محمدرضا شالگونی:انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته بخش دهم آیا سوریه در یک جنگ داخلی خونین فرو می غلتد؟

نزدیک به ده ماه پس از آغاز خیزش های توده ای در سوریه ، جنبش مردمی همچنان پرنفس ادامه دارد و رژیم اسد نیز همچنان با توحشی فزاینده سرکوب خود را ادامه می دهد. اکنون دو چیز روشن است: یک – حرکت های توده ای ، دیگر به منطقه خاصی محدود نیست و تقریباً به همه جا گسترده شده و حتی تا حدود قابل توجهی خصلت مسلحانه پیدا کرده است. دو – سوریه در مسیری شبیه به لیبی پیش نمی رود. این تفاوت از کجاست؟ مهم ترین عوامل تفاوت اینها هستند:

انقلاب علیه دیکتاتوری های غیر وابسته – ۱۰

آیا سوریه در یک جنگ داخلی خونین فرو می غلتد؟

محمد رضا شالگونی

نزدیک به ده ماه پس از آغاز خیزش های توده ای در سوریه ، جنبش مردمی همچنان پرنفس ادامه دارد و رژیم اسد نیز همچنان با توحشی فزاینده سرکوب خود را ادامه می دهد. اکنون دو چیز روشن است: یک – حرکت های توده ای ، دیگر به منطقه خاصی محدود نیست و تقریباً به همه جا گسترده شده و حتی تا حدود قابل توجهی خصلت مسلحانه پیدا کرده است. دو – سوریه در مسیری شبیه به لیبی پیش نمی رود. این تفاوت از کجاست؟ مهم ترین عوامل تفاوت اینها هستند:

۱ – جمعیت سوریه به لحاظ تنوع مذهبی و قومی شباهت زیادی به جمعیت لبنان دارد و روابط گروه های مذهبی و قومی در سیاست این کشور همیشه نقش مهمی داشته است. در حال حاضر عرب های سنی موتور اصلی جنبش ضد دیکتاتوری سوریه هستند و ده ماه پس از از آغاز جنبش ، هر چند شرکت غیر سنی ها در حرکت های اعتراضی افزایش یافته ، ولی هنوز دامنه توده ای گسترده ای پیدا نکرده است. زیرا جریان های اسلام گرا و به ویژه اخوان المسلمین در حرکت های اعتراضی عرب های سنی نفوذ چشم گیری دارند و این ، اقلیت های مذهبی رنگارنگ سوریه را به وحشت می اندازد. گزارش های متعدد جای تردیدی باقی نمی گذارند که علاوه بر علوی ها ( یعنی بزرگ ترین اقلیت مذهبی سوریه ) که اکثریت قاطع شان از رژیم اسد حمایت می کنند ؛ اکثریت بزرگ مسیحیان نیز از قدرت گیری اسلام گرایان وحشت دارند و سکولاریسم حزب بعث را پناهگاهی مطمئن برای گریز از آن می نگرند. فراموش نباید کرد که هر چند مسیحیان سوریه به فرقه های مذهبی مختلفی تعلق دارند ، ولی اکثریت آنها ( جز ارمنی ها ) به لحاظ قومی عرب محسوب می شوند و بنابراین با پان عربیسم حزب بعث مشکلی ندارند. دروزی ها نیز که سومین اقلیت مذهبی بزرگ سوریه محسوب می شوند و غالباً در «جبل العرب» ، در منطقه کوهستانی جنوب غرب کشور اقامت دارند ، از پیوستن به جنبش اعتراضی خودداری می کنند و انتظار می کشند که ببینند رویارویی ها به نفع کدام طرف تمام می شود. و حتی کردها که بزرگ ترین اقلیت قومی سوریه محسوب می شوند ، هرچند به شدت از رژیم اسد ناراضی هستند و امیدوارند شاهد سقوط آن باشند ، ولی از قدرت گیری اسلام گرایان عرب نگرانند و با آنها همراهی نمی کنند[1].

۲ – رژیم اسد ، برخلاف رژیم قذافی ، یک دیکتاتوری کاملاً سازمان یافته و منضبط است که با نوسانات روحی و بداهه پردازی های یک نفر این سو و آن سو نمی شود ، بلکه با طرح های اندیشیده و حساب شدۀ سیستمی حرکت می کند. این رژیم هر چند همیشه بسیار خشن تر از رژیم قذافی بوده است ، اما هرگز به صورت واکنشی عمل نمی کند ، بلکه خون سردانه و بی رحمانه همه حرکت های خود را می سنجد و با نقشه پیش می رود. این رژیم حتی در دوره حافظ اسد که یک دیکتاتوری کاملاً فردی بود ، با به کارگیری ساختارهای قدرت عمل می کرد ، نه با دور زدن و بی مصرف کردن آنها. برتری اصلی این رژیم ( به قول سردبیران مجله «گزارش های خاورمیانه» ) انسجام و به هم پیوستگی آن است که همچنان تاکنون توانسته است آن را حفظ کند[2]. در حقیقت ، مسأله اصلی در سوریه این است که پس از ده ماه شورش توده ای گسترده ، مردم پراکنده اند و رژیم تاکنون همچنان متحد.

۳ – عملیات مسلحانۀ مخالفان تاکنون عملاً به نفع رژیم تمام شده و در داخل و خارج فرصت ها و بهانه های بیشتری به دست آن داده و هم گرایی مخالفان آن را دشوارتر کرده است. زیرا اولاً مخالفان هنوز نمی توانند به عملیات نظامی بزرگی که برای رژیم مختل کننده باشد ، دست بزنند. ثانیاً عملیات مسلحانه به رژیم فرصت داده که به بهانه مقابله با «تروریست ها» ، تظاهرات مسالمت آمیز توده ای را با دست بازتری سرکوب کند وهزینه شرکت در این حرکت ها را تا حد غیر قابل تحمل برای اکثریت عظیم شهروندان کشور بالا ببرد. ثالثاً عملیات مسلحانه مخصوصاً آنجا که از افراد عادی قربانی می گیرد یا زندگی مردم را مختل می کند ، اقلیت های مذهبی را به رژیم نزدیک تر می سازد و به رژیم امکان می دهد که آنها و حتی بخش قابل توجهی از عرب های سنی را بر سر دو راهی «یا بشار یا هرج و مرج وخشونت» قرار بدهد. رابعاً خشونت مخالفان ( دست کم در ذهن بخشی از مردم ، توجیهی برای خشونت بسیار وحشیانه رژیم به وجود می آورد.

۴ – ارتش همچنان یک پارچگی خود را حفظ کرده و ظاهراً هنوز ریزش بزرگی در صفوف آن دیده نمی شود. برخلاف ارتش لیبی که به علت پیوندها و وفاداری های قبیله ای نمی توانست از  انضباط لازم برخوردار باشد ، رژیم سوریه از ارتشی ایدئولوژیک برخوردار است که در آن انضباط نظامی با پان عربیسم حزب بعث توجیه می شود. و  فراریان از آن غالباً از رده های پائین هستند و تجربه نظامی و امکانات تسلیحاتی مهمی ندارند. علیرغم تبلیغات وسیعی که در باره «تیپ خالد ابن ولید» و «تیپ صلاح الدین» در اینترنت می شود ، اینها گروه هایی از افسران و سربازان فراری از ارتش هستند که عملیات شان از حد اقدامات چریکی محدود و پراکنده فراتر نمی رود. غالب آنها از حمص هستند و عملیات شان هم اکثراً در اطراف همین شهر متمرکز است. گروه کوچک تری از آنها نیز در «جبل عزّامیه» در شمال شهر درعا متمرکزند. اکثر اینها به صورت فردی از ارتش فرار کرده اند و غالباً بدون سلاح و تجهیزات نظامی. و نکته مهم تر این است که موجودیت همه گروهای مسلح مخالف رژیم سوریه زیر زمینی است و برخلاف لیبی ، آنها تاکنون نتوانسته اند منطقه آزاد شده ای شبیه بنغازی ایجاد کنند. فراموش نباید کرد که در لیبی آزاد شدن شهر بنغازی و تقریباً تمام منطقه حیاتی شرق کشور در همان اوائل شورش ها بود که ریزش رژیم قذافی را دامن زد. در سوریه چشم انداز ایجاد یک منطقه آزاد در داخل کشور ، دست کم در افق های مشهود کنونی ، بسیار بعید به نظر می رسد. به همین دلیل ، دعوت بعضی از همین گروه های مسلح از ناتو برای ایجاد منطقه «پرواز ممنوع» نیز بی معناست. زیرا رژیم سوریه برای سرکوب مخالفان ، عمدتاً از نیروی زمینی استفاده می کند ؛ بعلاوه ، برخلاف لیبی ، بمباران هوایی نیروهای رژیم توسط ناتو ، به علت نزدیکی شهرها به هم دیگر ، چندان عملی نیست.

۵ – رژیم اسد تاکنون از طریق سرکوب بسیار خشن و شکار فعالان و سازمان دهندگان گردهم آیی ها ، نگذاشته است حرکت های توده ای ضد دیکتاتوری از حد معینی گسترده تر بشوند. در هیچ شهری تاکنون مردم نتوانسته اند مکان عمومی مهمی را اشغال کنند و تظاهرات توده ای ثابتی مثلاً مانند «میدان تحریر» قاهره سازمان بدهند. به عنوان نمونه ، در ماه آوریل گذشته ، تلاش های مکرر مردم برای یک تظاهرات نشسته در «میدان ساعت» شهر حمص ، با تمام نیرو سرکوب شد. بنابراین مردم ناگزیرند به تظاهرات سیار روی بیاورند و با استفاده از تاکتیک «رویارویی های گریلایی مسالمت آمیز» ، شعارهای شان را در حالتِ حضور و گریز دائمی سر بدهند و ناگزیر طول زمان گردهم آئی های اعتراضی ثابت بسیار کوتاه است. و این باعث می شود که هزینه شرکت در تظاهرات اعتراضی همچنان سنگین بماند و شمار شرکت کنندگان از حد معینی فراتر نرود. مساجد تنها جائی است که نیروهای سرکوب رژیم در حمله به آنها تا حدی از خود خویشتن داری نشان می دهند. به همین دلیل غالب تظاهرات اعتراضی در روزهای خاصی از مساجد آغاز می شوند. و بسیاری از غیر مذهبی هایی که می خواهند در تظاهرات شرکت کنند ، ناگزیر می شوند دور و بر مساجد برای شروع حرکت انتظار بکشند[3]. اما همین محدودیت باعث می شود که وزن اسلام گرایان در تظاهرات اعتراضی بیش از دیگران باشد و این به نفع رژیم است تا خطر قدرت گیری اسلام گرایان متعصب را به اقلیت های مذهبی سوریه یادآوری کند!

۶ – برخلاف لیبی ، اختلافات زیادی جریان های سیاسی مخالف رژیم را از هم جدا می کند و تلاش برای ایجاد همگرایی میان آنها با کندی بسیار پیش می رود. دست کم سه مسأله کلیدی هم گرایی را کُند می کند: مذاکره یا عدم مذاکره با رژیم ؛ مبارزه مسلحانه ؛ مداخله خارجی. بعلاوه اختلاف میان فعالان داخل و خارج نیز یکی از علل پراکندگی است. با این همه تاکنون دو تجمع مهم اعلام موجودیت کرده اند: «شورای ملی سوریه» در ۱۵ سپتامبر و «کمیته ملی هم آهنگی برای تغییر دموکراتیک» در ۱۸ سپتامبر .

در «شورای ملی سوریه» که به ریاست برهان غلیون در استانبول تشکیل شده ، چند سازمان مهم شرکت دارند که عبارتند از : جنبش «بیانیه دمشق برای دگرگونی دموکراتیک» که در اکتبر ۲۰۰۵ به صورت ائتلافی گسترده از جریان ها و افراد مختلف اپوزیسیون به وجود آمد و تغییر رژیم بشار اسد را هدف خود اعلام کرد. «بیانیه دمشق» روی اصلاحات و دگرگونی های «مسالمت آمیز ، تدریجی ، مبتنی بر توافق ، گفتگو و پذیرش دیگران» تأکید می کرد و اولین انتلافی بود که تقریباً همه جریان اپوزیسیون ، از اخوان المسلمین گرفته تا چپ ها و لیبرال ها را با هم مرتبط کرد. این گروه اکنون از خیزش توده ای مردم علیه رژیم حمایت می کند و در «شورای ملی سوریه» دارای ۲۰ کرسی است. » اخوان المسلین سوریه» نیز که یکی از قدیمی ترین سازمان های سیاسی این کشور است ، در «شورای ملی سوریه» عضویت دارد.  این سازمان در ۲۰ سال اخیر تغییراتی در نظرات خود داده و رهبر آن علی صدرالدین بیانونی که سال هاست در لندن زندگی می کند ، در چند مصاحبه اعلام کرده که مخالف برقراری حکومت اسلامی شبیه ایران است و برابری حقوق همه شهروندان را قبول دارد. «کمیته های هم آهنگی محلی» نیز سازمان مهم دیگری است که در «شورای ملی سوریه» عضویت دارد. این سازمان عمدتاً از گروه های فعالان و سازمان دهندگان محلی جنبش ضد دیکتاتوری کنونی تشکیل شده و غالب فعالان جوان مستقل با آن کار می کنند. این سازمان در «شورای ملی سوریه» دارای ۵۵ کرسی است. «کمیسیون عمومی انقلاب سوریه» که بلوکی متشکل از ۴۰ جریان اپوزیسیون است و همچنین چند گروه کرد ، عده ای از رؤسای قبایل و پاره ای افراد مستقل نیز عضو «شورای ملی سوریه» هستند. این شورا حالا ۲۳۰ کرسی دارد که ۲۰ کرسی آن برای افراد و جریان های دیگری که بعداً بخواهند به شورا بپیوندند ، خالی نگه داشته شده است.

اما «کمیته ملی هم آهنگی برای تغییر دموکراتیک» که رسماً در هتلی در بیرون دمشق به ریاست حسین عبدالعظیم تشکیل گردید ،  ۱۳ جریان سیاسی چپ ، عده ای از فعالان مستقل و سه حزب کرد را در بر می گیرد. این کمیته یک «شورای» ۸۰ نفره برای هدایت حرکت انتخاب کرده است. این کمیته اعلام کرده است که به شرط بیرون رفتن نیروهای نظامی از خیابان ها ، متوقف شدن حمله به تظاهر کنندگان و آزادی زندانیان سیاسی ، حاضر است با رژیم گفتگو کند.

«شورای ملی سوریه» و «کمیته ملی هم آهنگی برای تغییر دموکراتیک» هردو مخالف مداخله نظامی خارجی هستند ، اما از تحریم های اقتصادی و فشار دیپلماتیک بر رژیم طرفداری می کنند. اما «شورای ملی سوریه» مخالف مذاکره با رژیم است و خواهان کنار رفتن فوری بشار اسد و رژیم او.  این شورا همچنین ظاهراً با مبارزه مسلحانه هم مخالف است ، اما در این مورد در میان اعضای آن اختلاف شدیدی وجود دارد و بعضی از جریان های عضو آن هم اکنون از گسترش مبارزه مسلحانه در کشور حمایت می کنند و خودِ برهان غلیون نیز در بعضی از مصاحبه های اش گفته است که مبارزه مسلحانه باید محدود به دفاع از جان غیر نظامیان و مردم بی دفاع باشد.

«ارتش آزاد سوریه» نیز سازمان دیگری است که ظاهراً از نیروهای فراری از ارتش تشکیل شده و مرکز آن در منطقه ای در ترکیه در نزدیکی مرز سوریه قرار دارد و طبق گفته سرهنگ دوم ریاض الاسد ، رهبر این جریان ، به نیویورک تایمز ، ۵۰ تا ۶۰ نفر از رهبران این سازمان در یک اردوگاه عملاً زندانی هستند و تحت نظر دولت ترکیه قرار دارند و البته دولت ترکیه می گوید رفتاری «کاملاً انسانی» با آنها دارد.  این سازمان ادعا می کند که بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر عضو دارد ، ولی دیگران این رقم را اغراق امیز می دانند.

دو سازمان دیگر که در ماه های گذشته ظاهراً با متحد شدن فعالان جوان داخل تشکیل شده اند ، عبارتند از «ائتلاف غد» ( یا «انتلاف فردا» ) و «شورای عالی انقلاب سوریه«.

گذشته از همه جریان های یاد شده ، سلفی ها یا اسلام گرایان افراطی سوریه نیز در حرکت های توده ای ده ماه گذشته نقش و نفوذ زیادی داشته اند. مهم ترین سازمان اینها «جند الشام» یا «سربازان سوریه بزرگ» است و ظاهراً افراد جهادی زیادی که در افغانستان به وسیله القاعده آموزش دیده اند ، در صفوف آن فعالیت میکنند. سلفی ها سعی می کنند خودشان را از طریق مساجد سازمان بدهند و متمرکز شدن حرکت های اعتراضی در مساجد ، احتمالاٌ بیش از همه به نفع اینها ( والبته رژیم اسد!) تمام شده است. یکی از روحانیان مدافع سلفی های سوریه شیخ عدنان الاعرعور است که در عربستان سعودی زندگی می کند و در بسیاری از تظاهرات ، عکس او در دست تظاهر کنندگان دیده می شود. این شیخ هر شب برنامه سخن رانی در تلویزیون های ماهواره ای دارد که در آنها همه شیعیان را کافر و خارج از اسلام معرفی می کند[4].

***

با توجه به آنچه اشاره کردم ، جنبش ضد دیکتاتوری مردم سوریه برای برانداختن رژیم اسد به دو چیز نیاز دارد:

یک – متقاعد کردن اقلیت های مذهبی نیرومند سوریه که در فردای سرنگونی رژیم اسد ، آنها در معرض انتقام گیری و تبیعض قرار نخواهند گرفت و نه تنها از آزادی های لازم برخوردار خواهند بود ، بلکه در همه زمینه های اجتماعی حقوق برابر با مسلمان سنی خواهند داشت.

دو – جلو گیری از تبدیل جنبش کنونی به یک جنگ داخلی. حقیقت این است که مبارزه مسلحانه علیه دیکتاتوری خشنی مانند رژیم اسد ، به احتمال زیاد گریزناپذیر است ، اما مسأله این است که آیا مبارزه مسلحانه در طول مبارزه سیاسی و اجتماعی توده ای صورت می گیرد یا در عرض آن و به موازات آن؟ در جوامع سرمایه داری و شهری امروزی ، در حالت اول ، مبارزه مسلحانه در نتیجه گسترش و سراسری شدن مبارزه سیاسی توده ای صورت می گیرد و غالباً از طریق ایجاد شکاف در درون نیروهای مسلح رژیم حاکم و متلاشی کردن آن ؛ در حالت دوم ، مبارزه مسلحانه فضا و امکانات مبارزه سیاسی و اجتماعی توده ای را محدود می کند و با به حاشیه راندن نیروی عظیم توده های مردم ، صحنه سیاسی را به آوردگاه نظامیان دو طرف تبدیل می کند و تردیدی نیست که در این رویارویی قاعدتاً و غالباً مخالفان رژیم طرف ضعیف درگیری هستند و در نقطه قوت رژیم با او می جنگند. البته یک چیز می تواند این درگیری را به ضرر رژیم تغییر بدهد و آن مداخله نظامی خارجی است که خود مصیبتی است بزرگ تر از دیکتاتوری!

متأسفانه تا اینجا به نظر می رسد که رژیم اسد ، اسلام گرایان و امریکا و شرکاء نمی گذارند دو شرط یاد شده عملی شود و این می تواند سوریه را به جنگ داخلی خونینی بکشاند ، شاید شبیه جنگ داخلی لبنان در گذشته و جنگ داخلی عراق در حال حاضر!!

   ۱۶ دی ۱۳۹۰ ( ۶ ژانویه ۲۰۱۲ )

[1]Nir Rosen: Syria – The revolution will be weaponised, Aljazeera, 23 Sep 2011

– Majid Rafizade: For Syria’s minorities, Assad is security, Aljazeera, 16 Sep 2011

[2] MERIP editorial: Syria’s Torment, 10 Aug 2011

[3] Nir Rosen: Ghosts in the mosques, Aljazeera, 30 Sep 2011

[4] Roxanne Horesh: Syria’s fragmented opposition, Aljazeera, 10 Nov 2011

Hugh Macleod and Annasofie Flamand: Syria’s opposition: Transition and division, Aljazeera, 2 Sep 2011

Anita McNaught: Syria’s opposition finds its voice, Aljazeera, 4 Oct 2011

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: