ما، تحریم و برخی مواضع بی شرمانه ! بابک پاکزاد

اخیرا در کانادا تظاهراتی علیه جنگ وتحریم به پا شد. ظاهرا گروهی کوچک اما منسجم وارد این تظاهرات شد و پلاکاردهایی با مضمون جنگ نه، تحریم آری را بالا ی سر برد. ماجراهایی از این دست به گونه های مختلف تکرار شده، از اظهارنظرهای صریح برخی رهبران اپوزیسیون در دفاع از تحریم تا برخی تحلیل ها و موضع گیری ها که نه صراحتا بلکه در قالبی پیچیده نهایتا تحریم و جنگ را توجیه می کنند.
آن چه در پی می آید نشان می دهد که سیاست تحریم تا چه اندازه مخرب است و سپس می توان درباره این که تا چه اندازه مدافعان این سیاست، ضد مردمی هستند قضاوت کرد.
اما قبل از آن باید به سیاست تحریم نگاهی بیاندازیم و ارزیابی مشخصی از میزان موفقیت آن در دستیابی به اهداف اعلام شده داشته باشیم. تحقیق منتشر شده از سوی Peterson Institute for International Economics   که ۱۷۴ مورد از تحریم های اقتصادی را مورد بررسی قرار داده، نشان می دهد که سیاست تحریم تنها در ٣۴ درصد موارد موفق به دستیابی به اهداف مورد نظر شده که البته این آمار مربوط به کل انواع تحریم ها است، از تحریم های با اهداف محدود نظیر آزادسازی یک زندانی سیاسی گرفته تا اقدام به تحریم با هدف تلاش برای تغییر رژیم. بررسی فوق نشان می دهد که تحریم در کل سیاست موفقی نبوده. البته با توجه به اهداف آشکارا اعلام شده و نه اهداف پنهان. اما اگر به تحریم به شکلی منفک از زنجیره تحریم – جنگ نگاه نکنیم و تحریم را مقدمه جنگ و در حقیقت فاز اول جنگ ارزیابی کنیم آن گاه موضوع به کل تغییر می کند که البته در مجالی دیگر به آن خواهم پرداخت .
هم اکنون آن چه تحت عنوان تحریم های «هوشمند» توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا در مورد ایران اعمال شده، به تمام بخش ها تسری پیدا کرده، حتی اگر آن بخش ها رسما در حیطه و دایره تحریم قرار نگرفته باشند. و این به دلیل تحریم بانک مرکزی و به ویژه تمام بانکهای ایرانی است که به گونه ای در معاملا ت تجاری با جهان خارج درگیرند. از آن جا که از این بانک ها در گشایش خطوط اعتباری برای صادرات و واردات و تامین تضامین مالی جهت داد و ستد با جهان خارج بهره گرفته می شود، واردات محصولات و کالاهای اساسی به کشور اگر نه غیرممکن بلکه بسیار سخت شده است.
و البته این مسیری است که هوشمند بودن تحریم ها را منتفی می کند. تمام هدف تحریم هوشمند آن بود که حاکمیت بر اثر تحریم ها تضعیف شود و نه مردم. البته، انگار برای اثر بخش کردن تحریم ها، ایالات متحده و اتحادیه اروپا تصمیم گرفته اند که بی سر و صدا بخش «هوشمند» را هوشمندانه حذف کنند. تحریم بهتر است کودن باشد تا موثر واقع شود!
در نتیجه گیری تحقیقی که CHATHAM HOUSE در ژانویه ۲۰۱۲ پیرامون تحریم صادرات نفت خام ایران منتشر کرده آمده است: تاریخ نشان داده است که از زمان ملی شدن نفت ایران در ۱۹۵۱ و وقایع منتهی به سرنگونی دکتر مصدق در ۱۹۵٣، تحریم های نفتی جواب نداده و ناکارآمد بوده اند. بازار بین المللی نفت بسیار پیچیده است با بازیگران بسیار و گزینه های بسیار متعدد جهت تغییر قیافه معاملات و دادن سر و شکلی دیگر به آن. ابزار موثرتر برای تحت فشار قرار دادن ایران آن است که ایالات متحده، اتحادیه اروپا را ترغیب کند که گستره تحریم را به معاملات مالی بکشاند. به رغم مشکلاتی که تحریم های مالی نیز از آن برحذر نیستند اما برخی امکانات را برای تحت فشار قرار دادن ایران به گونه ای فراهم می کنند که یک تحریم نفتی ساده قادر به انجام آن نیست. تحریم نفتی به تنهایی نمی تواند با موفقیت همراه شود.
به هر حال دیدیم که چگونه تحریم هوشمند به تحریم بدل شد. اکنون بهتر است قدری درباره تبعات تحریم و اثرات آن بر زندگی مردم صحبت کنیم. بخشی که بشدت بر اثر تحریم آسیب دیده، بخش تامین دارو است. ایران قادر به تولید داروهای بسیار پیشرفته ای که طی ۱۰-۱۵ سال گذشته به بازار آمده و گستره وسیعی از بیماری ها و مشکلات پزشکی را پوشش می دهند نیست به این دلیل خیلی ساده که نسخه های ژنریک آنها هنوز در دسترس نیست. در نتیجه ایران هنوز باید هرساله بخش قابل توجهی از داروی مورد نیاز برای پوشش بیماری هایی چون سرطان خون و ایدز را وارد کند، اما به خاطر تحریم های ایالات متحده و همپیمانانش که بر بانک ها و دیگر موسسات مالی اعمال شده، واردات دارو و ابزارهای پزشکی ضروری تقریبا غیرممکن است.
هیات مدیره انجمن بیماران هموفیلی ایران اخیرا به فدراسیون جهانی هموفیلی اعلام کرده است که جان دهها هزار کودک به دلیل نبود داروی مناسب بر اثر تحریم های اقتصادی بین المللی در معرض خطر قرار گرفته. انجمن بیماران هموفیلی ایران که یک سازمان غیردولتی با ۴۵ سال سابقه فعالیت است تحریم های «غیرانسانی و غیراخلاقی» ایالات متحده و اتحادیه اروپا را محکوم کرده و از سازمان های بین المللی تقاضای کمک نموده است. گزارش ها حاکی از آن است که داروهای پیشرفته برای انواع سرطان (به ویژه سرطان خون)، بیماری های قلبی، مشکلات ریوی، ام اس و تالاسمی را نمی توان به کشور وارد کرد و به این ترتیب زندگی ده ها هزار نفر به خطر می افتد. تنها حدود ٣۷۰۰۰ ایرانی به بیماری ام اس مبتلا هستند که تنها با داروهای پیشرفته می توان آن را کنترل کرد؛ بدون آنها، بیماران خواهند مرد. همچنین در بهترین شرایط پزشکی، هر ساله ۴۰۰۰۰ ایرانی جان خود را بر اثر سرطان از دست می دهند و برخی کارشناسان پیشبینی کرده اند که ایران در سال ۲۰۱۵ با سونامی سرطان مواجه خواهد شد زیرا هر سال ۷۰ تا ٨۰ هزار مورد جدید ابتلا به سرطان در ایران شناسایی می شود. و به این ترتیب با توجه به تحریم ها اوضاع با سرعت، هر چه وخیم تر خواهد شد.
همچنین تحریم کنندگان سابقه کثیفی در کارنامه خود دارند. یک نمونه آن تحریم عراق در دهه ۹۰ است که در نتیجه آن صدها هزار کودک عراقی جان سپردند. به گزارش یونیسف ۵۰۰۰۰۰ کودک عراقی بر اثر کمبودهای ناشی از تحریم جان دادند. آنها نشان داده اند که از کشتار مردم عادی ابایی ندارند، چه در قالب تحریم، چه در قالب جنگ. به محض آن که تحریم اعمال می شود، موتور کشتار استارت می خورد و برخلاف ادعاهای مدافعان تحریم، آسیب پذیرترین مردم فشارها را تحمل کرده و یا مضمحل می شوند. تحریم مکانیزمی است برای افزایش شکاف طبقاتی، صنعت زدایی، تشکل زدایی، رشد اقتصاد سایه، افزایش آسیب های اجتماعی و… در یک کلام تحریم، جامعه را ضعیف می کند و قطعا جامعه ضعیف اهرمی برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود نخواهد داشت. تحریم سیاستی ضد تحول، تخریب گر و بحران زا است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: