي‌او است و هر کاری دلش مي‌خواهد انجام مي‌دهد.

مجلس همواره مي‌گويد که در راس امور است و زير بار بي‌قانونی نمي‌رود. آيا اين تشکر از تغيير صندوق تامين اجتماعی به سازمان نوعی تقدير از دور زدن قانون نيست؟
من خودم در برابر بي‌قانوني‌ها مي‌ايستم اما بچه مسلمان بايد زرنگ باشد و از ظرفيت‌های قانون استفاده کند؟ اين را که نمي‌گويند بي‌قانوني، اين عين قانون است.

پس دولت خيلی حرفه‌ای عمل کرده؟
از ظرفيت‌های قانونی استفاده کرده و به خاطر همين نماينده‌ها تشکر کردند.
ماجرای مرتضوی چه ماجرای پيچيده‌ای است.

اصلا هم پيچيده نيست، يک عده پيچيده‌اش مي‌کنند. اين همه در اين مملکت پست و سازمان مهم‌تر از تامين اجتماعی وجود دارد آن وقت عده‌ای به اين مرتضوی که در حال خدمت است ‌گير داده‌اند.
خب ‌گير را رفع کنند.

چطوري؟ پيشنهاد شما چيست.
مثلا شما موافقيد به اتهام‌های مرتضوی در يک دادگاه علنی رسيدگی شود؟
بله، چه اشکالی دارد. اگر لازم باشد و اگر نظام صلاح بداند چه اشکالی دارد به اين موضوع‌هايی که شما مي‌گوييد در يک دادگاه علنی رسيدگی شود.

به نظر شما صلاح است؟
من نمي‌دانم.

نظر خود مرتضوی چيست؟
من نمي‌دانم از خودش سوال کنيد.

ما به او دسترسی نداريم؛ کلا دسترسی به مرتضوی مشکل است.
خب محافظ شخصی دارد، احتياط مي‌کنند چون از کجا معلوم ترورش نکنند.

حالا که شما مقابل من نشسته‌ايد و خطر ترور را هم احساس نمي‌کنيد پاسخ بدهيد که چرا مرتضوی را به صورت علنی دادگاهی نمي‌کنند؟
من نمي‌دانم، از قوه‌قضاييه سوال کنيد.

حالا اگر يک روز دادگاهی برگزار شد و برای سعيد مرتضوی حکم صادر شد شما باز هم موافقيد که در صدر سازمان تامين اجتماعی بماند؟
خير. اما الان که مجرم نيست متهم است. اما کسی که محکوم شد بايد برود محکوميتش را بگذراند.

آن موقع از دولت نمي‌پرسيد که چرا برای کسی که محکوم شده قانون را تغيير داديد تا سمتش حفظ شود؟
نبايد قصاص قبل از جنايت کرد.

شما به عنوان يک نماينده وظيفه‌تان احقاق حقوق مردم است. اگر به اين نتيجه مي‌رسيديد که مرتضوی مجرم است بازهم از او حمايت مي‌کرديد.
اولا که ثابت نشده که مجرم است، اگر هم ايشان مجرم باشد هنوز حکمی صادر نشده.
شايد هيچ‌وقت صادر نشود.
اگر صادر نشد که هيچ.

شما مي‌خواهيد بگوييد اگر مرتضوی متهم به نقش‌آفرينی در کهريزک هم شده چون نظام را حفظ کرده بايد بماند.
بله!

پس قانون تکليفش چيست؟
اگر قانون تشخيص داد که ايشان مجرم است مجازاتش را بايد تحمل کند. اگر جرم آقای مرتضوی ثابت شود از او حمايت نمي‌کنم.

ولی مي‌گوييد براساس ادله کنونی نمي‌شود مرتضوی را در کهريزک متهم دانست.
ولی در عين حال نمي‌توانيد 99‌درصد زحمات مرتضوی را ناديده بگيريد.

نظر مرتضوی راجع به حمايت 164 نماينده چيست؟
تشکر مي‌کند.

با شما در اين مورد صحبت کرده؟
تشکر مي‌کند.

الان با هم ارتباط‌تان خوب است، چون شما رييس کميسيون اجتماعی هستيد.
تامين اجتماعي، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مستقيما زير نظر کميسيون اجتماعی هستند.

از مرتضوی در مورد ماجرای حکميت توکلی بين او و زاکانی پرسيديد؟
نه! هرچه بوده گذشته.

يعنی برايتان مهم نبوده که از او سوال نکرديد؟
آدم زرنگ کسی است که از مخمصه رد شود.

و مرتضوی آدم زرنگی بوده که توانسته به قول شما از مخمصه رد شود.
رفتارش قانونی بوده.

شما به خاطر اين‌که سعيد مرتضوي، سعيد مرتضوی است از او حمايت مي‌کنيد؟
نه.

شما مي‌خواهيد بگوييد اگر نگاه کنيم و با مرتضوی اين‌طور برخورد کنند خيلی از کسانی که بايد مرتضوي‌های آينده شوند، مي‌ترسند و پا جای پای او نمي‌گذارند.
اين طبيعی است؛ وقتی کسی برای نظام از خودش مايه مي‌گذارد و بعد 99درصد رفتار مثبت او را نبينند و يک‌درصدش را ببينند ديگر سنگ روی سنگ بند نمي‌شود.

مرتضوي‌های آينده هم نسبت به اين موضوع واکنش نشان مي‌دهند.
يک چيزی طبيعی است، فرض کنيد به کسانی که جنگ رفتند بي‌توجهی شود آيا بعدا کسی به جنگ مي‌رود؟

و مرتضوی هم از آن جنگ برگشته؟
کدام جنگ؟

شما مي‌گوييد جنگ؟
نمي‌دانم.

مثل شما که جانباز نيست؟
جانباز يک ارزشی برای خودش دارد، جانباز در ميدان جنگ در مقابل دشمن و کفار جنگيده و در آن‌جا ترکش و تير خورده و جانباز شده. اما اين‌ها ترکش سياسی است.

ماجرای مرتضوی را بايد تمام‌شده بدانيم؟
بله! ماجرای مرتضوی تمام شده است.

پس مرتضوی تا پايان دولت در همين سمت مي‌ماند؟
شايد مرتضوی در دولت بعدی هم بماند، اگر خوب عمل کند و دولت بعدی خوشش بايد ممکن است او را نگه دارد.

شما معتقديد اگر هم در کهريزک اشتباهی شده جامعه به گل روی پتانسيلی که مرتضوی برای نظام دارد او را ببخشد.
جامعه بايد خسارتش را پرداخت کند؛ مرتضوی برای خودش که اين کارها را نکرده است.

جامعه بايد خسارت چه چيزی را بدهد؟
اگر در کهريزک خسارتی به کسی وارد شده و مثلا آن سه نفر فوت کردند، خسارت اين اتفاق را بايد جامعه پرداخت کند.

جامعه چطور خسارتش را پرداخت کند؟
خون‌بهايش را پرداخت و از آن‌ها عذرخواهی کند.

همين؟
غير از اين بايد چه‌کار کرد؟

با کسی که متهم به قتل است چه کار مي‌کنند؟
فرض کنيد که کسی در جبهه ‌هزار تا صدامی را کشته و حالا اشتباهی چهار نفر خودی را هم کشته آيا او را قاتل حساب مي‌کنيد.

رهبری نظام گفتند که کهريزک جنايت بوده. درست است؟
بله. هر نظری که نظر مقام معظم رهبری باشد ما تابعش هستيم.

فکر نمي‌کنيد اين نوع حمايت شما براي‌تان هزينه ايجاد مي‌کند؟
منظورتان چه هزينه‌ای است؟ ما اعتبارمان را از خدا و مردم مي‌گيريم. مردم مي‌توانند قضاوت کنند که ما به چه دليل از مرتضوی حمايت کرديم.

پس مرتضوی پيچ کهريزک و تامين اجتماعی را رد کرده؟
اين پيچ که چه عرض کنم، دکتر مرتضوی صد تا پيچ ديگر را هم رد مي‌کند.

يعنی تا اين حد به او ايمان داريد؟
دکتر مرتضوی آدم قوي‌ای است.

Advertisements
نوشته شده در خبر. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: