تاج زاده:مجلس هشتم عملا شعبه ای از دفتر رهبری بودورئيس مجلس به رئيس دفتر او تنزل يافت

کلمه: سيد مصطفی تاجزاده در يادداشتی کوتاه از زندان، به ارائه تحليل خود از رقابت های درونی اصولگرايان در انتخابات مجلس نهم و پس از آن پرداخت و رقابت بر سر رياست مجلس آينده را رقابتی بين راست سنتی با بيت رهبری و مجتبی خامنه ای توصيف کرد.

تاجزاده در بخشی از اين يادداشت با دفاع از شرکت نکردن اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، می نويسد: اقدام هوشمندانه اصلاح طلبان در عدم معرفی نامزد در انتخابات مجلس نهم به علت آن که شرايط پيشنهادی توسط آقای خاتمی محقق نشد، موجب گرديد اصولگرايان که رقيب قدرتمندی برای خود نمی ديدند به جان هم بيفتند و به افشاگری عليه هم بپردازند و اسناد و مدارکی عليه يکديگر منتشر کنند که تاکنون بی سابقه بوده است.

وی با اشاره به احتمال رياست حداد عادل بر مجلس نهم، تاکيد می کند: با اعمال نظارت استصوابی يا همان نظارت مطلقه و غيرپاسخ گو روند فرمايشی شدن پارلمان که از مجلس هفتم جدی شد و مجلس هشتم را عملا به شعبه ای از دفتر رهبری تبديل کرد و رئيس مجلس را درحد رئيس دفتر رهبری در قوه مقننه تنزل داد، قرار است باز هم افول کند و اين بار رئيس مجلس منشی رهبری شود.

تاجزاده اين يادداشت را در حالی از زندان اوين ارسال کرده که از روزه داری اعتراضی اش نزديک به دو سال و از نگهداری اش در انفرادی نوبه ای و قرنطينه غيرقانونی يک سال و نيم گذشته است.

متن کامل اين يادداشت را به نقل از سايت نوروز بخوانيد:

در انتخابات مجلس ششم آقای حدادعادل رأی کافی برای نماينده شدن کسب نکرد و نفر سی و سوم شد ولی آقای جنتی با ابطال غيرقانونی بيش از ۷۰۰ هزار رأی مردم تهران، او را روانه مجلس کرد. آقای عليرضا رجايی که در آن انتخابات رأی آورد و به ناحق از ورود به مجلس محروم شد، اکنون در زندان است و آقای حدادعادل احساس تکليف می کند که اين بار نيز با اتکا و حمايت داماد خود بر کرسی رياست نهم تکيه زند. وی چنان سياست مدار برجسته ای است که فردی هم چون مرتضوی او را به سادگی فريب می دهد و اينک می خواهد با رياست خود مجلس و اصول گرايی را نجات دهد!

اما حقيقت ماجرا آن است که با اعمال نظارت استصوابی يا همان نظارت مطلقه و غيرپاسخ گو روند فرمايشی شدن پارلمان که از مجلس هفتم جدی شد و مجلس هشتم را عملا به شعبه ای از دفتر رهبری تبديل کرد و رئيس مجلس را درحد رئيس دفتر رهبری در قوه مقننه تنزل داد، قرار است باز هم افول کند و اين بار رئيس مجلس منشی رهبری شود. اقدام هوشمندانه اصلاح طلبان در عدم معرفی نامزد در انتخابات مجلس نهم به علت آن که شرايط پيشنهادی توسط آقای خاتمی محقق نشد، موجب گرديد اصولگرايان که رقيب قدرتمندی برای خود نمی ديدند به جان هم بيفتند و به افشاگری عليه هم بپردازند و اسناد و مدارکی عليه يکديگر منتشر کنند. امری که تاکنون بی سابقه بوده است.

آقای مهدوی کنی که نامزدی اش برای رياست مجلس خبرگان باعث شده بود که آقای هاشمی از اين سمت کناره گيری کند، به همراه دوستانش در انتخابات مجلس نهم توسط آقای مصباح و شاگردانش بی اعتبار شدند. ايشان که هميشه نگران تکرار مشروطه و حذف روحانيت توسط روشنفکران بود، باورش نمی شد که جامعه روحانيت مبارز تهران و جامعه مدرسين حوزه علميه قم علناً پيرو ناکارآمد و ساکتين فتنه خوانده شوند که بايد ميدان را به نفع آقای مصباح و مريدانش ترک کنند. به عبارت روشن تر حذف آقايان مهدوی کنی و شيخ مهدی يزدی به نام ولايت و فقاهت و روحانيت و بصيرت انجام شد!

آقای مصباح يزدی که از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۶۷ جمعاً به مدت بيست و سه سال از صحنه انقلاب و دفاع مقدس غايب بود، ناگهان پس از رحلت رهبر فقيد انقلاب اسلامی يگانه مفسر انقلاب و جنگ و جمهوری اسلامی شد که بزعم مريدانش به تنهايی جای علامه طباطبايی و استاد مطهری را پر کرده است و اکنون حکم به حذف فرزند شهيد مطهری می دهد و پس از حذف اصلاح طلبان فهرست نامزدهای دو تشکل روحانی سنتی با سابقه را بی اعتبار کرده است!

فاعتبروا يا اولی الابصار

به نظر من آقای حدادعادل در چنين شرايطی در صدد است با اتکا به موقعيت و امکانات دفتر رهبری و پشتيبانی آقای مجتبی خامنه ای امسال رئيس مجلس و سال آينده رئيس جمهور شود تا به اين ترتيب به حذف پست رياست جمهوری نيز نياز نباشد. جالب آن که رقيب او آقای علی لاريجانی که خود را و مجلس اصول گرا را مفتخر می داند که اگر طرح يا لايحه ای را تصويب کنند و بعد بفهمند که رهبری با آن مخالف بوده است مصوبه را تغيير می دهند. با وجود اين همه بی اعتبار کردن مجلس و مصوباتش، بايد حذف شود. در هر حال بايد منتظر ماند و ديد که آيا راست سنتی ميتواند در برابر تلاش های داماد آقای حدادعادل و بيت رهبری مقاومت کند يا خير. نکته بسيار مهم آن که هر کدام رئيس شوند، داستان اختلافات اصول گراها هم چنان ادامه خواهد داشت و در يک سال آينده اوج هم خواهد گرفت و مسير اصلي، صرف نظر از اين که کدام انتخاب يا منصوب شوند به سوی حکومت مطلقه فردی و يک نفره شدن سياست ورزی اسلامی خواهد بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: