نوید مهرآذر:کشتار ۶۷ جنایتی که هرگز نباید فراموش کرد

کشتارسال ۶۷، جنایتی  است که می شود با آن نمایی  کلی از توحش رژیم اسلامی را نشان داد. کشتار ِ  سال ۶۷ اوج همه ی جنا یت ها ئی است  که رژیم مرتکب شده است.  جنا یت هایی که قبل از آن درکل  زندان ها ی رژیم صورت گرفت ، همه مقدمه این جنایت بزرگ  است .از همان آغا ز موجودیت اش، حقی و حقوقی برای دیگرانی که حتا در زمینه ها ی کم رنگی، همسا زی سیا سی وایدئو لوژیکی با رژیم ندا شت، قائل نبود.خمینی می گفت اشتبا ه کرده که ازهمان آغازچوبه های دار را در میدان های شهرها برای مخا لفینش بر پا نکرده است .

کشتار ۶۷ جنایتی که هرگز نباید فراموش کرد

نوید  مهرآذر

  کشتارسال ۶۷، جنایتی  است که می شود با آن نمایی  کلی از توحش رژیم اسلامی را نشان داد. کشتار ِ  سال ۶۷ اوج همه ی جنا یت ها ئی است  که رژیم مرتکب شده است.  جنا یت هایی که قبل از آن درکل  زندان ها ی رژیم صورت گرفت ، همه مقدمه این جنایت بزرگ  است .از همان آغا ز موجودیت اش، حقی و حقوقی برای دیگرانی که حتا در زمینه ها ی کم رنگی، همسا زی سیا سی و

ایدئو لوژیکی با رژیم ندا شت، قائل نبود.خمینی می گفت اشتبا ه کرده که ازهمان آغازچوبه های دار را در میدان های شهرها برای مخا لفینش بر پا نکرده است . سَبُع نامیدن همه ی مخا لفینش و توصیه به دیگر روحا نیون که این قدر به آیه های رحمت در قرآن  رجوع نکنند ، در قرآن آیه ها ی قصا ص و قِتال هم هست .از این نگا ه به انسان، از طر ف کسی که قدرت سیاسی  را از قِبَل یک توهم توده ای بزرگ قبضه کرده بود،  و از هیچ چیز به همه چیز در یک نابهنگا می تا ریخی رسیده بود، چیزی جز بی حقی عمومی و قتل عام های دسته جمعی، زاده می شود؟  چیزی جز توصیه به روحا نیون هیئت مرگش، در فتوای قتل عامش برای زندانیان که : «رحم بر محاربین ساده اندیشی است» و «وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار  باشند» تا  «رضا یت خدا را جلب نمایند » ، زاده می شود ؟

بی شک خمینی با آ ن توهم عظیمی، که درآغاز از برکت یک انقلاب توده ای یدک می کشید و اورا درمرکز و هسته ی اصلی قدرت نشاند، در شکل گیری جنایت ها و نهاد سازی برای جنایت، موتور مرکزی بود. قتل عام زندانیان در سال ۶۷ ادامهِ سلسله جنا یت های رژیم درزندان ها بود؛ اما، ویژگی هایی دارد که آن را در جنبه هایی از دیگر جنایت های رژیم  متما یز می کند.

۱ـ  تعداد زندانیان بی شماری که یک جا، بصورتی فجیع و ددمنشانه، با سرعتی حیرت آور، قتل عام شدند. زندانیانی که حتا برطبق قوانین شرعی، غیر انسانی و قرون وسطایی خود رژیم هم محکوم به زندان شده بودند و یا حکمشان به پایان رسیده بود و باید آزاد می شدند . ولی یک جا به دار کشیده شدند. رژیم فرصتی پیدا کرده بود برای رسیدن به آن آرزوی همیشگی اش، آرزوی جارو کردن زندان ها ؛ آزادی زندانیان به شکل افقی .  آنطور که زندانبانان  همیشه به طنز و گاهی هم با زهرخند می گفتند .

۲ـ  شرایط منا سبی که رژیم تصور می کرد وجود دارد و زمان آن فرارسیده تا به آرزوی دیرینه اش جامه عمل بپوشاند، حمله ی مجاهدین بود .این اتفاق، بهانه ای را که رژیم  سالیانی در انتظار آن به کمین نشسته بود و هر از گا هی نیز در زندان ها آگاهانه دست به تحریک زندانیان می زدند، تا یک زندانی ویا تعدادی زندانی را به تله ی مرگ بکشاند، به رژیم داد. زمان آن فرا رسیده بود که پاسداران زندان ، تسبیح در دست، در خلسه ای مذهبی ، آن شعار همیشه ورد زبا نشان را تکرارکنند: «خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم ». آن هم درشرایطی که رژیم ازدرون جنگی هشت ساله، با سر افکندگی و شکست وغروری آسیب دیده، که خمینی را دررسیدنِ به آرزوهایش ناکام، واو را به افعی زخم خورده ای تبدیل کرده بود، بیرون آمده بود.  در آن لحظه او خود را به هیچ کس پاسخگو نمی دید جز به خدایش ، که در آن پذیرش قطعنامه آشکارا گفت که : «جام زهر را می نوشد» و «آبرویش را فقط با خدا معامله می کند» . درآن هنگامه چه چیزی آن ذهن همیشه مشتا ق ِ کشتاررا راضی و سیراب می کرد ؟ ازدشمنی شکست خورده بود و حالا از درون شکم ِ همان دشمن، دشمنی کوچکتر، که اسیرانی نیز از آنان در دست داشت، به او حمله ور شده بود. غضب و جنون او باید جایی آرام می گرفت . محاربین و ملحدین باید قصاص پس می دادند . برای او در آن لحظه، قصاصی ارزان تر از این مهیا نبود .از دید اوهمه ی مخالفین سَبُع بودند. رژیم درگذشته هم، در ابعادی کوچکترآرزوی سربه نیست کردن و خلاص شدن از شر زندانیان را عملی و آزمایش کرده بود .کشتارهای هرروزه ی دسته جمعی سال های ۶۰ تا ۶۳ را، که رژیم از رسانه های جمعی اش، دراخبار هر روزه اش بی هیچ  واهمه ای ، علنی می کرد .در زندان اهواز تعدادی از زندانیانی را که حکم زندان داشتند، در سال ۶۳، در کمیته ی کارون، بر سردوراهی یا مصاحبه ویدئویی برای محکوم کردن سازمانشان و یا اعدام قراردادند. درخرداد سال ۶۷، روز افتتاح مجلس پنجم، رژیم چهار نفر از افرادی را که حکم ابد داشتند ،در زندان اوین اعدام کرد. اما، شدت گیری اعدام های پی درپی با حمله ی مجاهدین در دمیدن کینه ی این کوره آدم کشی بی شک موثر بوده است .بطور نمونه از اواخر سال ۶۴ تا قبل ازحمله ی مجاهدین، زیر تاٌثیر درخواست منتظری از خمینی، اعدام زنان متوقف شده بود ؛ اما، بعد از قطعنامه با حمله مجاهد ین ، ازحرف های اردبیلی در نماز جمعه ی اواخر تیرماه مشخص بود، که حکم ویژه ای راهم برای اعدام زنان از خمینی گرفته اند. پس می شود گفت که رژیم، بهانه وشرایط را برای به  اجرا در آوردن آن ایده ی همیشه مطلوبش، پاکسازی زندان ها، مهیا می دید .اینکه ایده آن کشتار بزرگ چگونه مهیا شد و چگونه از ذهن وزبان همیشه مشتاق ِ کشتار خمینی، فتوای آن کشتارصادر شد ودر پستوهای تاریک رژیم به اجرا در آمد، مهم است ؛ اما مهمتر آن است که، فا جعه ای بزرگ رخ داده است .

طبیعت این رژیم اینگونه بوده است، از همان آغاز. مرگ کسب وکار این رژیم بوده است، از همان آغاز. حالا، از آن کشتار ۲۴ سال گذشته است و اینجا وآنجا عناصری بیرون آمده از رژیم، بشکل کم رنگی، اشاره های مبهمی به آن واقعه کرده اند. صداهایی هم از درون حکومت، در باره ی «فتوای نجات بخش امام »، بیرون آمده است. دیگر نمی شود جنایت را پنهان کرد. آخر جنایتی با این ابعاد را چگونه می شود در زیرخاک  پنهان کرد؟ شاهدان اصلی این جنایت که جنایت را تجربه کرده اند ، در زیر خاک آرمیده اند. شاهدان دیگری که جنایت را مرتکب شده اند ، بر سریر قدرت تکیه زده اند و هنوز به دار می کشند و خون می ریزند و به جنا یات  گذشته و گذشته گانشان مباهات می کنند .

جنبش دادخواهی خا نواده های قربانیان ،آسیب دیدگان و زندانیان سیاسی جان بدر برده از آن جنایا ت، به همراهی و پشتیبانی نیروهای مترقی و آزادی خواه، باید  مسیری را که برای دادخواهی و شفاف سازی آن جنایات از گذشته پیموده اند، با استقلال و عدم وابستگی به دست های آلوده و پنهانی، که می خواهند از این جنایات رژیم، بهره برداری کرده و خود را جزء بازیگران صحنه ی  سیاست کنند، بپرهیزد.

عاملین آن جنایات، در هر سطحی که باشند، باید محاکمه شوند، نه بخشیده شوند. جنایاتشان هرگز فراموش نشود؛ زیرا این جنایات عاشق ترین و شجاع ترین  فرزندان مردم را برای همیشه از مردم گرفت .

۱۰ شهریور ۱۳۹۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: