شعر معاصر : نه ! هر نا کسی ، نه ! فرشید روزبه

خسته مردمی ساده
گفت :
دگر خسته
دگر
فرسوده ایم
هر کس بیاید ، بیاید
فقط » این ها » نباشند ،لحظه ای
به خود گفتم

آری ، راست می گوید
هر کِه باشد ، باشد
فقط » این ها » نباشند ،
دگر در تعفنِ نفس هایشان
تنفس مشکل ، نه ، نا ممکن است ،افسارِ احساس را
کمی تنگ کردم ،
کمی فکر
اندکی تعقل ،رضا خانِ نیم پهلوی ؟
یا
گندیده افکارِ مسعود
خانِ یکه تازِ اشرف ؟
نفس هایِ گندیدهء آنها آیا
کمی کم تر است ؟

نهیبی به خویش،
» این ها »
این روسیاهانِ بدکردارِ بدگفتارِ بد پندار
باید بروند
در بایدَش
هیچ شک وُ شبه نیست
اما
نه هر ناکسی به جای شان بیاید ، بیاید
نه
هر نا کسی ، نه

( روزبه )

Advertisements
نوشته شده در خبر. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: