جامعه مدنی ـ گرامشی و صداقت سیاسی

دایرالمعارف روشنگری

هلموت فلنر ، برگردان یدالله سلطان پور

پیشگفتار

• آنتونیو گرامشی، یکی از مؤسسین حزب کمونیست ایتالیا در ۲۳ ژانویه به سال ۱۸۹۱ در آلس ساردینیه ن، تولد یافته است.

• ۱۱۵ امین سالگرد تولد او را چپ رویزیونیست مورد استفاده قرار می دهد تا او را در موضع ضد مارکسیسم ـ لنینیسم علم کند و به مثابه معمار چرند مد روز معروف به «جامعه مدنی» جا بزند.

• هلموت فلنر در ژانویه سال ۲۰۰۳ در این رابطه می نویسد:

• «چندی است که مفهومی شبحگونه در فضای سیاست در گشت و گذار است:

• مفهوم موسوم به «جامعه مدنی»

• هم نمایندگان «صداقت سیاسی» (political correctness) بورژوائی، هم نمایندگان مجلس نشین سوسیال ـ دموکراسی و هم مسیحیان جنبنده برای صلح، همه از دم، این مفهوم را چنان لغلغه می کنند که انگار در لیست شاهواژه های سیاسی مد روز از قبیل پروژه، گفتمان و غیره قرار دارد.

• مارکسیست هائی که از شنیدن مکرر مفهوم «جامعه مدنی» به تنگ آمده اند، می خواهند که قید استفاده از آن را بکلی بزنند.

• اما چنین کاری تأسف آور خواهد بود.

• برای اینکه این مفهوم می تواند به عنوان مقوله تحلیلی سودمند واقع شود.

• البته به شرط اینکه تعریف جمع و جوری از آن داده شود، تا بنی بشر بدانند که منظور از «جامعه مدنی» چیست.

• این مفهوم دیری است که در محافل چپ مورد بحث قرار می گیرد:

• مفهوم «جامعه مدنی» برای بعضی ها، واژه سحرآمیزی است و برای برخی ها به معنی رویزیونیسم، انحراف از راه راست و چه بسا حتی به معنی سیاست رئال سبز است.

• تعریف رایج این مفهوم از قرار زیر است:

• «جامعه مدنی معمولا خواهان کثرت گروه ها، نهادها و جنبش های اجتماعی است، که عمدتا مستقل از نهادهای دولتی، حزبی ـ سیاسی و یا اقتصادی ـ خصوصی اند.

• عضویت در این گروه های اجتماعی داوطلبانه است و ساختار سازمانی آنها دموکراتیک است.

• اصول جامعه مدنی کذائی به شرح زیرند:

۱

• احترام به حقوق عام بشر

۲

• تحمل نظرات، افکار و عقاید دیگران

۳

• برسمیت شناسی قوانین اساسی مدل جامعه بورژوائی ـ دموکراتیک

۴

• برسمیت شناسی دولت دموکراتیک مبتنی بر قانون (قانونمدار)

۵

• از خصویات دیگر جامعه مدنی کذائی که طرفداران آن را از طرفداران ساختار راست افراطی و همچنین از طرفداران طرح های سیاسی انقلابی و آنتی فاشیستی مرزبندی می کند، به شرح زیرند:

۱

• رعایت اکید اصول فعالیت در چارچوب قانون

۲

• صرفنظر بی چون و چرا از توسل به قهر (خشونت)، که به معنی قبول انحصار دولتی قهر (خشونت) است.»

• مراجعه کنید به به قهر در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

• این تعریف اشاعه وسیع یافته، ولی آن کمترین ربطی به مفهوم همه جا همان متعلق به آنتونیو گرامشی، تحت عنوان «جامعه مدنی» ندارد:

۱

• جامعه مدنی در قاموس آنتونیو گرامشی، مقوله ای تناقضمند است.

۲

• آنتونیو گرامشی در هیچ کجا ادعا نکرده که جامعه مدنی بر ارزش های اخلاقی از قبیل تحمل نظراتف افکار و عقاید غیر، احترام بر حقوق بشر، صرفنظر از توسل به قهر، دموکراسی و یا قانونیت تقدم بی چون و چرا دارد.

۳

• آنتونیو گرامشی هرگز ـ بطور ماورای تجربی (اپریوری) ـ مفهوم جامعه مدنی را مفهومی مثبت تلقی نکرده است.

۴

• آنتونیو گرامشی هرگز مفهوم جامعه مدنی را با تصورات آرزوئی پر نکرده است.

۵

• آنتونیو گرامشی مفهوم جامعه مدنی را از پراتیک انقلابی استخراج کرده است.

۶

• مبدأ حرکت او همواره انقلاب اکتبر بوده است.

۷

• آنتونیو گرامشی این مسئله را مورد بحث قرار داده که چرا انقلاب در روسیه نسبتا عقب مانده پیروز شده، ولی در اروپای غربی بلحاظ اقتصادی و فرهنگی بمراتب توسعه یافته تر شکست خورده است.

مواضع و پناهگاه های زیر زمینی

• پاسخ گرامشی به این مسئله، به نقل قولی کلاسیک بدل شده است:

• «در شرق، دولت همه کاره بود، ولی جامعه مدنی در مراحل آغازینش قرار داشت و آش شله قلمکار (gallerthaft) بود.

• در غرب اما میان دولت و جامعه مدنی رابطه متوازنی برقرار بود و با تزلزل دولت معلوم شد که چه ساختار ثباتمندی جامعه مدنی داشته است.

• دولت در غرب، فقط سنگر حافاظتی جلوتر از همه بود که در پشت سرش، زنجیره ای از استحکامات مستحکم و مواضع و پناهگاه های زیر زمینی قرار داشت.»

۱

جامعه مدنی به مثابه خادم جامعه کهنه (وضع موجود)

• جامعه مدنی موجود در پایان جنگ جهانی اول، به سدی در راه پیشرفت اجتماعی بنیادی، یعنی انقلاب بدل شد.

جنگ متحرک

• «جنگ متحرک»، قیام مسلحانه و سرانجام، جنگ داخلی در روسیه می بایستی در غرب، جای خود را به «جنگ موضعی» بدهد تا بتوان به تسخیر «زنجیره استحکامات و مواضع و پناهگاه های زیر زمینی» واقع در پشت «سنگرهای اولیه» (سنگرهای دولتی) نایل آمد.

جنگ موضعی

• این نظر آنتونیو گرامشی ـ بسان بسیاری از نظرات او ـ با نظرات لنین انطباق داشت که در سال ۱۹۱۸ نوشته بود:

• «شروع انقلاب در کشورهای اروپای غربی دشوارتر است.

• زیرا در این کشورها، سطح بالائی از فرهنگ ضد پرولتاریای انقلابی مؤثر است و طبقه کارگر خود را در بردگی فرهنگی می یابد.»

• گرامشی دو سال پس از مارش موسولینی به روم، کمونیست های ایتالیا را به جلب قلوب و مغزهای اکثریت مردم فرا می خواند.»

• بنظر او باید با کسانی که در حزب کمونیست ایتالیا «با توجه به فاشیسم اجاق مبارزه را شعله ور می سازند»، به مقابله برخاست.

• برای اینکه اقدام به واپسین نبرد جهت تسخیر قدرت، هنوز زود است.

• جلب قلوب و مغزهای اکثریت مردم کشور اما تنها از طریق «روی آوردن به توده ها و از طریق به چالش کشیدن کلیه نهادهائی امکان پذیر است که توده ها را تحت تأثیر ایدئولوژیکی قرار می دهند.

• گرامشی مجموعه سازمان های غیردولتی را که سازنده افکار عمومی و نتیجتا سازنده «شعو روزمره» اند، «جامعه مدنی» می نامد.

• از آنجمله اند:

۱

• کلیساها

۲

• سندیکاها

۳

• مطبوعات، که «پویاترین بخش این پایگاه ایدئولوژیکی را تشکیل می دهند.»

۴

• کتابخانه ها

۵

• مدارس

۶

• محافل و انجمن های متنوع

۷

• معماری

۸

• خیابان سازی

۹

• نامگذاری خیابان ها.»

• بنظر گرامشی، روبنای جامعه از دو سطح تشکیل یافته که در خدمت تحکیم سرکردگی (هژمونی) بورژوازی در جامعه سرمایه داری اند:

۱

• جامعه مدنی

۲

• «جامعه سیاسی»، متشکل از دولت و ارگان های دولتی.

• وظیفه جامعه مدنی عبارت است از سازماندهی «جلب رضایت خودپوی» توده های تحت ستم و حاکمیت بورژوازی

• وظیفه «جامعه سیاسی» عبارت است از «رام و سر به راه سازی کسانی که تن به «جلب رضایت خودپو» نمی دهند.

بنظر گرامشی، جامعه مدنی در «میانه زیربنای اقتصادی و دولت با دستگاه قانونگزاری و مجریه (قهریه) قرار دارد.»

• این بخش آخر فرمولبندی گرامشی اندکی کلیشه ای بنظر می رسد و اگر بطور مجزا در نظر گرفته شود، می تواند به روشنفکرانی حق بدهد که بنا بر منافع خویش، جامعه مدنی را میدان اصلی مبارزه بین پیشرفت و ارتجاع جا می زنند.

• سابینه کبیر ـ گرامشی شناس سرشناس ـ چنین سوء تفاهم خودخواسته ای را رد می کند.

• او نشان می دهد که گرامشی، مشروطیت اقتصادی جامعه مدنی را بخوبی دیده و در تحلیل خود از دولت و انقلاب در خط لنین حرکت کرده است.

• تبعیت «داوطلبانه» اکثریت کارگران کشورهای سرمایه داری توسعه یافته (کشورهائی که در آنها، جامعه مدنی بیشتر از جاهای دیگر توسعه یافته) از جامعه مدنی برای تأثیرگذاری بر فعالین جامعه مدنی از اهمیت ثانوی برخوردار است.

• سابینه کبیر در همرائی کامل با گرامشی می نویسد که «در دموکراسی های مدرن بورژوائی، ظرفیت جلب رضایت مردم تا درجه بسیار زیادی بطور اقتصادی مشروط می شود.»

• این جلب رضایت از طریق اعطای مزایای اقتصادی صورت می گیرد، مزایائی که ضمنا با قهر، انضباط کاری، سرکوب مبارزات کارگری و غیره همراه اند.

• گرامشی این پدیده را در مدرنترین سیستم اقتصادی جهان، یعنی ایالات متحده امریکا نشان داده است:

• «سرکردگی (هژمونی) از کارخانه کسب می شود و به میزان اندکی به میانجی ها از عرصه سیاست و ایدئولوژی نیاز دارد.»

• اگر طبقات تحت ستم به سرکردگی طبقه حاکمه تن درندهند و به مقاومت توده ای روی آورند،، آنگاه دولت بورژوائی ـ دموکراتیک از اعمال قهر عریان ابائی نخواهد داشت.

مثلا در سال های بحرانی پس از جنگ جهانی اول، ضمن اینکه به قول گرامشی، «جامعه مدنی به مثابه سیستم تعیین کننده در مبارزه، به کندن «سنگر» پرداخته بود، سرکوب قهرآمیز جنبش توده های انقلابی لازم بود، جنبشی که در بخش اعظم اروپا شعله می کشید.»

۲

جامعه مدنی و انقلاب

• طرح جامعه مدنی توسعه یافته از سوی آنتونیو گرامشی، اگرچه از لنین فراتر می رود، ولی با تئوری دولت لنین در رابطه مستقیم قرار دارد.

• بحق می توان متون به میراث مانده از گرامشی را تحت عنوان «جامعه مدنی و انقلاب» جمع بندی کرد.

• این حقیقت امر را که گرامشی از سنت لنینیستی برخاسته و تا آخرین لحظات حیات خود در سال ۱۹۳۷ انقلابی مانده، باید در قبال گله ای از میراث خواران نامحق بارها و بارها به تأکید خاطرنشان شد!

• میراث خوارانی که بی شرمانه از آنتونیو گرامشی سوء استفاده تبلیغاتی به عمل می آورند:

۱

• رفرمیست های رنگارنگ

۲

ببینو کراکسی (۱۹۳۴ ـ ۲۰۰۰)

سیاستمدار ایتالیا و دبیر کل حزب سوسیالیست ایتالیا

• سوسیالیست های دنباله رو کراکسی در ایتالیا

۳

• «ژرف اندشان» سوسیال ـ دموکراتیکی که صفت «رفرمیست» در حق شان به معنی اعطای مدال افتخار به حضرات خواهد بود.

• حدس و گمان در این باره که اگر گرامشی زنده می ماند، امروزه چه موضعی می داشت، بیهوده و بی ثمر است.

• ما ـ به مثابه کمونیست ـ باید به این مسئله باندیشیم که آیا می توان و چگونه می توان از افکار گرامشی در راستای تقویت درک ایدئولوژیکی خود و موفقیت در سیاست روزمره چپ بهره برگرفت.

رژه پارتیزان های مقاومت (رزیستانسیا) پس از پیروزی بر فاشیسم و ناسیونال ـ سوسیالیسم در خیابان های میلان ایتالیا

• افکار گرامشی در نبرد تاریخی موسوم به «رزیستانسیا» (مقاومت) در ایتالیا عملا نقشی بازی نکردند.

• بحث های جاری راجع به گرامشی در خود ایتالیا قابل اعتماد درخور نیستند.

پالمیرو توگلیاتی (۱۸۹۳ ـ ۱۹۶۴)

رهبر حزب کمونیست ایتالیا

از رهبران جنبش کمونیستی بین المللی

• زیرا رویزیونیست های رنگارنگ تلاش دارند تا با سوء استفاده از اعتبار پالمیرو توگلیاتی و آنتونیو گرامشی («دو رفیق همسنگر و پیکارگر») میان «راه ایتالیائی سوسیالیسم» و «کمونیسم اروپائی» انریکو برلینگوئر پلی بزنند.

انریکو برلینگوئر (۱۹۲۲ ـ ۱۹۸۴)

دبیر کل حزب کمونیست ایتالیا (۱۹۷۲ ـ ۱۹۸۴)

از سران سرشناس کمونیسم اروپائی

• راه برلینگوئر اما سرانجام به احیای سوسیال ـ دموکراسی ایتالیا منتهی شد، سوسیال ـ دموکراسی ئی که در سایه دار و دسته فاسد کراکسی، آبروی سیاسی خود را بکلی از دست داده بود.

بی کمترین تردید می توان گفت که اگر توگلیاتی و گرامشی امروز زنده می بودند، بر ضد رویزیونیسم و رفرمیسم به مقاومت و مبارزه آشتی ناپذیر می پرداختند.

۳

جامعه مدنی و سیاست وحدت نیروها

• برای گرامشی ـ به عنوان انسانی انقلابی ـ پیش شرط سیاست موفقیت آمیز وحدت نیروها عبارت است از روشن کردن نکات سه گانه زیر:

۱

• چه می خواهم؟

۲

• به کجا می خواهم بروم؟

۳

• با کی می خواهم بروم؟

• انحلال در وحدت نیروها و صرفنظر کامل از مطالبات خویش برای گرامشی غیرقابل قبول است.

• گرامشی در زمینه وحدت نیروها نه تنها حرف های زیادی برای گفتن دارد، بلکه علاوه بر آن، چیزهای زیادی برای نشان دادن.

• کردوکار سیاسی و عملی گرامشی قبل از بازداشتش در نوامبر سال ۱۹۲۶ این مسئله را به وضوح نشان می دهد:

۱

• به هنگامی که مسئله شرکت ایتالیا در جنگ جهانی اول مطرح بود، گرامشی با کاتولیک های پاسیفیست دیدار کرد، همان کاتولیک هائی که سوسیالیست های ایتالیا به قول گرامشی ترجیح می دادند که در قبال شان «آنتی کلریکالیسم (روحانیت ستیزی) ابلهانه ای» را علم کنند.

• مراجعه کنید به پاسیفیسم، روحانیت سیاسی

۲

گابریله د اننسیو (۱۸۶۳ ـ ۱۹۳۸)

نویسنده ایتالیائی

نماینده سمبولیسم پسا اخلاقی

از چهره های سرشناس فاشیسم

از الهام بخشان موسولینی

بدون اینکه خود فاشیست و عضو حزب فاشیستی باشد.

• پس از جنگ جهانی اول، گرامشی حتی با گابریله د آننسیو ـ نوینسده ای که مدت زمانی گرایشات فاشیستی داشت ـ و با فیلیپو ماری نته ـ نویسنده فوتوریستی که در سال های نخست، قبل و بعد از مارش موسولینی به روم ـ جزو هموارسازان ایدئولوژیکی راه فاشیسم بود ـ تماس بر قرار کرد و او را حتی برای سخنرانی در «بخش فرهنگ پرولتری روس» در شهر تورین دعوت کرد.

• البته باید روی صحت سیاست وحدت مبتنی بر روی آوردن به عناصر ماورای راست تأمل کرد.

• گرامشی را هم برخی ها از این نقطه نظر بلحاظ اخلاقی مورد نکوهش قرار داده اند.

• ولی با اخلاق صرف بدشواری می توان به کار سیاسی پرداخت.

• برای اینکه در کار سیاسی بر روی جامعه مدنی، وحدت ها به خاطر چشم و ابروی وحدت طلبی صرف صورت نمی گیرند.

• گرامشی از این نقطه آغاز به حرکت می کرد که اینجا پای «روح گسست» در میان است، پای مرزبندی روشن میان پیشرفت وارتجاع (تفاوت گرامشی با گرامشی ستایان کذائی کنونی نیز درست در همسن جا ست):

• «به مثابه طرفدار طبقه ای که خواهان نوسازی جامعه است، در مقابل اینهمه سنگر و استحکامات غول آسای طبقه حاکمه چه می توان کرد؟

• روح گسست، یعنی از آن خود کردن شعور پیشرفتگرای شخصیت تاریخی خویش، روح گسست که باید در پی انبساط از طبقه رهبر و رهنما به طبقات بالقوه متحد باشد، کار ایدئولوژیکی بغرنجی می طلبد که شرط اول آن شناسائی عرصه ای است که می توان توده های انسانی را از جا کند و با خود برد.»

• یکی از دلایل وقف اوقات خویش به فرهنگ از سوی گرامشی نیز همین بوده است.

• فرهنگ مورد نظر گرامشی، نه فرهنگ نخبه ای بورژوائی، نه فرهنگ نیمه نخبه ای مترقی، بلکه همانطور که از نقدهای او از نمایشنامه ها، کتاب ها و عادی ترین فرم های فرهنگ می توان دریافت، هر فرمی از فرهنگ توده ای بوده است.

• امروز که «دلالان حرفه ای ایدئولوژی و سیاست» جامعه مدنی برو ـ بیائی خارق العاده دارند و مغز توده های زحمتکش را به اندازه کافی تسخیر کرده اند، این وظیفه کسب اهمیت بمراتب بیشتری می کند.

• اما مارکسیست ها به جای به چالش کشیدن هرچه بیشتر و سیستماتیک تر «فرهنگ توده ای» چه می کنند؟

• آنها عملا به این تهاجم فرهنگی مخرب بی اعتنا می مانند، به سردمداران روی می آورند و به درآوردن ادا و اطوار روشنفکری و خودنمائی بسنده می کنند.

پیشنهاد:

• آثار گرامشی را بخوانیم، مورد حلاجی قرار دهیم و سودآور سازیم!

۴

واپسین سخن

• هرکس که اکنون به مطالعه آثار گرامشی می پردازد، باید هشیار باشد.

• زیرا مطالعه محتواکاوانه آثار او آسان نیست.

• «دفاتر زندان گرامشی» پراکنده اند.

• در این دفاتر، مفاهیمی از ارتش به عاریه گرفته شده اند که برای تبیین تصویرمند منظور او مفیدند.

• علاوه بر این باید توجه داشت که انتخاب مفاهیم برای جان سالم بدر بردن از سانسور زندان نیز صورت گرفته است.

اما اگر کسی با روحی باز و با موضعگیری انقلابی به مطالعه آنها بپردازد، به سرچشمه جوشانی از عمل انقلابی ـ کمونیستی برخواهد خورد و گرنه مشتی جمله پا در هوا نصیبش خواهد شد که فقط به درد توجیه رفرمیسم می خورند.

پایان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: